کنگره ملی شهدای استان فارس

چهارشنبه 14 مرداد 1405
18:44
حجت خرمی سروستانی

حجت خرمی سروستانی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمود

تاریخ تولد
1345/08/10
تاریخ شهادت
1362/12/12
محل شهادت
طلائیه
محل تولد
فارس - سروستان - سروستان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
اصابت ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد مفقودالاثر حجت الله خرمي . شهيد مفقودالاثر حجت الله خرمي در آبان ماه 1346 در يک خانواده مذهبي ديده به جهان گشود و بعد از طي دوران کودکي در سن 7 سالگي وارد مدرسه شد و دوران تحصيلات ابتدايي را با موفقيت به پايان رساند و وارد دوره راهنمايي شد و در همين دوران تحصيلي بود که به درياي خروشان انقلاب اسلامي پيوست و در پيشبرد و پيروزي انقلاب نقش بسزائي داشت و در اين دوران تحصيلي با وجود شرکت در برنامه ها ي انقلاب دانش آموز ممتازي بود و وارد شدن ايشان به دوران تحصيلات دبيرستاني مصادف بود با جنگ تحميلي و تشکيل بسيج مستضعفين که ايشان از نخستين اعضاي بسيج سروستان بود شهيد حجت هم مانند ديگر لبيک گويان به نداي رهبري لباس مقدس سربازي امام را به تن چون سرورش پوشيد و به همراهي ديگر عاشقان حسين (ع) در تاريخ 10/4/61 براي اولين بار در سن 15 سالگي در جبهه شرکت نمود و در عمليات ظفرمندانه رمضان از خويش حماسه ها آفريد . شهيد حجت الله خرمي نيز يکي از فرزندان برومند امت حزب الله بود که کمتر کسي او را از آن جهت که کارهايش هميشه براي خدا انجام مي داد و خالصانه بود وسعي مي کرد خدمتگذاري گمنام باشد ، بشناسد او چون پروانه اي عاشق بود که دور وجود شمع ولايت مي گشت چهره نوراني و ملکوتيش که حکايت از ارتباط محکم او با ملکوتيان بود و عاشقان انقلاب و اسلام را جذب و منحرفان و منافقان و دشمنان ولايت را دفع مي نمود او به مثابه فرزندي از جمله فرزندان امام بود او راه امام و انقلاب و هدف آن را به خوبي تشخيص داده بود و با وجود سن کم داراي عقل و اراده و تدبير خوبي بود او به راستي بسيجي بود که هدف و راه مقدس شهيدان را شناخته بود . بسيج خانه دوم او بهتر بگويم شايد هم خانه اول او بود او بسيجي ها را دوست داشت و به آنان به مهرباني روي خوش برخورد مي نمود او خدمتگذار صادق بر انقلاب بود با وجود سن کم چندين بار به نداي ملکوتي رهبر عزيز لبيک گفت و عاشقانه رو به سوي جبهه هاي نبرد حق نمود و در نيت جبهه همچون بازويي قوي براي بسيج و انقلاب و يا فعاليت هايش در پشت جبهه مشت محکمي بود بر دهان منافقان و منحرفان و شيرمرد بسيجي بود در جبهه هاي جنگ هر بار که به جبهه قدم مي گذاشت به علت دل پاک و مهرباني که داشت عده ديگري را به همراه خود به جبهه مي برد و آنان که همراه وي بودند هميشه انتظار شهادتش را مي کشيدند و آخر او تنها يک بسيجي نبود او يک عاشق عارف نسبت به امام و انقلاب بود او گلي بود که عطر وجودش هميشه محفل دعا و نمازها را خوش الحان و چهره نورانيش مجلس و مأوي دوستان را روشني بخش بود هميشه و در همه حال به فکر مسئله انقلاب و جنگ بود و از دوستان ناداني که درس خواندن در پشت جبهه ماندن را بهانه قرار داده بودند تا از زير بار مسئوليت شانه خالي کنند در رنج بود و مردم بي تفاوتي که نسبت به شعائر اسلامي و شرکت در مراسم و سالگردها از خود رغبت نشان نمي دادند ناراحت و دل گرفته بود او به راستي سرباز آقا امام زمان بود که تحت پرورش امام عزيز خميني بت شکن سربازي آبديده شده بود و در طي حضورش در جبهه هاي جنگ در عمليات رمضان شجاعانه جنگيد و به همراه خويش نويد فتح ظفر را براي امت حزب الله به ارمغان آورد چند روزي نگذشته بود که حجت عزيز ماندن در پشت جبهه را تحمل ننمود و باز کوله بار عشق را بست و به سوي جبهه رفت و اين بار در جبهه هاي قصرشيرين به همراه دوستانش از خويش دلاوري ها نشان داد روزها چون شيرمردان مجاهد در برابر سپاه کفر مي ايستاد و شب آن هنگام که همه در خواب بودند به نماز شب ايستاد و با قلب پاک مهربان و نورانيش معبودش را مي خواند و خويش را آماده رفتن و پر کشيدن در دام زيباي وي مي نمود يک مؤمن با تقوي بود او قبل از رسيدن به مقام والاي شهادت همچون يک شهيد بود . در مدت 3 ماه و اندي که در تپه هاي خون گرفته غرب کشور مردانه جنگيد و اين بار با چهره ملکوتي تر به پشت جبهه آمد مدتي در پشت جبهه