بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه برادر شهيد حجت الله محمدي . شهيد حجت الله محمدي در سال 1345 در روستاي برد کوه در خانه اي مسلمان ديده جهان گشود . وي در سنين کودکي کودکي در دامان پدر و مادر خود پرورانيده شد و در سن هفت سالگي وارد مدرسه شد و از کلاس اول تا پنجم ابتدائي را در مدرسه ي برد کوه گذراند و دوران اول راهنمائي را نيز در مدرسه ي شهيد شريعتي برد کوه مشغول بود تا دوم راهنمايي مي خواند . شهيد حجت الله محمدي ضمن درس خواندن عشق و علاقه ي زيادي به ورزش داشت و همچنين به کمک پدر خود نيز کار مي کرد تا اين که عشق به جبهه به سرش زد و قلب سرشار از عشق به او اجازه نداد که ديگر ادامه تحصيل دهد وي چندين بار به جبهه رفت و برگشت . در حمله ي والفجر دو شرکت کرده بود که همراه با چند تن از يارانش در محاصره ي دشمن قرار گرفتند و بعد از چند روز محاصره به وسيله ي بي سيم برادران رزمنده آن ها را نجات دادند و براي چند روز جهت همکاري کشت زراعت گندم به خانه آمد و در خاتمه کشت گندمش دوباره عازم جبهه ي حق عليه باطل شتافت . شهيد حجت الله محمدي آن عشق و علاقه اي که به جبهه داشت هميشه در فکر همسنگران بود حتي در خانه درباره ي عملکرد رفقاي خود صحبت مي کرد و در نامه هايش مي نوشت مي خواهم عضو سپاه پاسداران شوم که بتوانم خدمت بيشتري به کشور اسلامي خود نمايم و هميشه مي گفت اي امام حسين من عاشق زيارت تو هستم و مجدداً مي گفت يا شهادت يا زيارت ، تا اين که بار ديگر با همسنگرانش هنگامي که به وظيفه ي خودش عمل مي کرد در تاريخ 2/2/63 به وسيله ي پاتک مزدوران بعثي صداميان در کنار ديگر همسنگرانش در جبهه ي گيلان غرب به درجه ي رفيع شهادت نائل آمد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیتنامه برادر شهید حجت اله محمدی درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و خصوصاً « مردم شهید پرور ایران که قدم خویش را برای خداوند بزرگ برداشته اند اول ما رزمندگان که به جبهه نور علیه ظلمت میرویم نه اینکه بقول بعضی ها ناراحتی داریم – اینهائی که این حرفها را می زنند کجایش اسلام است – نه این حرفها اسلامی نیست که شما می زنید . ما رزمندگان اسلام نه برای پول و مقام و نه بعلت ناراحتی به جبهه رفته ایم – ما برای پیروزی اسلام و نابودی کفر به جبهه رفته ایم – نه از آمریکا میترسیم و نه از کشورهای دیگر و نه از شما منافقین . من خودم که دارم به جبهه میروم برای این است که حسین زمان را تنها نگذارده باشم . و ای مسلمانان جهان شما می توانید همه مثل کشور ما (ایران ) قیام کنید و تمام دنیا را مسلمان کنید و تا امام زمان (عج) هر چه زودتر بیاید و انشاءالله تعالی چنین خواهد شد و ما امیدوارم هر قدمی که از این به بعد بر میدارم همه اش برای خدا باشد و همیشه این باشد که دارم که یکی از یاران امام حسین (ع) که در صحرای کربلا با یزیدی می جنگید باشم . من که در این دنیا زندگی میکنم و میدانم خدا هست و جهنم و بهشتی هست چرا نروم و شهید نشوم که در رختخواب بمیرم – نه – نه . من هیچ وقت در رختخواب نخواهم مرد من مسلمانم و مسلمانان هیچ وقت راحت نبودند من هم باید راحت نباشم برای مسلمانان ایران حیف است که جوان باشند و امام را یاری نکنند ای امام حسین من عاشق تو و یارانت شده ام چرا عاشق نشوم – ای امام حسین تو اگر مرا می خواهی از خدا بخواه که مثل تو شهید شوم و بایستی بدنم مثل بدنت پاره پاره بشود . خدایا مرگم را در راه خودت برای رضای خود قبول کن – خدایا شهادت را نصیبم بگردان . خدایا تمام عمر و زندگیم برای تو و در راه تو به پایان برسد . خدایا تا گناهانم را نبخشی از این دنیا مبر . خدایا پدر و مادرم را از من راضی و خشنود بگردان – خدایا اقوام و خویشانم را از من راضی و خشنود بگردان – خدایا زندگیم را طولانی نفرما . خدایا اگر تا الان فردی گناهکار بودم از تو میخواهم که توبه مرا بپذیری و گناهانم را ببخشی و من در مقابل برای رضای تو قدم بر میدارم تا مقام والا پیدا کنم و در راه تو بمیرم . والسلام . جنگ جنگ تا پیروزی . حجت اله محمدی کلاس اول راهنمایی .