کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 11 بهمن 1404
02:19
جهانگیر ابراهیمی

جهانگیر ابراهیمی

فرزند حبیب اله

تاریخ تولد
1341/12/14
تاریخ شهادت
1363/10/04
محل شهادت
سقز
محل تولد
فارس - پاسارگاد - سعادت شهر
مسئولیت
رزمنده
بسم رب الشهداء و الصديقين
متن زندگي نامه برادر شهيد جهانگير ابراهيمي ؛ هان اي شهيدان در جوار رحمت حق تعالي آسوده خاطر باشيد که ملت شما پيروزي را از دست نخواهد داد. امام خميني . برادر شهيد جهانگير ابراهيمي اين سرباز رشيد و هميشه جاويد اسلام و امام زمان عجل الله در سال 1341 در يک خانواده متوسط اما مذهبي ديده به جهان گشود وي پس از گذراندن دوران کودکي در سن 6 شش سالگي در زادگاهش راهي مدرسه شد و دوران ابتدايي را به پايان رسانيد ولي پس از گذراندن سال اول راهنمايي به علت فقر مالي مدرسه را ترک کرد و خود را بارنج و مشقت زندگي آشنا ساخت و سپس در سال 1358 براي معاش زندگي و خدمت به اسلام به ؟؟؟مقدس جهاد سازندگي ارسنجان پيوست وي چون در کارهايمان خود جديت و از خود گذشتگي خوبي برخوردار بود وي را به جهاد سازندگي قادر آباد منتقل نمودند تا اينکه فعاليت بيشتري در ايثارگان مقدس داشته باشد وي در اين مدتي که در جهاد فعاليت مي کرد از هيچ کاري دريغ ننمود و در دورترين روستاها و مناطق دور افتاده از امکانات در دشوارترين شرايط به نحو احسن خدمت نمود وي در تاريخ 18 هيجده اسفندماه هزار و سيصد و شصت دو براي خدمت سربازي به مرکز آموزش گردان امداد ذوب آهن اصفهان اعزام گرديد و لباس مقدس سربازي را به تن پوشيد و پس از پايان دوره سه ماه آموزشي در تاريخ 20/3/1363 عازم کردستان شهر و در هنگ ژاندارمري شهرستان سقز به خدمت مسغول شد وي چون شخصي خالص و ؟؟؟ به اسلام و امام وفادار بود مي دانست که دايره عقيدتي سياسي بهترين مکان خدمت به اسلام مي باشد و در همين دايره مشغول به خدمت شد . او هنگامي که به مرخصي مي آمد هميشه سخن از خدمت در کردستان داشت و مي گفت ما به افتخار است که انسان بتواند که در چنين شرايط حساس در کردستان خدمت نمايد و هميشه با افراد خانواده خود از تقوي سخن مي گفت و هميشه مژده پيروزي اسلام را به لب داشت .آري شهيد ابراهيمي در نامه هايش چنين مي نوشت . ما رزمندگان بايد دليرانه تا آخرين قطره خون خود مبارزه کنيم تا اينکه بتوانيم ريشه کفر و ستم را از ميهمان بر چينم و به جاي آن اسلام را در سراسر دنيا پياده نمايم و مي گفت چنانچه اسلحه من يا برادر ديگري به زمين افتاد و به جاي ما از اسلام و ناموس وطن عزيزمان دفاع نمايند و هميشه توصيه مي کرد امام را تنها نگذاريد و رزمندگان را دعا کنيد ايشان چون در دايره عقيدتي سياسي فعاليت بيش از اندازه داشت چندين باز دو مکراتها مورد تهديد قرار گرفت و حتي در عاشوراي سال 1363 در شهرستان سقز مورد تعقيب قرار گرفت ولي چون خيلي از خود گذشتگي نشان مي داد توانست از چنگال اين خون آشامها جان سالم به در ببرد تا اينکه زمان بيشتري بتوانند به اسلام و آب و خاک خود خدمت کند ايشان هميشه مي گفت : تنها صحبتي که من با شما برادران دارم اين است که فرزندان من امانتي است نزد شما از آنها به نحو احسن ؟؟ نماييد و آنها را تنها نگذاريد و به آنها بفهمانيد که شما پدري داشتيد که جان خود را ايثارگرانه در راه اسلام وطن و ناموس خود و ديگران اهدا کرد. سرانجام در تاريخ 4/10/1363 به آرزوي ديرينه اش که همان شهادت در راه حق بودي رسيد و سرمشق ما بازماندگان و ديگر هموطنان شد . روحش شاد و يادش گرامي .والسلام