به فعاليت و ادامه تحصيل پرداخت تا اينکه مرغ روحش دوباره هواي آشيانه اش که همان جبهه بود کرد و ماندن در پشت جبهه را در حالي که مي توانست رزمنده اي دلير در جبهه باشد براي خويش ننگ مي دانست و اين بار کوله پشتي اش را برداشت و به سوي ديار شهيدان مظلوم کردستان شتافت خاک گلگون کردستان با قدم هاي متين اين مجاهد آشنا گشت و وي به عنوان بي سيم چي در تيپ 110 شهيد بروجردي مردانه اسلام را ياري کرد و در عمليات هاي بسياري در اين منطقه شرکت نمود و از جمله عمليات والفجر 4 اين شهيد عزيز در يکي از ياداشت هايش قبل از عمليات والفجر مي نويسد آري مي خواهم برايتان از يک شب قبل از عمليات بگويم که در آن شب رزمندگان چه حال و هوايي داشتند. شبي که در آن شب حرکت بسوي خدا بوده شبي فراموش ناشدني شبي که هرگز از خاطرم نمي رود شبي که بندگان خاص خدا با يکديگر وداع مي کنند شب مناجات و دعا با خداي خويش شبي که از همديگر قول شفاعت مي گيريم و اين شبها يعني شبهاي حمله که با شب هاي ديگر فرق دارد . شبي که برادري از برادر ديگر قول مي گيرد که اگر شهيد شد او را شفاعت کند و او را فراموش نکند و با شرکت در اين عمليات پيروزمندانه به خانه بازگشت ولي ديري نپائيد که روح تسليم ناپذيرش نداي مظلوميت حسين(ع) را بگوش جان شنيد و باز براي ياري امام و اسلام به جبهه شتافت و اين بار بر همگي همرزمانش روشن شده بود که ديگر حجت باز نخواهد گشت و خداوند اين بار مزد مجاهداتش که همان فيض عظماي شهادت است به او خواهد داد يکي از همرزمانش مي گفت نمي توانم رفتار و اعمال و راز و نيازهايش را در آخرين روزهاي حيات دنيايي اش بيان کنم گويي که خود او هم از شهادتش در عمليات آينده خبردار است اين بار مهربان تر از هميشه و عاشق تر از هميشه او را به هنگام راز و نيازهايش با معبود شناختم که چه عاشقانه سر بر مهر طاعت مي گذارد به سجده مي رود و زار زار مي گريد و از خداوند طلب شهادت مي نمايد در شب 12 اسفند ماه که دعاي توسلي در جبهه برقرار بود حالت روحاني عجيبي داشت و بنده حقير که در کنارش نشسته بودم اطمينانم به شهادتش بيشتر مي شد بعد از پايان دعا هنوز چشمانش پر از اشک عشق بود آري مثلاً اينکه وعده شهادت را از خداوند گرفته بود و اشک شوق مي ريخت بالاخره در شب 3 اسفند ماه که لشکريان الله بار سفر به سوي جبهه جنگ و منطقه مورد نظر را بسته بودند شور و شوق عجيبي در حجت وجود داشت گويي شب عروسي اش فرا رسيده بود . بله شب لقايش با معبود نزديک مي شد و چه مي دانيم که چه حالتي داشت آن را خدا مي داند و بس و او چون عاشقي خود را در چند روزي که عمليات به تأخير افتاده بود آماده تر نمود و بنا به گفته همرزمانش در صبح قبل از شب عمليات خبر از شهادت خويش داده بود و بالاخره آن همه خدمات صادقانه و عاشقانه به ثمر نشست و به همراه ديگر خيبر گشايان علم فتح خيبر را بر افراشت و خداوند بزرگ به پاس خدمات ارزنده اش فوز عظماي شهادت را در شب جمعه 11/12/62 نصيبش نمود و روح عاشقش به ملکوت اعلي پيوست و جسم پاک و مطهرش چون ديگر لاله هاي پرپر شده اين عمليات در منطقه در منطقه خون گرفته طلايه ماند تا خود شاهد و گواهي بس بزرگ باشد بر اخلاص و ايمانش که در اين درگه مقرب تر است جام بلا بيشترش مي دهند و حتي بزرگ باشد بر تمامي کساني که راه هدف مقدس انقلاب خونبار اسلامي را شناخته اند و مصمم هستند تا پيروزي نهايي حق بر عليه باطل به رزم دلاورانه خويش ادامه دهند و تا آخرين لحظات زندگي با پيماني که با فرزند برومند رسول خدا خميني عزيز بسته اند وفادار مانند خدايا ما بندگان حقيرت را لياقت و قدرت حفظ امانت الهي را که اين ايثارگران به نزد ما به وديه و امانت گذاشته اند عنايت فرما . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم. وصيتنامه برادر حجت خرمى. اعزامى از بسيج سروستان. و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون. بدرستى آنان كه در راه خدا كشته مى شوند مرده مپنداريد بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگار خود روزى مى طلبند. بسم الله الرحمن الرحيم. با درود به رهبر عزيز و كبير انقلاب امام خمينى و با درود به امت شهيدپرورمان و با درود بر تمام شهيدان جنگ و غيره. در زمانى كه آمريكاى جنايتكار جوجه هاى خود را مى فرستد و به كشور اسلاميمان حمله مى كند وظيفه هر مسلمان متعهدى است كه از كشور اسلاميش دفاع كند. همچنين قرآن مى فرمايد (يا ايها الذين آمنوا و اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلكم تفلحون. اى كسانى كه ايمان آورده ايد (در برابر مشكلات و هوسها) استقامت كنيد و در برابر دشمنان استقامت به خرج دهيد و از مرزهاى خود مراقبت به عمل آوريد و از خدا بترسيد شايد رستگار شويد. اينجانب حجت خرمى به نداى قرآنى كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا و همچنين نداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خمينى كبير لبيك گفته و داوطلبانه به جبهه هاى حق عليه باطل رفتم. و من از مردم مى خواهم همانطور كه قرآن مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد اطاعت كنيد از خدا و رسول خدا و اختيارداران از طرف خدا و رسول او. به سخنان امام گوش فرا دهيد كه سخنان ايشان گهر بار است و عمل كنيد و بدانيد كه اگر يك قدم از خط امام بيرون برويد گمراه مى شويد و قدر امام را بدانيد كه براستى خداوند محبت بزرگى به ما داده كه در چنين زمانى به ما اينچنين رهبرى عطا فرموده است. و با هم اتحاد داشته باشيد و مبادا ضد انقلاب در شما رخنه كند و در بين شما تفرقه ايجاد كنند و كسى كه مى خواهد و در روى انقلاب بايستد بايد نابود شود و در راه خدا صفى آهنين باشيد كه خداوند شما را دوست بدارد كه قرآن مى فرمايد:ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص. خدا كسانى را كه با يگانگى و اتحاد صفى آهنين تشكيل مى دهند و در راه خدا پيكار مى كنند دوست دارد. و همچنين مى فرمايد: مانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند. پس خداوند چنان كرد كه آنان خودشان را از ياد بردند و فراموش كردند. و در آخر چند كلمه اى با خانواده و دوستانم دارم. اول با شما پدر و مادر عزيزم: اگر خداوند شهادت را نصيبم كرد و سعادتى به ما داد در مقابل سعادت خداوند گريه وجود ندارد. پس اگر كه خبر شهادت من به شما رسيد گريه نكنيد و بگوييد انا لله و انا اليه راجعون. ما همه از خداييم و بسوى او بازمى گرديم و خوشحال باشيد كه فرزندتان در راه خدا شهيد شده است و اى پدر و مادر عزيزم از اينكه گاهى اوقات كارى كردم كه از دست من ناراضى شده ايد مرا ببخشيد و حلالم كنيد. و همچنين قرآن مى فرمايد: و لا تقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء و لكن لا تشعرون. و آن كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نپنداريد بلكه او زنده ابدى است و ليكن همه شما اين حقيقت را در نخواهيد يافت. و حال با برادران: برادران عزيز سروستانى اين را بدانيد كه زندگى يا در زير ظلم و ستم زندگى كردن است و يا زندگى كردن در جامعه اى كه حاكميت از آن خدا باشد و در آن صلح و صفا باشد كه براى اين چنين جامعه اى بايد خونبهاى زيادى داد و يا كشته شدن در راه طاغوت و يا مردن در بستر بيمارى و يا كشته شدن در راه خدا. كه حضرت على مى فرمايد: اگر هزار ضربت به فرق من فرود بيايد كه به اين وضع كشته شوم بهتر از آن است كه در بستر بيمارى بميرم و بدانيد كه زندگى خوردن و خوابيدن نيست زندگى در كنار زن و فرزند بودن نيست زندگى در كنار پدر و مادر بودن نيست و زندگى در زمانى كه آمريكا كشورهاى اسلامى و مستضعف استعمار مى كند زندگى نيست مگر نه اينكه سرور آزادگان حسين بن على مى فرمايد: مرگ با عزت اگر خونين است بهتر از زندگى ننگين است پس شهادت يك انتخاب است نه يك باختن. برادرانم شما بايد امام عزيز را سرمشق خويش قرار دهيد تا مردم از شما سرمشق بگيرند و شما بايد كاملا اخلاق اسلام را در تمام محيط چه بسيج و چه بيرون از بسيج رعايت كنيد. شما بايد كارى كنيد كه آن كسانى كه منتظرند تا از شما عيبى بگيرند در كارشان موفق نباشند يعنى كارى غير از اسلامى نكنيد. بايد نظم در كارهايتان باشد تا موفق و پيروز باشيد. با همديگر صميمى و مهربان باشيد و نمازهايتان را به جماعت بخوانيد. و همچنين بايد قرآن را فرا گيريد و قرآن را زياد بخوانيد و در مشكلات از قرآن يارى جوييد. افراد خوب و انقلابى را به طرف خودتان حذف كنيد و جاذبه شما بايد بيشتر از دافعه شما باشد. هوشيار باشيد و تمام كارهاى ضد انقلاب را زير نظر داشته باشيد و مهلت نفس كشيدن به آنها ندهيد و با توكل به خدا پيش رويد كه دست خداوند همراه شماست و قدر خودتان و همديگر را بدانيد. و شما بايد