کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 17 مرداد 1405
18:24
شجاعت جهانگیری

شجاعت جهانگیری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند رمضان

تاریخ تولد
1346/06/07
تاریخ شهادت
1364/04/20
محل شهادت
بیات
محل تولد
فارس - رستم - تل گر
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید شجاعت جهانگیری : این شهید بزرگوار ، در سال 1346 در روستای «بابا میدان » از توابع شهرستان ممسنی ، دیده به جهان گشود . تحصیلاتش را تا سال اول دبیرستان ادامه داد و در این زمان ، با شنیدن فرمان رهبر ، بی درنگ و با شور و علاقه ، راهی میدانهای مبارزه با دشمن متجاوز عراقی شد . با دوستانش مهربان و در مقابل خدایش خاضع و خاشع بود و در برابر دشمن متجاوز و خیره سر ، برازندۀ نامش دلیر و مردانه بود . سرانجام ، در تاریخ 20/4/1364 در حین عبور از رودخانۀ «میمه » در اثر بمباران هوایی دشمن ، به افتخار عظیم شهادت نایل شد و نامش را در دفتر عاشقان و فداییان راه خدا به ثبت رساند . روحش شاد و یادش گرامی باد .

بسم الله الرحمن الرحیم
" انا لله و انا الیه الراجعون " وصیت نامه خصوصی (خانوادگی ) آنقدر به جبهه می رویم تا شهید بشویم . " اشهد ان لا اله الا الله – اشهد ان محمدً رسول الله – اشهد ان علی ولی الله ". با سلام و درود فراوان و بی پایان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با درود به زحمتکشان – معلولین و خانواده شهدا و اسرای جنگ تحمیلی و با درود فراوان بر شما خانواده ام پدرم و اقوام و خویشانم از کوچک تا بزرگ پدر جان امید دارم که این فرزند کوچک خود را که هیچ وقت نتوانسته خدمتی بشما کرده باشد حلال کرده باشی باری ای پدر جان من به این عنوان آمدم جبهه که اول به دستور آقا امام خمینی دوم دیدم تکلیف الهی است پدر جان ما و امثال ما وظیفه دارند که از خون شهیدان و از زحمتهای مسعولین ( مسؤولین ) قدردانی کرده و در راه آنها که راه الله است جان دهند . پدر جان از شما و خانواده ام خواهش دارم که مثال بقیه پدرها با صبر و حوصله باشی و برای من گریه نکنی و ناراحت نباشی . پدر جان باور بکن یک پدر پیری در کنار ما هست که حدود 60 الی 70 سال سن دارد ریش و سر و مویش سفید است و 2 فرزند او شهید شده است ولی خم به ابرو نمی آورد او می گوید خدا بچه به من داد و خودش هم آنرا گرفت پس پدر شما هم از همین پدر ما درس استقامت بگیریند ( بگیرید ) و افتخار بکن که فرزندی داشتی و آن را ؟؟؟ راه خدا داده ای . پدر من خانواده من برای من لباس سیاه نپوشید گریه نکنید و من این حرف را از ته دل می گویم که عزاداری برای من نکنید چون اگر من شهید شدم نمرده ام بلکه در نزده( نزد ) خدا زنده هستم مگر نشنیده ای که خدا می فرماد ( می فرماید ) در قرآن " « و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون » آنها که در راه خدا جهاد کرده اند و کشته شده اند نپندارید که مرده اند بلکه در نزد پروردگار خودشان زندگی جاویدان دارند " پدر جان من نمی دانم سعادت شهید شدن را داشته باشم یا نه ولی اگر شهید شدم دوست دارم بی سر باشم تا در قیامت نزد ابا عبدالله الحسین رو سفید باشم پس برای من دعا کن زیرا رسول خدا فرمودند چهار نفر دعایشان رد نشود و یکی از آن چهار نفر پدر برای فرزند است . ای جوانان آشنا و خانوده ام نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در نبرد در میدان جنگ شهید شد و نکند در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه بیاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان پیش شما تفرقه نیاندازند و شما را از روحانیت متعحد ( متعهد ) جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتها خواهد بود حضورتان در در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید در اما بیشتر دقت کنید و سعی کنید عظمت او را بیابید و خود را مخلصانه تسلیم او سازد و صداقت و اخلاص خود را همیشه حفظ کنید ای مادران مبادا از رفتن فرزندانشان به جبهه ها جلوگیری کنید که فردای قیامت در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را کرد و ای خانواده من خود را برای تحمل رنجها و مصیبتها و ناکامیها و ناروائیها آماده سازید و دل قوی کنید که قادر یکتا نگهدار و پشتیبان شما است و این مصیبتها و سختیها زودگذر و تمام شدنی است ولی بپاداش این جانفشانیها و فداکاریها به نعمتهای بی پایان الهی خواهید رسید اگر شما نمی خواهید در مقاومت و عظمت شما خللی وارد شود هیچگاه زبان به شکایت نگشائید و آنچه را که از قدر و مرتبه الهی شما می کاهد به زبان نیاورید و همیشه ذکر خدا کنید قرآن فرا بگیرید و روزه و نماز را بپا دارید . گوش به شایعات منافقان ندهید و به برادرم کرامت اله عزیز بگوئید که مرا ببخشد و بگوئید که او شما را دوست می دارد . از عمه ام عمویم دائی ام با اهل خانواده محترم خان ؟؟؟ محمد و خلاصه همه بچه های محل طلب آمرزش و حلال بودی می کنم از حسین – ناصر – حسن – رضا - ؟؟؟ سمیرا علی شیر – طلب حلال بودی می کنم از خانواده دائی علم – خانواده دائی اکبر و اصغر حلال بودی می کنم و بچه هایم مرا ببخشند و از شما می خواهم که به خانواده ارسلان ؟؟؟ و عمه ام بیشتر توجه کنید به محمد محبت ورزید زیرا مهر و محبت مادری ندیده . والسلام .

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید