کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
23:25
چراغعلی نظری علی آبادی

چراغعلی نظری علی آبادی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند حاجی

تاریخ تولد
1347/06/07
تاریخ شهادت
1367/01/19
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
محل تولد
فارس - رونیز- رونیزسفلی
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تک تیرانداز
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد گرانقدر چراغ علي نظري علي آبادي : آرام بر دشت هاي تشنه باريد . او که در مسير رفتنش ، به کوير مژده ي باران مي داد . چراغ علي در سال 1347 در علي آباد چشم به جهان گشود کودکي که الگويش مولي الموحدين قرار گرفت تا چون چراغي روشن براي آينده باقي بماند . از همان کودکي آثار نجابت و وارستگي در چهره اش موج مي زد . اگر چه با سختي ها و مشکلات رشد کرد اما وجودش با زيور صبر و استقامت آراسته گشت . چراغ علي تحصيلاتش را تا سوم راهنمايي ادامه داد و آنگاه در کار زراعت و دامداري به کمک پدر شتافت . وي با تلاش و زحمت بسيار روزگار را مي گذراند اما با اين حال از فقرا و نيازمندان غافل نبود . چراغ علي در زندگي فردي آرام و با صداقت بود که به امر به معروف و نهي از منکر بسيار اهميت مي داد و به امام خميني (ره) علاقه زيادي داشت او 20 سال داشت که براي خدمت سربازي آماده شد پس از طي کردن دوره هاي آموزشي در تاريخ 18/4/1366 راهي جبهه هاي خون و خطر شد و بعد از گذراندن 9 ماه از خدمت سربازي براي آخرين بار قصد شلمچه نمود و دل مشتاق و آرزومند خود را به سمت کربلاي ايران به پرواز در آورد . او در 19/1/1367 با دوستان و آشنايان خداحافظي کرد و از خانه کوچک و پر صداقتشان بيرون رفت و در تاريخ 27 فروردين ماه در حالي که جسدش بي جان و غرق در خون بود بر فراز دست هاي رنج آشناي روستاييان تا گلزار شهداي رونيز راهي شد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسمه تعالي
موضوع وصيت نامه : به نام پروردگار که آفريننده ي جهان هستي و قيامت است . بنده سرباز وظيفه (ش) چراغ علي نظري در منطقه فاو در سنگر ديده باني هستم اين را مي نويسم تا به يادگار بماند شايد دست تقدير به سويم آيد و ديگر ديدار به قيامت افتد چون خدايي که زنده مي کند و مي ميراند و باز زنده مي کند . سوره ي ؟؟؟ آيه 65 . پس بهتر که تا وارد گناهي نشديم به سوي پروردگار پرواز کنيم در زندگي چيزي ندارم جز عشق به پروردگار و ميهن و رهبرم حال که اين را مي نويسم نزديک به طلوع آفتاب است شايد سؤال شود که چگونه نوشته اي ديگر با صداي گلوله ها عادت کرديم . در اين عمر و زندگي يعني همين امشب من احساس مي کنم بايد با دنيا خداحافظي کرد اي عزيزاني که اين نوشته را مي خوانيد خدا را فراموش نکنيد . خداحافظ اي عاشقان خداحافظ اي زندگي اي خاطرات آيا شما اين توکل را داريد که در خط دوم باز کنيد . و کلمه ش يعني شهادت به نام خود قرار دهيد . 1/11/1366 . والسلام .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید