کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
03:50
عبدالمحمد خرسند

عبدالمحمد خرسند ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند غلامعباس

تاریخ تولد
1348/01/03
تاریخ شهادت
1364/01/05
محل شهادت
جزیره مجنون
محل تولد
فارس - زرین دشت - دبران
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
شیمیایی
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه ي شهيد عبدالمحمد خرسند ؛ ايشان در سال 1348 در دبيرستان به دنيا آمدند . ايشان دوران ابتدايي و راهنمايي را تا کلاس سوم راهنمايي در زادگاهش گذراند و به دليل وضع مالي نامساهدي که داشت تحصيل و درس و مدرسه را رها کرد او به فعاليتهاي انقلابي علاقه ي زيادي دشات به همين دليل از همان دوران نوجواني به اين فعاليت در بسيج پرداخت و در هر جا که مي رفت هميشه پرچم دار بسيج ايشان بودند سن ايشان يک سال کم بود که ايشان در شناسنامه ي خود دست کاري کردند و به بسيج داراب رفتند تا به جبهه اعزام شدند او هجده سال بيشتر نداشت که وارد خاک جبهه شد ايشان در ابتدا شيميايي شد و چشم راستش را از دست داده بود و در بيمارستان دکتر لقمان چهار روز بستري بودند .ولي از آنجايي که علاقه ي زيادي به جبهه و شهيد شدن بار بعد از مدتي استراحت دوباره باز گشتند و سرانجام در يک عمليات در کربلاي چهار در تاريخ 15/1/1364 در شرق دجله به شهادت رسيدند . روحش شاد و نام و يادش گرامي باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد عبدالمحمد خرسند
با درود برهبر کبير انقلاب اسلامي و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و زعيم عاليقدر نايب الامام روح الله الموسوي الخميني و با سلام به رزمندگان هميشه در صحنه روزگار در جبهه حق عليه باطل و با درود و سلام به روان پاک شهيدان بخون خفته خوزستان وصيت نامه خود را با عشق پر از شور ايمان و نور الهي است آغاز مي نمايم: اينجانب عبدالمحمد خرسند فرزند غلام عباس خرسند بخاطر حفاظت از خون شهيدان و اسلام عزيز به جبهه نبرد حق عليه باطل شتافتم تا بتوانم خون ناقابل خود را نثرار راه شهيدان کنم و راه شهيدان را تا قطره خوني که در بدن دارم ادامه دهم انشاءالله . از پدرم و مادرم طلب آمرزش و مغفرت مي طلبم انشاءالله آنها مرا ببخشند زيرا من به راهي مي روم که راه انبياء و امامان ما هست و هيچ منظور ديگري جز حفاظت از آرمان هاي الهي و خون شهيدان بخون خفته و اسلام عزيز هدف ديگري نداشته و به جبهه رفتن را بر خود لازم دانستم اين که من در اين جهاد مقدس قدم نهاده ام از همه قومان و خويشان طلب آمرزش مي طلبم و بخصوص از مادر و پدر و خواهرانم و برادرانم مي خواهم که اگر من شهيد شدم براي من گريه نکنيد و حتي خوشحال باشند که من در صف رزمندگان قدم نهاده ام و درباره من هيچ ناراحتي نداشته باشند که خدا با ماست وصيت من به برادرانم اين است که راه مرا ادامه دهند. به اميد پيروزي نهايي و صبر و استقامت به خانواده هاي شهدا و مفقودين و مجروحين اين جنگ تحميلي وصيت نامه خود را به پايان مي رسانم. در ضمن وصيت من به ملت شهيد پرور دوبران اين است که راه مرا ادامه دهند.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید