بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد محمد تقي نادري : شهيد نادري در تاريخ 24/8/1343 در محله ي ترنگ سروستا ن در يک خانواده مذهبي چشم به جهان گشود بعد از گذراندن دوران کودکي پا به سنگر علم و دانش گذاشت دوران پنج سال ابتدايي را در دبستان بزرگمهر قبلي که فعلاً دبستان شهيد رجبي است به پايان رساند و دوران راهنمايي هم در مدرسه سرهنگ حبيب اله افخمي قبلي که فعلاً مدرسه ي شهيد سيد عبدالحسن دستغيب است به پايان رساند و دوران دبيرستان هم در دبيرستان سيبويه قبلي که فعلاً دبيرستان استاد شهيد مرتضي مطهري است تا نزديک به دو سال ادامه تحصيل داد که در همان دبيرستان نزديک به پايان سال دوم بود که براي سومين بار از عشق فرمان رهبر دفتر را پاره کرد و قلم را شکست و پا به فرار نهاد جهت ياري ياران در سرزمين هاي لاله زار کوير جنوب . شهيد عزيز در دوران زندگي با فقر مالي و بيماري مواج بودن که باعث زحمت زيادي براي پدر و مادر بود چون بيماري او داشتن سنگ مثانه بود که براي عمل احتياج به پول بود که نبود حالا فردي مريض روي دست پدر و مادر در شهر شيراز شهر غريب با دست خالي . خلاصه با هزار رنج مشقت پدر و مادر توانست با راهنمايي يکي از هم محلي ها به اتاق جراحي راه يابد و از اين ناراحتي شبانه روزي بعد از مدت ها نجات پيدا کند . شهيد در موقع تحصيلات چه در دوران ابتدايي و راهنمايي علاوه بر ادامه تحصيل در کارهاي روزمره ي خانه به پدر و مادر کمک مي کرد اهل عبادت و نماز شب بود در نظافت مسجد و مجالس هاي مذهبي به ديگر برادران کمک مي کرد هر چه از نظر جسمي و علمي رشد مي کرد و به کلاس بالاتر مي رفت از نظر معنوي هم بيشتر فعاليت مي کرد تا اين که در مقطع دبيرستان به اين فکر افتاد که طلب علم و دانش را در شهر رها مي کند و به سوي سرزميني بشتابد که هم از نظر معنوي و هم از نظر علمي بتواند پيشرفت داشته باشد هم چنان که کتاب هاي مدرسه را با خود به جبهه برده بود تا در موقعي که مي تواند مطالعه کند خلاصه آنهايي که با هر يک از شهدا روابطي داشتن و با آنها رفت و آمد مي کردن مي دانستند اخلاق خوب و خداپسند و با معنويت برخوردار بودن شهيد ، او در تعطيلات تابستان کار مي کرد که بتواند هزينه لباس و وسايل مدرسه را فراهم سازد . شهيد نادري در مرحله ي اول اعزام به جبهه با ديگر رفقا رفته بودن خرمشهر و در مرحله ي دوم به آبادان و در مرحله ي سوم در تاريخ 3/11/1362 به اهواز اعزام شدند که در تاريخ 12/12/1362 در عمليات خيبر در منطقه جفير دژ طلاييه در ساعت 23 با عده اي از همرزمان مفقود شدن که بعد از حدود 10 سال انتظاري خانواده مادر چشم براه و پدر مشغول به دعا که شايد قاصدي از راه دور با تني خسته و چهره اي خاک آلود از سفر کربلا بيايد و خبري آورد به طوري که پدر در همان انتظاري در تاريخ 2/12/1372 به رحمت خدا پيوست و سپس بعد از ده سال چشم انتظاري ناگهان در ساعت 18 روز سه شنبه 24/3/1373 نام مفقود الاثر محمد تقي نادري در صفحه ي 14 روزنامه جمهوري اسلامي نوشته شده بود که گروه تجسس جمهوري اسلامي در منطقه عمليات از روي پلاک هايي که داشتند شناسايي شده بودند . روحش شاد و يادش گرامي باد .