بسم الله الرحمن الرحيم
حسين هاشم پور در سال 1344در استهبانات تولد يافت از اوان کودکي خداوند نور ايمان در دلش روشن کرده بود. لذا مقيد به نماز بود و مدتي در مسجد مکبر نماز جماعت بود و در ده سالگي با بالا اکثرا روزه و ماه مبارک رمضان را ترک نمي کرد. و او هميشه در نماز حماعت و مجالس مذهبي شرکت مي کرد .و او اول انقلاب در تمام فعاليت ها بدون پروا شرکت مي کرد. و در آن شب هاي تاريک و سرد در زمان نادري که مردم را تحت تعقيب قرار مي داد با کمال رشادت و با ايمان کامل از هر تلاشي دريغ نمي کرد. و پس از پيروزي انقلاب که عده اي به نام مجاهد حلق خود را وا نمود مي کردند مخالفت خود را شديدا با آن ها اظهار مي کرد و اعمال آن ها را مرتب زير نظر داشت و چند ين بار هم به فعاليت هاي آن ها شخصا گزارش مي داد .براي نمونه محسن به هر العلوم چند بار به پدرش گله کرد لکن ايشان مي گفت اين ها تنگ محل و جامعه هستند .تا جان در بدن داريم با اين ها مبارزه کنيم و بايد از اين محل روند حتي محسن به هر العلوم گفته بود که عاقبت يک بلايي به سرش مي آيد و او گفت هيچ غلطي نمي تواند بکند. و بعد ازشروع جنگ تحميلي که از طريق بسيج آموزش مي داند به آموزش پرداخت و بارها اصرار داشت که به جبهه بود و به علت کمي سن وقتي که او را نصيحت مي کرديم مي گفت وظيفه ي من ايجاب مي کند که نداي لبيک گفته و به ياري اسلام بشتابم و سرانجام با روي گشاده و قلبي مملو از نور الهي به جبهه حق عليه باطل شتافت و به جبهه اعزام شد و به آرزوي ديرينه خود که همان شهادت در راه حق و پيروزي اسلام بود رسيد. و اين افتخار را با رشادت براي بازماندگان خود باقي گذاشت و ما هم اميدواريم که را او را ادامه دهيم وبه کوري چشم دشمنان تا پيروزي بر عليه دشمنان اسلام بجنگيم .روحش شاد و يادش گرامي باد .