فرزاد شفیعی سروستانی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند عبدالرسول
تاریخ تولد
1349/04/24
تاریخ شهادت
1366/12/30
محل شهادت
خرمال
محل تولد
فارس - سروستان - سروستان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد فرزاد شفيعي : شهيد فرزاد شفيعي در سال 1349 در يک خانواده اصيل و فرهنگي پا به عرصه حيات گذاشت او پس از دوران طفوليت مراحل تحصيلي را در دبستان سيبويه و مدرسه راهنمايي دهخدا طي نمود . دوران کودکي وي با الهام از فضاي معنوي و مذهبي خانوادگي به رشد و بالندگي رسيد و با پرورش در دامن پدر و مادري ديندار و صاحب انديشه به درجات عالي معرفت با بينش ديني و متعصب آگاهانه نائل شد . گرايش مداوم به مطالعه آثار ديني و ادبي و تفکر و کنجکاوي وسيع در بررسي مسائل اعتقادي ، اجتماعي ، آگاهي و بينش او را وسعت داد و همواره فراتر از سنش مي انديشيد و بدين ترتيب ويژگيهاي اخلاقي و شخصيتي او را سرآمد کلي? اعضاي خانواده و بستگانش نمود . با شروع دوران تحصيل دبيرستان دلش بي قرار حضور در فضاي معنوي جنگ شده و با نام نويسي در پايگاه مقاومت مسجد صاحب الزمان (عج) فعالانه در پشتيباني از جنگ کوشيد . سرانجام التهاب آخرين ماههاي جنگ و گزارش عمليات هاي فتح آفرين رزمندگان او را مشتاق حضور در صحنه نبرد کرد . با موافقت پدرش دوران آموزشي را در کازرون گذراند و سپس عازم جبهه هاي غرب شد حضور او در فضاي روحاني جبهه ها او را به درجه رفيع عرفان و معرفت رساند پدرش در وصف حالات معنوي او چنين مي نويسد :" جبهه براي آن شهيد از آن نظر مهم بود که حتماً در حمله ها شرکت کند وي محرم اسرار در جبهه و پشت جبهه بود و از معنويات جبهه و رزمندگان سخن مي گفت " شهيد شفيعي در جبهه مسئوليت بي سيم چي گردان را بر عهده داشت با حضور در عمليات والفجر ده در سحرگاه آخرين روز سال 1366 در حالي که در صحن? عمليات مشغول مخابره پيامهاي عمليات به فرماندهانش بود هدف تير مستقيم دشمن قرار گرفته و به آرزويش دست يافت روح عرفاني شهيد او را سخت به اشعار عرفاني و جملات ادبي وابسته کرده و در گوشه اي از دست نوشته هايش مي نويسد : بشوي اوراق اگر همدرس مايي ، که درس عشق در دفتر نباشد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
ان ا... اشترى من المومنين اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه
بدرستيكه خداوند بهشت را به بهاى جانها و مالهاى مومنين مى فروشد و جانها و مالهايشان را به ازاى بهشت مى خرد .كجا معامله اى اين چنين سراغ داريد كه حكيمان گفته اندكه :بهشت را به بها دهند نه به بهانه .
با درود حضور بزرگ رهبر اسلاميان امام امت خمينى كبير و يار بيداردلش آيت ا... منتظرى ، وسلام حضور شما امت شهيد پرور و ايثارگر ، شمايى كه در راه حفظ و تداوم انقلاب از ايثار جانها و اموالتان دريغ نكرده ايد و نخواهيد كرد ، شمايى كه با هشيارى كامل توطئه هاى منافقين داخلى را از يك طرف و جنگ افروزان خارجى را از طرف ديگر خنثى كرديد و مى كنيد و اجازه اعلام موجوديت حتى به هيچ حزبى ، به جز حزب ا... را نداديد،
اگر اين كاغذ را سياه مى كنم نه به خاطر نوشتن چيزى به عنوان وصيت نامه است بلكه مى خواهم به عنوان يك برادر و فرزند كوچكتر حرفهاى اين حقير را به گوش دل بشنويد:
مساله اول منافقين است ... ريگان را در خليج فارس غرق خواهيد كرد ولى منافقين در لباس خودتان به شما ضربه مى زنند، از پشت سر مهلك تر از ضربه جنگ افروزان صدامى بيش از پيش هوشيار باشيد.
ثانيا جنگ فراموش نكنيد كه تا كربلا راهى نيست . جبهه ها را پر كنيد و از معنوياتش بهره مند شويد ،
كمك هاى نقدى و جنسى خود را افزايش دهيد تا با همت شما ريشه صدام را قطع كنيم و در پى آن امپرياليسم غرب ، آمريكا را در خليج فارس . شما برادران عزيز سرمايه هاى شهرسروستان محيط مدرسه را مقدس بشماريد و آموزشها ى نظامى را فرا گيريد ، علم را با عمل و سلاح را با صلاح تحصيل كنيد.
شما آتيهاى درخشان و افقى روشن براى وطنتان خواهيد بود و نقطه عطفى در راه تغيير اخلاقيات منفى در جامعه ايد.
و شما خواهران گرامى : الگويتان را فاطمه زهرا (س) قرار دهيد و درراه حجاب و عفت و پاكدامنى اسوه اى چون او خواهيد يافت . شمايى كه مادرانى نيكو براى فرزندان شايسته ؟؟؟ هستيد، از همين فرصت استفاده
مى كنم و از بابت كوچكترين بدى و زشتى كه به كسى روا داشته ام حلاليت مى طلبم ، به بزرگوارى خود ببخشيد كه اين حقيرطاقت آتش را ندارد . عزمتان جزم و رزمتان پيروز ، شكوفه هاى خنده بر لبهايتان شكفته باد و گلهاى اميد در قلبهاتان با طراوت .
كسى كه هرگز خوبيهاى شما همشهريان عزيز را فراموش نمى كند.
فرزند حقيرتان فرزاد شفيعى سروستانى
2%%
آنانكه گام در جبهه ها نهادند و متاع ناچيز دنيا را با رضا و رضوان خداوندى معامله كردند البته كه سودى سرشار عايدشان شده است و خوشا به حالشان كه زادگاهشان را در يا فتند و به سوى موطن اوليه خويش سبكبار و عاشق پرواز كردند و تا معراج العل؟؟؟اوج گرفته گرچه خانواده هاشان ممكن است عمرى در داغ فرزندانشان بسوزند البته نه از اينكه فرزندشان فداى اسلام شده از اينكه گلى را پرورانده اند ولى اكنون بادى بيرحم آنرا پژمرد. ولى واى به حال از خدا بى خبران داخلى و خارجى چه كافران و چه مسلمانان كه نمازشان را به سبكى گزارند آنانكه در جبهه اند بلكه جبهه ها را نيز تضيعف كرده اند چه كسان زيادى كه لياقت دل كندن از لذات دنيوى را پيدا نكردند و بار سفر را آن قدر سنگين و پرتحمل بسته بودند كه در راه ماندند و بار گناهان عاقبت پشتشان را شكست .
در صبح ظفر و سحر هنگامى كه كوكب طلا ئى خبر فتح نهايى رامژده خواهد دادو نسيم هاى بهارى سرود پيروزى را درگوش شقايق هاى پرپر زمزمه خواهد كرد و نرگس هاى نورس طليعه آزادى را جشن مى گيرند و زمستان مى رود و روسياهيش به زغال مى ماند مرغ به او از زمستان در كوره راههاى بيراهه باز مى گردد
و خوش آواز و مست عاشقانه بسرودن سرود نويد حق خواهد داد و چابك سواران عرصه نوردر ظلمت آن گاه كه پيروزمندانه به سوى خانواده هاشان باز مى گردند سرفراز در خاك عزيزانشان قدم مى كوبند و لرزه بر جان اهريمن خواهند انداخت .
عزيزان من دوستان و اقوام و خويشان و پدر و مادر شما همكلاسيها سعى كنيد در تمام مراحل زندگى صبورانه خط سرخ شهادت را سرمشق خويش قرار دادو مجدانه كوشا درسهايتان را پايان بريد و ياد روزهاى خوش قربت را زنده نگه داريد و اجازه مداخله و اخلال در كلاس كه باعث آزردن روح شهدا مى شويد به او ندهيد و جميعا در ؟؟؟عر مذهبى شركت جسته و روح پر فتوح شان را گرامى داريد باشد كه در آينده ؟؟؟نيد فرد مثمر الثمر براى انقلاب شويد.
اقوام و خويشان در تمام لحظات زندگى روش و سيره نبى و قرآن را سرمشق خود قراردهيد . هرگز گامى فراتر از جاده صراط المستقيم نگذاريد و اتحادتان را حفظ كنيد و در نمازها و دعاهايتان زيادتر طلب پيروزى نما ييد . خواهران حجاب خود را حفظ كنيد و ؟؟؟ كه بر عليه دشمن فرا گيريد زيرا ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است .
برادران و خواهران اميدوارم بعد از داغ من و بعد از چند روز عزادارى فقط به خاطر ؟؟؟ باشد نه فراتر.
؟؟؟خانواده هايتان بازگرديد و فرزندانتان را چون مريم (ع) و زهرا (س) و حسين وار و محمدگونه پرورش دهيد و تو اى خواهرم با جديت تمام درست را ادامه بده و بالاخره اى پدر و مادر اى اسطوره هاى مقاومت و ايثار ، اى تنديس روح از خودگذشتگى و اى بزرگان وادى ربوبيت ،مى دانم كه بعد ازمن چه بر شما مى گذرد.
؟؟؟از خدا مى خواهم بعد از مرگ من بيش از بيش صبر و اجر عنايت فرمايد.
ولى مرحبا بر شما اى والدين قهرمان ،اى كسانى كه فرزندانتان را با در؟؟؟به جبهه مى فرستيد و خود در سنگر جامعه و تدريس وفرهنگ اصيل اسلامى از جان و مالتان مايه مى گذاريد ، مبادا بعد از من تحت تاثير سخنان شرك آميز كوردلان مست از باده غرور و هواى نفس و شهوت ران قرار گيريد جلو اين طور افراد هرگز غصه خود را آشكار نسازيد و مقاوم تر از پيش بر عليه تمامى دشمنان داخل ستون پنجم و خارجى به مبارزه برخيزيد باشد كه اين هديه ناقابل و امانت را با رضايت كامل به محضر خداوندى مقبول شود.
در پايان خداوند اين بنده عاجز و حقير تو عاشقانه از تو اى كس بى كسان و اى آشناى غريبان التماس مى كنم كه تمامى گناهان ما را ببخش و همگى ما را به رحمت خود بيامرز كه تو ارحم الراحمينى .
بارالها اى جرقه نورانيت در جهل و ظلمات و هوا پرستى من لحظه اى به خود وامگذار ، در اين دنيا چيزى نبوديم لااقل در آن دنيا پيش چشم عزيزان رزمنده طواف كرد؟؟؟را خوارمكن .
در پايان طول عمرى به رهبر كبير انقلاب ببخش و دست اجانب وضد انقلاب وضد ولايت فقيه را در هرلباسى و با هر مارك از سر اين انقلاب و امت شهيدپرور كوتاه كن و صبر جزيل به كليه خانواده هاى اسرا و مفقودين عطا فرما و روح ما را از رحمت خداوندى و ربوبيت دورمدار اى آمرزنده گناهان.
مادر و پدر گرامى :
اكنون كه اين كاغذ را مى نويسم دوشنبه سوم اسفندماه 66 است و نمى دانم تا يك هفته ديگر خدا چه بخواهد ، از امروز كه ما در حال آماده باش هستيم خود را براى همه چيز آماده كرده ام ، خدا مى داند تا چند روز ديگر در چه حالى باشم و شايد ديگر توفيق ديدار شما را نداشته باشم ،ولى من هرگز نمى خواهم رفتن من باعث خوشحالى منافقين باشد، نمى خواهم شما آن قدر گريه كنيد كه دشمنان شاد شوند، مى خواهم همان طور كه خود به بسيج آمديد و مرا با صلوات و روى خندان روانه جبهه كرديد همان طور آماده هر چيز ديگرى باشيد، مگر من با شهيد ؟؟؟ و محمد فلاحى و بقيه دوستان و رفقا چه تفاوتى مى كنم ، اگر خبر شهادت را برايتان آوردند ، البته من خودم را لايق اين كرم نمى دانم ،ولى از بخشايش خداوند هيچ دور نيست ، حتى عفو در مورد انسانى گناهكار چون من . بله داشتم مى گفتم اگر خبر شهيد شدن مرا برايتان آوردند اصلا كه نمى شود گفت ، ولى تا آن جا كه ممكن است گريه و ناله را كم كنيد و فقط براى ؟؟؟
عزيزانم سالها در كنار هم درس خوانديم و هرجا گفتم كه درسهايت بايد ؟؟؟و طعمه موريانه باشد؟؟؟بايد منزل به منزل دوش بر دوش برسيد آن جا ديار آشنا يى است ،قربت است و مقصد و مقصود آنجا نهفته .
با ؟؟؟ مقدارى آشنا هستم اگر به هر ؟؟؟از اين حقير آزار و اذيتى به شما رسيده عفو كنيد.
قدراين اساتيدمجرب و متعهد را بدانيد و فراموش نكنيد كه ما پيرو و شيعه همان كسى هستيم كه فرمودند : بنده كسى كه ذره اى علم به من بياموزد .
غرور و؟؟؟را كنار بگذاريد و برادروار عمر باقى را طى كنيد ؟؟؟؟ ولى همه بايد برويد اگر من از ميان شما مى روم تاسف نخوريد ولى پند گيريد روزى در همين تابوت و خاك خواهيد خفت .
نماز جماعت را دست كم نگيريد و جواب منافقين را در صفوف به هم فشرده نماز بدهيد.اخلاقيات منفى و شوخيهاى بد را از خود دور كنيد و در راه تحصيل معرفت سبقت بگيريد.
سلام مرا از همين راه دور پذيرا باشيد .
؟؟؟ تحصيل شما برادرتان فرزاد
24/10/66
3%%
حضور محترم كليه سروران معظم و اساتيد گرامى دبيرستان
اگر در طول تحصيل ذره اى بدى ازمن ديده ايد شما را به خدا مرا ببخشيد كه آتش جهنم بسى سوزنده است . در راه سازندگى فرزندان اين خاك قدمهايتان استوار باد .
حضور كليه دبيران گرامى و اوليا محترم دبيرستان سلام مى رسانم . موفق و مويد ، پيروز و سرفراز باشيد.
شما برادران پايگاه مقاومت
در مقام شامخ و ارزنده شما هيچ كس و هيچ چيز توانايى گفتن و نوشتن ندارد . همين بس كه بسيج مدرسه عشق و بسيجى عاشق كربلاست . جبهه ها را خالى نگذاريد اين كلاسهاى عقيدتى است كه شبهاى حمله به فرياد انسان مى رسد و سلاح را با صلاح تحصيل كنيد و بسيجى تر و هر چه محكم تر در راه تداوم و برقرارى اين كلاسها فعاليت كنيد.
والسلام
برادر كوچكتان فرزاد
پروردگارا
بارالها : در اين هنگامه نبرد چگونه ميتوان دست روى دست گذاشت و شاهد پرپر شدن گلهاى سرخ باغ بود؟ چگونه مى توانم جسد دوستانم را كه يك هفته پيش با آنان بودم در تابوت ببيم و چگونه ميتوانم خودم را انسان بنامم و احساس مسئوليت نكنم ؟
بار پروردگارا تويى كه به نهان و آشكارمن اين بنده ذليل ونادم آگاهى . تويى كه از گناها نم با خبرى ،بسوى تو باز مى گردم و اميد عفو از تو دارم .
من به جبهه خواهم رفت و دين خود را به اسلام و ميهن ادا خواهم كرد . اى وطن فدايت مى شوم و در خاك گرم تو خونم را نثار مى كنم .
با ر خدايا تو ميدانى كه اين بنده حقير تنها رضاى تو را جستجو مى كنم ، وقتى سخن از تو به ميان آمد عقل از سرم پريد و بيخ صبرم از شوق تو بر كنده شد.
عشق آمد و رسم عقل برداشت شوق آمد و بيخ صبربركند
الهى : اگر من لياقت شرفيابى به پا بوسى شهدا را يافتم صبرى جزيل براى پدر ومادرم اين اسطورههاى صبر و ايثار خواهانم . پدرى كه پس از 27 سال خدمت مخلصانه براى رضاى تو مى كوشد فرزندان اين جامعه را تربيت مى كند پس از من او را در كار خويش ؟؟؟فرما.
و مادرم اين رنج كشيده و نياسوده را بعد از من حفظ كن كارى كن كه اودر شهادت عزيزش نگريد و صبرى برايش قرار ده كه قوت قلبى براى ديگران باشد. آمين