مطالعه خودتان را زياد كنيد و فقط و فقط مطيع امر خداوند و مطيع امر امام باشيد و مسائل شرعيه و مسائل مربوط به انقلاب را بيشتر بايد ياد و توجه داشت و يادتان نرود كه عهد و پيمانى را كه با خداى خويش بستيد عمل كنيد تا سرحد شهادت. مسائل بى خود و مسائلى كه به ضرر انقلاب است برخورد نكنيد و گوش به فرمان امام باشيد. مسائلى را كه امام درباره خودسازى فرموده اند عمل كنيد كه شما بايد اول خودتان را بسازيد و بعد ديگران را. و خدمت شما و هدف شما براى خدا و خلق خدا باشد و انشاءالله اجر شما با خداست و موفق و پيروز باشيد و درسهايتان را حتما بخوانيد و به درس خيلى خيلى اهميت بدهيد همانطورى كه مسئولين بارها تذكر داده اند و در آخر مرا ببخشيد و حلالم كنيد. ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. آمين. حجت خرمى سروستان. 27/6/62. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
2%%
خرمى حجت 1268030
بسم الله الرحمن الرحيم. وصيتنامه برادر حجت خرمى. اعزامى از بسيج سروستان. و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون. بدرستى آنان كه در راه خدا كشته مى شوند مرده مپنداريد بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگار خود روزى مى طلبند. بسم الله الرحمن الرحيم. با درود به رهبر عزيز و كبير انقلاب امام خمينى و با درود به امت شهيدپرورمان و با درود بر تمام شهيدان جنگ و غيره. در زمانى كه آمريكاى جنايتكار جوجه هاى خود را مى فرستد و به كشور اسلاميمان حمله مى كند وظيفه هر مسلمان متعهدى است كه از كشور اسلاميش دفاع كند. همچنين قرآن مى فرمايد (يا ايها الذين آمنوا و اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلكم تفلحون. اى كسانى كه ايمان آورده ايد (در برابر مشكلات و هوسها) استقامت كنيد و در برابر دشمنان استقامت به خرج دهيد و از مرزهاى خود مراقبت به عمل آوريد و از خدا بترسيد شايد رستگار شويد. اينجانب حجت خرمى به نداى قرآنى كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا و همچنين نداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خمينى كبير لبيك گفته و داوطلبانه به جبهه هاى حق عليه باطل رفتم. و من از مردم مى خواهم همانطور كه قرآن مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد اطاعت كنيد از خدا و رسول خدا و اختيارداران از طرف خدا و رسول او. به سخنان امام گوش فرا دهيد كه سخنان ايشان گهر بار است و عمل كنيد و بدانيد كه اگر يك قدم از خط امام بيرون برويد گمراه مى شويد و قدر امام را بدانيد كه براستى خداوند محبت بزرگى به ما داده كه در چنين زمانى به ما اينچنين رهبرى عطا فرموده است. و با هم اتحاد داشته باشيد و مبادا ضد انقلاب در شما رخنه كند و در بين شما تفرقه ايجاد كنند و كسى كه مى خواهد و در روى انقلاب بايستد بايد نابود شود و در راه خدا صفى آهنين باشيد كه خداوند شما را دوست بدارد كه قرآن مى فرمايد:ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص. خدا كسانى را كه با يگانگى و اتحاد صفى آهنين تشكيل مى دهند و در راه خدا پيكار مى كنند دوست دارد. و همچنين مى فرمايد: مانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند. پس خداوند چنان كرد كه آنان خودشان را از ياد بردند و فراموش كردند. و در آخر چند كلمه اى با خانواده و دوستانم دارم. اول با شما پدر و مادر عزيزم: اگر خداوند شهادت را نصيبم كرد و سعادتى به ما داد در مقابل سعادت خداوند گريه وجود ندارد. پس اگر كه خبر شهادت من به شما رسيد گريه نكنيد و بگوييد انا لله و انا اليه راجعون. ما همه از خداييم و بسوى او بازمى گرديم و خوشحال باشيد كه فرزندتان در راه خدا شهيد شده است و اى پدر و مادر عزيزم از اينكه گاهى اوقات كارى كردم كه از دست من ناراضى شده ايد مرا ببخشيد و حلالم كنيد. و همچنين قرآن مى فرمايد: و لا تقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء و لكن لا تشعرون. و آن كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نپنداريد بلكه او زنده ابدى است و ليكن همه شما را اين حقيقت را در نخواهيد يافت. و حال با برادران: برادران عزيز سروستانى اين را بدانيد كه زندگى يا در زير ظلم و ستم زندگى كردن است و يا زندگى كردن در جامعه اى كه حاكميت از آن خدا باشد و در آن صلح و صفا باشد كه براى اين چنين جامعه اى بايد خونبهاى زيادى داد و يا كشته شدن در راه طاغوت و يا مردن در بستر بيمارى و يا كشته شدن در راه خدا. كه حضرت على مى فرمايد: اگر هزار ضربت به فرق من فرود بيايد كه به اين وضع كشته شوم بهتر از آن است كه در بستر بيمارى بميرم و بدانيد كه زندگى خوردن و خوابيدن نيست زندگى در كنار زن و فرزند بودن نيست زندگى در كنار پدر و مادر بودن نيست و زندگى در زمانى كه آمريكا كشورهاى اسلامى و مستضعف استعمار مى كند زندگى نيست مگر نه اينكه سرور آزادگان حسين بن على مى فرمايد: مرگ با عزت اگر خونين است بهتر از زندگى ننگين است پس شهادت يك انتخاب است نه يك باختن. و شما اى دوستانم بدانيد كه راهى را كه انتخاب كرده ايد راهى بس سنگين است و مسئوليتى بس دشوار. لااقل اين راه و مسئوليت را بخوبى انجام دهيد و يك لحظه به شهيدان بنگريد و ببينيد كه شهيدان چه مى خواستند و راه و هدفشان چه بود و راه شهيدان را ادامه دهيد. و اى خواهرانم و خواهران گرامى سروستانيم بدانيد كه پيام شهيدان اين است كه خواهرم حجاب تو كوبنده تر از خون من است و با حجاب خودتان مشت محكمى بدهان ضد انقلاب بزنيد و زينب گونه زندگى كنيد. موفق باشيد. حجت خرمى. والسلام من اتبع الهدى.
3%%
خرمى حجت 1268030
بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله الذى هدينا لهذا و ما كنا لنهتدى لو لا ان هدينا. ستايش خداى را كه ما را به اين مقام راهنمايى كرد. كه اگر هدايت و لطف الهى نبود ما به خود در اين مقام راه نمى يافتيم. سلام بر مهدى و سلام بر نائبش خمينى كبير و سلام بر شهيدان ادامه دهندگان راه حسين (ع) و سلام بر مردم هميشه در صحنه و ادامه دهندگان راه شهيدان. شهادت هديه اى است الهى براى كسانى كه لايق آن باشند (امام خمينى). اين راهى است كه بايد به پايان برسد پس چرا و به كدامين دليل كه پايانمان مانند على (ع) نباشد همانند حسين شهيد نباشد، آرى چرا زندگى ننگين و زودگذر را ترجيح دهيم بر مرگ سرخ. بلى شهادت يك انتخاب است نه يك اتفاق. و بگفته امام عزيزمان ما مثل حسين وارد جنگ شده ايم و بايد مثل حسين بشهادت برسيم. خداى تبارك و تعالى به انسان آزادى داده است تا انتخاب كند. رضاى الهى يا رضايت شيطان، سعادت يا فلاكت، رضايت خداوندى يا غضب خدا، شهادت در راه خدا يا مردن در بستر. امروز روزى است كه به سادگى مى توان حق را از باطل شناخت و روزى است كه تمام ابرقدرتها چه غربى و چه شرقى چهره كريه خود را به نمايش مى گذارند. بدان امروز براحتى مى توانيد راهتان را انتخاب كنى. و شهادت دعوتى است به تمام هدايت شدگان در راه خدا. اى مردم بدانيد و به همه بگوييد كه اجبارى در كار من نبود بلكه با آگاهى كامل و هرچه مشخص پاى در ميدان مى نهم و شعارم لا اله الا الله محمد رسول الله است و آنقدر مى جنگم تا جان را فداى او بكنم تا از من راضى بشود چرا كه در زير بار سنگين گناهان مانده ام و به هر سو مى نگرم و به هر راهى مى روم شيطان را مى بينم مگر يك راه، راه خمينى كه راه ؟؟؟ است و رضاى خداوند در آن است. ما مى رويم تا به رنجديدگان جامعه هاى فردا بگوييم كه زندگى در رفتن است نه به مقصد رسيدن. دوستانم: از شما مى خواهم تا آنجا كه در توان داريد براى اسلام تبليغ كنيد و حسين وار و قاطعانه امام را يارى كنيد و راه شهيدان را ادامه دهيد. و اى جوانان دست در دست هم با وحدت آهنين خود با قدمهاى استوار برخيزيد و امر جهاد را به جاى آوريد و از جنگ و شهادت نهراسيد و به شيطانهاى غرب و شرق و اسرائيل جنايتكار بشوريد و دست اين خون آشامان را از سر كشورهاى اسلامى كوتاه كنيدو راه را براى دست يافتن به زمين مقدس قدس هموار سازيد اين را هم بايد بدانيد كه ما براى خاك نمى جنگيم بلكه براى اسلام مى جنگيم و بايد اسلام را به تمام جهان صادر كنيم. و اين جنگ هم جنگ بين ايران و عراق نيست بلكه جنگ بين اسلام و كفر است پس همه با هم بپا خيزيم. و اى امت دلاور و مسلمان بدانيد كه تنها راهى كه مى تواند برايتان افتخار بجاى گذارد اطاعت مطلق از ولايت فقيه است. خداوندا تو مى دانى كه من بسيار ضعيف تر از آنم كه بتوانم براى اسلام خدمت كنم. اما جسمى ناتوان در اختيار دارم كه البته در اختيار توست و آن را در راه تو قربانى مى كنم. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. به اميد پيروزى اسلام بر كفر جهانى. 19/6/61.
