بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد عزيز علي اصغر محمدي: آن روز مورخ 1344 که صداي گريه اش با نواي خوش مرغان سحر پيوند خورد نامش را به ياد سردار گلو بريده ي کربلا علي اصغر نهادند تا حماسه اي کوبنده آغاز کند و پرچم سبز پيروزي را به اهتزاز در آورد . دوران پر از خاطره ي کودکي علي اصغر در آغوش گرم و صميمي مادر گذشت و پس از آن راهي مدرسه گشت و الفباي دانش را در کلاس درس آموخت در ميان دوستان و همسالان خود الگويي منحصر به فرد بود و نجابت و متانت را مي شد از گفتار و رفتارش فهميد به کسب شهرت و موقعيت توجهي نداشت و به لذت و زيورهاي دنيا نيز همچنين جواني مهربان و با گذشت بود و بسيار خوش قول و با وفا در اين تعطيلات به کار مشغول مي شد و گوشه اي از خرج زندگي را متحمل مي گشت هنوز درسش تمام نشده بود که زمزمه هاي شوم دشمن او را نيز نگران ساخت و جهت دفاع از کيان اسلامي راهي بسيج گشت و در تاريخ 18/5/1365 با ديگر طلايه داران مکتب توحيد به جبهه هاي جنگ رهسپار شد وي حضور در جبهه را تکليف شرعي مي دانست و نرفتن را خيانتي بزرگ . تحصيلات خود را تا ديپلم ادامه داد چندين بار داوطلبانه به جبهه هاي جنگ شتافت و در انجام مسئوليت هاي مختلف تلاش نمود آخرين باري که به جبهه مي رفت پاسدار وظيفه بود و آثار شهادت کاملاً در چهره اش هويدا بود آن وقت که در تاريخ 19/11/1365 در عمليات کربلاي 5 حضور يافت چشم سياه يار را بهانه کرد و در برابر گلوله هاي آتشين دشمن سينه گشود و با پيکر به خون نشسته اش به ديدار دوست شتافت و پس از گذشت سيزده سال در تاريخ 30/4/1378 پيکر مطهرش به ديار بازگشت و در گلزار شهداي استهبان به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .