حسین کشمیری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند احمد
تاریخ تولد
1342/06/01
تاریخ شهادت
1361/03/03
محل شهادت
ام الرصاص خرمشهر
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تک تیرانداز
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد گرانقدر حسين کشميري : عشق آوازي يگانه بود بر لبهايشان آنهايي که به بارگاه دوست راه يافتند . در سال 1342 وقتي که شب چادر سياهش را از روي شهر بر مي داشت کودکي نو رسيده لبخند را بر لبها نشاند و عطر وجودش را هديه به مادري نمود که در نگاهش شادي موج مي زد . به تبرک از نام ابا عبداله (ع) نام حسين زيبنده وجودش گشت . حسين پس از آنکه دوران پر شور کودکي را در دامان خانواده اي پر مهر سپري کرد وارد مرحله جديدي از زندگي شد و با ورود به مدرسه به مطالعه و کارهاي هنري علاقمند گشت خصوصاً به هنر نقاشي ، نوجواني او با روزهاي انقلاب و قيام عليه رژيم همراه بود . در اين زمان هم درس مي خواند و هم در جلسات قرآن شرکت مي کرد . در آن خفقان چند بار در مسابقان قرآن برنده شد و به او جايزه دادند . حسين صداي خوشي براي نوحه و مرثيه داشت . در دفتر خاطرات خود در راز و نياز با معبود خود مي نويسد " معبودم ! بر خويشتن ستم روا داشتم و آنطور که بايد و شايد از خويشتن مراقبت نکرده ام و زمام نفس سرکش را به دست نگرفته ام اينک واي بر من ..." با وجود سن کمي که داشت همگان را راضي کرد و تحصيلات را در مقطع سوم دبيرستان رها کرد و در تاريخ 13/1/1361 براي اولين بار توسط بسيج راهي جبهه شد و به مدت 52 روز با عشق از سرزمين ايران دفاع مي کرد . نگاه هاي دلنشين او هنوز مي توان در غروب کارون و اروند رود جستجو کرد . براي آزادي و فتح خرمشهر از جان دريغ نکرد و در عمليات بيت المقدس چنان جنگيد که در تاريخ 3/3/1361 جان را فداي دوست نمود تا دين اسلام باقي بماند و بيگانه جرأت نکند چشم طمع به کشورش بدوزد . پيکر مطهر اين شهيد ناکام در گلزار شهداي استهبان به خاک سپردند . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسمه تعالى لا تفسرو اولادكم على آدابكم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم فرزندان خود را به آداب وعادات خودتان مجبور نكنيد چون آنان براى زمانى غيرزمان شما آفريده شده اند پدرومادر عزيزم : سلام ودرود برشما كه به من اجازه داديد انجام وظيفه نمايم انقلاب مستضعفين بود وبايد حق اين است كه نعمت هاى اين انقلاب هم براى مستضعفين باشد پدرم : من براى راه خدا وبراى دفاع ازدين خدا هدف خويش را برگزيدم وهدف ما همين است وامام ما بانوروجودش اين راه را به ما نشان داد من وامثال من براى آب وخاك وخوراك نمى جنگيم هدفى بسيار والاتراست ومقصودالله است زيراكه براى خلق وبراى وطن وبه ظاهر خدا اما د رواقع آنها شرك ودوگانه پرستى است ما براى ادامه راه حسين ويارانش مى جنگيم وبدست آوردن خاك وطنمان كه نگهدارى ازنعمت هاى خداست چون ما امانت داريم مادرم : براى من گريه نكن پدرم براى من گريه مكن اقوام من براى من گريه نكنيد بياد آوريد حسين را درصحراى كربلا ومظلوميت بهشتى رادرزير انبوه خاكها وسوختن رجايى را ،آنگاهبخود مى گويند فرزند ما بايد برود وظيفهداشت برود .وصيت من اين است كه گفته هاى امام عزيز را ذره ذره وجودتان بپذيريد وعمل كنيد و بدانيد كه ما خلقتمان براى حفظ دين خدا بوده ورفتنمان نيز براى حفظ دين اوست خدايارو نگهدارهمگى شما باد وموفق ومؤيد درحفظ ودرراه او باشد حسين كشميرى 29/1/61