4%%
خرمى حجت 1268030
بسم الله الرحمن الرحيم. لبيك يا خمينى. براى فتح كربلا پيش بسوى جبهه ها. با سلام بر مهدى (عج) و نائب بر حقش خمينى كبير، اين قامت ايستاده كه مانند جدش حسين در برابر ظلم و ستم مستكبران و شياطين بزرگ مانند كوهى استوار ايستاده اند و يك كلام مى گويد سازش با كافران و شياطين نه، فقط و فقط اسلام. و سلام بر سرورم حسين بن على (ع) سرور آزادگان و سرور شهيدان و سلام بر شهيدان راه خدا و با سلام به امت حزب الله و هميشه در صحنه. به شهادت تاريخ هيچ قدرتى نمى تواند آتش قلب ملت مظلومى را كه براى رسيدن به آزادى و استقلال قيام كرده اند فرو نشانند (امام خمينى). خدايا تو مى دانى كه عشق و ايمان بتو نه بخاطر ترس و نه بخاطر پاداش تو بلكه بخاطر رضاى تو در اين راه قدم نهاده ام. خدايا تو خوب مى دانى كه در اين راه ناآگاهانه قدم برنداشته ام واز تو مى خواهم كه در اين راه ياريم دهى. خدايا تو را به جان محمد (ص) و آلش و تو را به جان مهدى (عج) و تورا بخون شهداى راهت قسمت مى دهيم كه تا ظهور مهدى خمينى را نگهدار. (آمين يا رب العالمين). برادران امروز اسلام در خطر است و اجانب مى خواهند كه اسلامى در كار نباشد و به گفته امام عزيزمان اگر انقلابمان خداى نكرده شكست بخورد اسلام تا سالهاى زيادى ديگر زنده نمى شود و ماهايى كه دم از مسلمانى مى زنيم واى بر ما اگر همين طور بنشينيم و هيچ توجهى نداشته باشيم و ما هستيم كه بايد امام و انقلاب را يارى دهيم و راه شهدا را ادامه دهيم و ما هستيم كه بايد در ارتش 20 ميليونى و بسيج و در جبهه ها شركت داشته باشيم و اين را هم بدانيد كه ما موقعى در پشت جبهه و در دانشگاه و دبيرستان و بطور كلى در تحصيلات موفق و پيروزيم كه جبهه جنگ مان پيروز باشد وگرنه پيروزيمان كجاست پس تاب و توان خود را صرف جبهه ها كنيد و جبهه ها را خالى نگذاريد. دوستان عزيزم و امت مسلمان: در دعاهاى كميل و توسل و نماز جمعه و جماعت و راهپيماييها شركت كنيد. و درسهايتان حتما بخوانيد و بسوى جبهه ها حتما حتما حتما بشتابيد و رزمندگان را يارى دهيد. و با كمكهاى جنسى، مالى و جانى دين خود را نسبت به انقلاب و اسلام وجنگ تحميلى و شهداء ادا كنيد و شما اى دوستانم: اگر براى شما نتوانستم دوست خوبى باشم مرا ببخشيد و حلالم كنيد. دوستى بين يكديگر را فراموش نكنيد جبهه و درس خواندن را فراموش نكنيد دربسيج شركت كنيد و از همه مهمتر اين است كه وصيت نامه شعر است كه بايد به آنها عمل كنيد و اگر در مدرسه در ايام و ساعات فراغت و استراحت دبيران محترم و يا خود دانش آموزان در كلاس يكى از وصيت نامه شهدا را بياورند و بخوانند (چه شهداى سروستان و چه شهداى شهرستانهاى ديگر) چرا كه ياد و ذكر شهيد هم عبادت است و اين هم بخصوص دركلاس درس كه علم و عبادت و تهذيب و تزكيه در كنار هم مى باشد. و شما پدر و مادر مهربانم مرا حلال كنيد از اين كه در اين مدت از عمرم نتوانستم براى شما خدمتى كنم و براى شما جزء ناراحتى چيز ديگرى نبودم انشاءالله اجر شما با خداست. و در آخر از شما برادران رزمنده بسيج و مسئولين التماس دعا دارم و از شما مى خواهم كه دعاها و نمازها و مساجد و راهپيمايى ها پيشگام بوده ايد و باشيد و در نمازهايتان شعار وحدت و دعا بجان رزمندگان و دعايمان امام امت كه هرچه داريم از اوست يادتان نرود كه ما مى رويم تا امام زنده بماند و از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد. و با كمك ملت عزيز و مسئولين به خانواده هاى شهدا و مجروحين و معلولين و همچنين خانواده هاى رزمندگان سركشى كنيدو از اين چند وقتى كه در بسيج بودم نتوانستم خدمتى براى شما و اسلام عزيز و دوستى خوب براى شما بوده باشم عذر مى خواهم. اميدوارم كه شهادتم بتواند خدمتى به اسلام بكند. خدا را، خدا را فراموش نكنيد، امام و رزمندگان را فراموش نكنيد و شهدا را فراموش نكنيد كه ما انشاءالله راهى كربلاى حسينيم. همه با هم 5 مرتبه دعاى خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. به اميد پيروزى حق عليه باطل. حجت خرمى سروستانى 18/8/61.
5%%
خرمى حجت 1268030
بسم الله الرحمن الرحيم. لبيك يا خمينى. براى فتح كربلا پيش بسوى جبهه ها. يا ايها الذين آمنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعا (قرآن كريم). اى اهل ايمان سلاح جنگ برگيريد و آنگاه دسته دسته يا همه به يكبار متفق براى جهاد بيرون رويد. چه زيباست كه خريدار انسان خدا باشد و چه زيباست كه مرگ انسان در راه خدا باشد. شهادت براى رهروان راه سرخ حسين سلاحى است كه هيچ نيرويى را برابرى با آن نيست. انسان مانند مسافرى است كه مى خواهد از جايى به جاى ديگر برود و براى هدفى مشخص در حركت است و در اين سفر مى سنجد كه آيا اين سفرى كه مى خواهد برود براى او سودمند است يا نه، اگر براى او سودى دارد به سفر مى رود. حال اگر فرسنگها و ساعتها و روزها و حتى ماهها هم طول بكشد ولى اگر ببيند و فكر كند كه اين سفر براى او سودى ندارد و ضرر مى برد حتى ديگر فكرش هم نمى كند. حال خداوند انسان را در سر دوراهى آفريده است كه بايد يكى از اين دو راه را انتخاب كند كه يكى راه سعادت و خوشبختى و ديگر راه، راه بدبختى و براى او پيامبران زيادى و كتاب و راهنمايى فرستاده و همچنين سود و ضرر اين دو راه را براى انسان مشخص كرده است. به انسان اراده و عقل داده كه انسان مى تواند رضاى خداوند را كه بهترين سعادت است انتخاب كند و يا مى تواند راه شيطان برود كه خداوند از او راضى نباشد و خلاصه اين را بگويم كه انسان مى تواند دراين دنيا سرنوشت خود را تعيين كند. انسان مى تواند جزو انسانهايى باشد متقى و جزو محسنين و صديقين وتوابين باشد و يا مى تواند بدبخت و بدكار وزيانكار باشد. پس بياييم راهى را انتخاب كنيم كه رضاى خداوند در آن باشد، راهى را انتخاب كنيم كه راه سعادت و خوشبختى آخرت باشد خود را تسليم خداوند كنيم و به آنچه قرآن مى گويد عمل كنيم. در مشكلات از خداوند كمك بخواهيد كه خداوند بهترين يارى كننده است و در كارهايتان صبور و با يكديگر مشورت كنيد و خودسرانه كار نكنيد. البته كارهايى مى گويم كه پيش خود مى گوييد به نفع انقلاب و اسلام است و چه بسا اين كارها به اسلام و انقلاب ضربه نزند. و بياييم افراد را بخاطر خدا جذب ودفع كنيم و بخاطر خدا دشمن و بخاطر خدا دوست بگيريم و نه بخاطر هواى نفس. برادران و امت عزيز همه پاسدار انقلاب باشيد و حال كه هدف يكى است راه هم يكى باشد چرا كه بعضى از راهها به مقصد نمى رسد و با در جهاد شركت كردنمان و به جبهه رفتنمان راهى باز كنيم كه هم خداوند خشنود باشد و هم ما رستگار باشيم. و چون امروز عيد قربان است كه اين وصيت نامه را مى نويسم تا شايد سعادتى نصيبم شود و شهيد شوم و مى خواهم سخن گهربار رهبرمان امام خمينى بگويم كه چه خوب فرمود كه گفت: در روز عيد قربان پيامبر عظيم الشأن حضرت ابراهيم با عمل خويش كه بفرمان خداوند بوده فهماند كه حتى دل بستن به فرزند هم شرك است. حال كه خداوند مى گويد شما مسلمانان به جهاد برويد با جان و مالتان پس چرا جلو فرزندانتان را مى گيريد و يا چرا در جبهه شركت نمى كنيد چرا لبيك نمى گوييد مگر قرآن كريم با شما نيست و مگر قرآن با عده قليلى كه تا حال به جبهه رفته اند است نه قرآن براى تمام شماست. پس به جبهه رفتن به تمام چيزها بيشتر اهميت بدهيد و حب خداوند بر حب فرزند و خانه و همسر و ... برترى دهيد چرا كه اين چيزها همه فانى است و چيزى كه مى ماند آخرت است و بس، كه اين دنيا براى انسانها گذرگاهى بيش نيست. و چه بسا عزيزانى بودند كه بهترين زندگى را مى توانستند داشته باشند و چه بسا كسانى بودند كه مى توانستند بهترين شغلها را داشته باشند ولى به جبهه رفتند و خداوند عاشق آنان شد و شهداء بخاطر خدا و بخاطر مردم خون داده اند و مردم بايد از خون شهداء پاسدارى كنند. و اين انقلاب انقلابى است كه خداوند پشتيبان آن است و تمام ابرقدرتها از آن مى ترسند و تا وقتى كه مردم پشتيبان اين انقلابند خداوند هم پشتيبان آنهاست و به اسلام و انقلاب هيچ ضربه اى وارد نخواهد شد. و نكند كه خداى نكرده بعضى از مشكلات و اشتباهات شما را در راه رسيدن به هدفتان سرد كند كه اگر هدفتان خدا باشد در برابر تمام مشكلات مقاومت مى كنيد و اگرچه شما سرد شويد بدانيد كه اين راه، راه اسلام نبوده و هدف براى خدا نبوده چرا كه راه اسلام با صبر و استقامت و برادرى و برابرى و اتحاد و رهبرى پيش مى رود و در راه اسلام بايد از همه چيزها گذشت. و در آخر سخنى دارم با برادران رزمنده و سلحشوران بسيج اين بازوان پرتوان اين انقلاب و اين ياوران امام و ياوران مردم شهيدپرور.
