مرادحاصل امیری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند حیدر
تاریخ تولد
1330/01/02
تاریخ شهادت
1362/07/21
محل شهادت
مریوان
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - زرین دشت - زیر آب
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد مراد حاصل اميري در روستاي زيراب و از خانواده اي مومن و متدين به دنيا آمد در سن 8 سالگي به کار خانواده پدر پرداخت و پسري خوشي فرمان بود هيچ وقت نگراني براي پدر و مادر فراهم نمي آورد پدر و مادرش از مراد حاصل ؟؟؟ راضي بودن تا به سن يازدهم سالگي به نماز و روزه پرداخت . ؟؟ ديني خود تحمل مي کرد از آنجائي که با خدا و نماز گزار بود هميشه خوشي اخلاق و هيچ وقت قسم نمي خورد و همين طور به کار زراعتي پرداخت تا به سن 18 سالگي رسيد وظيفه خود عمل کرد و به سربازي ؟؟؟ و مدت دو سال سربازي بود و در دوران ؟؟؟ درسي قرآن بخوبي ياد گرفت و هميشه قرآن مي خواند . ؟؟؟ مراد اميري ؟؟؟ علاقه به قرآن خواند داشت شهيد مراد حاصل بعد از پايان خدمت ؟؟؟ از کشور به نام دبي رفت و مدتي چند سفر به دبي مي رفت و ؟؟ نشد که از نماز و روزه اش باز ؟؟؟ و ؟؟؟ صيغه اسلامي انجام مي داد ؟؟ جوان پر گذشت بود هميشه خودش از همه کوچکتر مي خواند ؟؟؟ مراد حاصل هميشه به کارهاي خير کمک مي کرد تا آنجائي که وضعيتش مي رسيد اميدوار با پروردگار بود شهيد مراد حاصل بعد از چند سفر که به خارج رفت انقلاب شروع شد.شهيد مراد حاصل بعد از دو سال انقلاب به جبهه رفت و در جبهه ها شرکت نمود شغل شهيد مراد حاصل رانندگي بود جبهه راننده آمبولانس بود تا اين سفر آخر به جبهه رفت تا اينکه ترکش به سرش اصابت نمود شهيد گرديد . روحش شاد و نامش جاويد باد . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار به اميد پيروزي اسلام . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحيم ، به نام خداوند بخشنده مهربان
وصيتنامه برادر مرا حاصل اميري : با درود به پيامبران گرامي به ويژه پيامبر بزرگوار اسلام محمد بن عبداله که ما را به راهي راست و مرگي شرافتمندانه رهبري فرمودند و بعد خداوندا تو مي داني که براي خشنودي و رضاي تو به جبهه و به راه اسلام قدم بر مي دارم من براي رضاي آن خدائي حرکت مي کنم که هابيل برا ياو کشته شد و ابراهيم در آتش انداختند و زکريا را با اره کمرش بريدند و پيغمبر اسلام دندانش شکستند و سر مبارک علي عليه السلام را با شمشير زهرآلود شکافتند و پهلوي زهراي اطهر سلام اله عليها را شکستند و امام حسن عليه السلام را زهر دادند و امام حسين عليه السلام را با لب تشنه سرش از قفا بريدند و با هفتاد و دو تن شهيدشان کردند و بعد برادرم محمود اميري وکيل بنده مي باشد که اگر شهيد شدم حقوق بنده را بگيرد و سرپرستي بچه هايم بکند و آنها را هم قرآن خوان و هم با سواد بکند و اگر هم توانستند تا کلاس 12 بخوانند و اگر شهيد شدم قرآن خودم که پاره مي باشد با بدنم دفن کنند و بدنم هم پهلوي شهداي زير آب دفن بکنند برادرانم و پدرم و مادرم و همسرم و خواهرم و قومان و خويشانم دستور امام امت رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران را مو به مو اجرا بکنيد که دستورش براي خداست و از کلام خدا سخن مي گويد و هر کس که بر علي خدا و اسلام و قرآن و امام زمان عجل اله و نائبش امام خميني حرفي بزنند آنها را نصيحت کنيد و اگر قبول نکردند با آنها مبارزه کنيد تا آخرين نفس .والسلام