بسمه تعالي
زندگي نامه شهيد سلمان آفريدون ؛ در حدود سال 1344 فرزندي در يک خانواده متوسط و با ايمان به دنيا آمد دوران کودکي را با سختي و مشکلات زيادي پشت سر گذاشت تا اينکه هفت سالش گرديد و مادرش او را در مدرسه ي شهيد بهشتي ثبت نام کرد و دوران ابتدايي را با موفقيت گذرانيد و وارد مدرسه ي راهنمايي شهيد بهشتي گرديد ايشان از هوش و استعداد بي نظيري برخوردار بودند او همچنين دوران دبيرستان را در مدرسه ي حکمت با موفقيت پشت سر گذاشت و موفق به اخذ ديپلم گرديد او پاک بود و پاکي را با خود به همه جا مي برد زيستش ، مرد خدا بودن را نمايان مي ساخت و عطر وجودش بودي ديناي برتر مي داد براي آمدن نيامده بود بلکه رفتن در وجودش خودنمايي مي کرد رفتن به سرزمني نور به دنبال آن نوري که هنوز نمايي مردان خدا را در خود محو مي ساخت لاله ها را به آب کوثر سيراب مي نمود جبهه جنوب هر روز جويهايي از خون پاک و زلال را به کام خود مي کشيد و کبوتراني را تا اوج بي نهايت پرواز مي داد او نيز پرواز داده شد و لبيک زيبايش را اثبات نمود خداوند اين فرست را به من بدهد تا در راهش شهيد بشوم سرانجام در ارديبهشت سال 1361 در منطقه جبهه جنوب به درجه ي رفيع شهادت نائل گشت .روحش شاد و يادمانش هميشه باد .والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامه شهيد سلمان افريدون .
درود بر رهبر کبير انقلاب . خداوند اين فرصت را به ما بدهد تادر راهش شهيد بشويم . اين جانب سلمان افريدون فرزند ابوالحسن که براي جبهه حق عليه باطل اعزام مي شود و مادر جان هيچکس مرا مجبور به رفتن نکرد . مثل اينکه يکباره شوق رفتن در دل من ريخت و براي ستيز عليه بعثيان اعزام به جبهه شدم . همانطور که امام بزرگوارمان فرموده اند : من از ملت شريف ايران عاجزانه مي خواهم که جبهه را فراموش نکنند من به اين ندا لبيک گفته و منافقان بدانند که با بودن جمهوري اسلامي جايي ندارند و من از پدر و مادر و خواهر و برادر حلالي مي طلبم و آنهائي که از دست من ناراحت هستند مرا حلال کنند . با کمال تشکر خادم اسلام سلمان افريدون .