6%%
خرمى حجت 1268030
بسم الله الرحمن الرحيم. چون فكر مى كنم كه چيزهاى لازم را در وصيتنامه هاى قبل گفته باشم خواستم كه اين دفعه چيزى ننويسم ولى چند كلمه مى نويسم شايد سعادتى نصيب اين حقير شود. جهاد يكى از درهاى بهشت است كه خداوند اين در را بروى بندگان خاص خود باز مى كند (امام على (ع)). ملت عزيزم انشاءالله كه موفق و مويد دركارهايتان باشيد و در ركاب امام زمان (عج) قدم بگذاريد و اين را بدانيدكه جبهه به هيچ يك از ما احتياج ندارد بلكه ما هستيم كه به جبهه نيازمنديم. چراكه ما در شهرى كه بسر مى بريم همه اش در معصيت و به اتلاف وقت مى گذرانيم ولى در جبهه معنويات جبهه بروى ما اثر گذاشته و حتى يك لحظه هم ما را از ياد خدا باز نمى گذارد. و خوشا بر جوانانى كه در راه اسلام جنگيدند و شهيد شدند و خوشا به حال آنهايى كه معلول و مجروح شدند و خوشا به جوانهايى كه مردانه جنگيدند و شهيد زنده بازگشتند و خوشا بر خانواده هاى آنها و ننگ بر جوانهايى كه در راه خدا فعاليت نكردند و نسبت به جنگ بى تفاوت بودند و ننگ بر آنهايى كه مى گويند ولى موقع عمل نيستند و ننگ بر خانواده هايى باد كه چند تا جوان داشتند ولى آنها را نفرستادند كه در راه خدا خدمت كند و به مال دنيا چسبيده اند و جوان خود يا خود را از اسلام برترى دادند و بدانيد كه روزى جنگ تمام مى شود و كسانى كه به جبهه نرفتند پشيمان شوند و كسانى كه شهيد دادند معلول شدند و مجروح شدند افتخار كنند به اميد آن روز. و ننگ بر آنهايى باد كه به زبان مى گويند ما مسلمانيم ولى چه مسلمانى، مسلمانى كه مى گويد جنگ نباشد و به جبهه نروم، سختى نباشد كه سنگر نباشد مشكلات نباشد و تمام وسايل راحتى داشته باشد خوب به اين بگوييد كه مگر فراموش كرده است كه همه از خداييم و به سوى خدا بازمى گرديم جواب خدا را چه مى دهند. جواب شهداء را چه مى دهند و مگر نمى دانند كه همه روزى مى ميرند و ديگر كسى زنده نمى ماند من اين را به همه مى گويم كه بدانيد كه روزى همه مى ميرند و فكر نكنيد كه كسانى كه رفتند و در جبهه شهيد شدند مثلا اگر نرفته بودند هنوز زنده بودند و بدانند كه آنهايى كه اين چنين فكر مى كنند سخت در اشتباه هستند و به روز قيامت ايمان ندارند. درود خداوند بر خانواده هايى كه بچه هاى خود را براى خدمت به اسلام فدا كردند. و درود خدا بر جوانهايى كه روز و شب و همه ساعت در خدمت اسلام و در جبهه ها هستند و روز و شب خواب ندارند و در تمام مجالس و نمازها در وقت خود شركت مى كنند. و سلام و درود بر ملتهاى مظلوم و ستمديده جهان بخصوص مردم ايران و سلام و درود بر مردم مسلمان و هميشه در صحنه سروستان و درود به برادران بسيج اين نور چشمان ملت و بدانيد كه برادران بسيج نور شهدا هستند. خدايا يار و ياور اين بسيجيها و سپاهى و ارتش ما باش. خدايا يار و ياور دولت ما باش و خودت راه گشاى ملت و دولت ما باش. و خدايا خدايا تا انقلاب مهدى حتى كنار مهدى خمينى را نگهدار. موفق باشيد. حجت خرمى سروستانى 2/11/62.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید