کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
08:04
علی جان اکبرزاده (تزنگی)

علی جان اکبرزاده (تزنگی)

فرزند صفاخان

تاریخ تولد
1344/01/01
تاریخ شهادت
1364/01/02
محل شهادت
جزیره مجنون
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - سروستان - سروستان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
غرق
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسمه تعالی
زندگینامه شهید علی جان اکبرزاده . شهید علی جان اکبرزاده در سال 1344 در خانواده ای متوسط و کشاورز به دنیا آمد . او فرزند ارشد خانواده و چهار برادر خواهر دارد از دوران تحصیل و یا آغاز تشکیل بسیج عضو فعال بسیج دانش آموزی بود و علاوه بر تحصیل در فعالیت های بسیج شرکت می نمود او به نماز و مسجد و جماعت علاقه زیاد داشت . رفتارش متین و با وقار بود و با اعزام به جبهه جنوب در عملیات های سپاه بر علیه دشمن متجاوز شرکت می نمود تا این که در عملیات بدر در منطقه جنوب توسی نیروهای دشمن هنگامی که با قایق به طرف دشمن هجوم می برد از ناحیه سر مجروح و به شهادت رسید . جدس او را توسط سایر همرزمانش از آب گرفته و به سروستان انتقال دادند و در قطعه شهدای گلزار شهداء سروستان در سال 1364 به خاک سپرده شده است . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
«ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون»(نحل 21) بدرستى كه آنان كه در راه خدا كشته مى‌شوند مرده مپنداريد بلكه آنان زنده‌اند و نزد خداى خود روزى مى‌خورند.
به نام خداوند درهم كوبنده كاخ ستمگران. من اكنون كه در حال اعزام به جبهه هستم از خداوند متعال مى‌خواهم كه مرا يارى دهد تا بتوانم در اين امتحان با سرافرازى بيرون آيم و به نداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان لبيك گفته و در جبهه‌ها شركت جويم. تا حا من مرده بودم و اين لحظه آغاز جهاد و شهادت است. اين احساس را در خود مى‌بينم كه تازه دارم متولد مى‌شوم و زندگى جاويدان خود را آغاز مى‌كنم. شهادت انسان را به درجه اعلاى ملكوتى مى‌رساند. چقدر شهادت در راه خدا زيباست و مانند گل محمدى مى‌ماند كه وارثان خون پاك شهيد از آن مى‌بويند. خدايا شهادتم را در راه اسلام و قرآن كه خارى در چشم دشمنان است بپذير.
اى مادر مهربان اميدوارم كه اگر من شهيد شدم صبر انقلابى داشته باشيد و مانند زينب عمل كنى. در مرگ فرزند غم و اندوهى نداشته باشى و افتخار كنى كه فرزندت شهيد شده است. و اى پدر و مادر مهربان اميدوارم كه مرا حلال كنى تا خدا اين جان ناقابل كه در راه اسلام داده‌ام قبول كند و تو پدر مانند كوه استوار باش و ازخدا كمك و يارى بخواه و اصلا ناراحت من نباش كه امام حسين هم فرزندان خود را با دست خود به ميدان رزم فرستاد و در جلو چشم خودش شهيد شدند. اى خواهر و برادر مهربانم اگر كه من باعث ناراحتى شما شده‌ام مرا ببخشيد و مرا حلال كنيد و به پدر و مادر عزيزم اگر كه من شهيد شدم اگر كه جسد من به دستتان نرسيد ناراحت نباشيد و اين امام امت پير جماران را يارى كنيد. حامى روحانيت باشيد چونكه روحانيت بود كه اينطور قشر جوان را خدايى كرد و دعا براى امام و رزمندگان يادتان نرود و در آخر خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.
خداحافظ- على جان اكبرزاده 17/8/61