بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد علي حسين آشيان
در سال 1349 در خانواده اي مذهبي و عشاير روستاي دوبران ديده به جهان گشود وي که آخرين فرزند خانواده بود پدر کهنسال خود را در کار دامداري کمک مي کرد و به همراه او به مسجد رفته و در کلاس هاي فران شرکت کرده و به طوري که به عنوان مکبر و پذيرايي از نماز گزاران هميشه در مسجد حضور داشت.تحصيلات ابتدايي را در همين روستا پشت سرگذاشته و با شروع مقطع متوسطه که همزمان با پيروزي انقلاب بود همراه ديگر انقلابيون محل بسيار فعال بوده با تاسيس پايگاه مقاومت شور و اشتياق خاصي پيدا کرده و حضوري فعال در پايگاه داشت به طوري که يکي از ارکان اصلي پايگاه در امر جمع آوري هداياي مردمي و آموزش تيراندازي و تبليغ بوده بعد از اتمام دوره راهنمايي با عشق و علاقه خاصي که به حوزه و روحانيت داشت در مدرسه علميه شهرستان داراب ثبت نام کرد و همزمان مسجد محل را احياء کرده و کلاس هاي فراوان در آنجا داير کرد. آن چنان با اخلاق خوشرو و متين بود که با سن کمي که داشت ولي مورد عنايت و احترام همه اهالي محل قرار گرفت به طوري که با حضورش در محل شور و حال خاصي در بين جوانان پيدا مي شد در همين ايام به کمک يکي از آشنايان به مدرسه علميه شهرستان فسا منتقل شده و در سال 1364 با يکي از اقوام در روستاي صحرا رود شهرستان فسا آشنا شده و ازدواج کرد و در همين ايام بود که به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و در زمره رزمندگان اسلام قرار گرفت و با بازگشت از جبهه به همراه چند تن از دوستانش به مدرسه علميه شهرستان سروستان رفته و به کس علم و دانش پرداخت ولي جبهه نيز فراموش نکرد شور و عشق جبهه هاي نبرد دوباره او را به جبهه کشاند و بعد از مدتي براي آموزش غواصي طي دو مرحله در شهرستان کرمان آموزش کامل غواصي ديده و دوباره عازم جبهه شد و با سردار شهيد مرتضي جاويدي و حيدر يوسف پور آشنا شده و طولي نکشيد که شيميايي شده و به محل بازگشت ولي تاب و تحمل ماندن در خانه تا بهبودي کامل را نداشت. و در سال 1365 در زمستان با توجه به اين که فرزندي نيز در راه داشت ولي باز هم نتوانست مانع رفتنش شود وبه همراه ديگر طلاب مدرسه علميه عازم جبهه شده و در عمليات کربلاي 4 در تاريخ 4/10/1365 در سن 16 سالگي جام شيرين شهادت را سر کشيد و مفقودالاثر گشت و پيکر پاکش پس از 9 سال در گلزار شهداي شهر دبيران به خواک سپرده شد.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد علي حسين آشيان
الحمد الله و اشهد ان لا اله الا الله و هو لا شريک له و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علي ولي الله . سپاس خداوند بزرگ به شهداي کربلاي حسين و هم چنين به شهداي انقلاب اسلامي و به رهبر کبير انقلاب اسلامي . اين جانب علي حسين آشيان لازم دانستم من هم به سهم خودم با جانبازان انقلاب اسلامي همکاري داشته باشم و بر حسب وظيفه اي ديني راهي جبهه هاي حق عليه باطل گرديدم تا کمترين وظيفه خود را در راه اسلام و خون شهدا و انقلاب اسلامي انجام داده باشم چون آرزوي ديرينه ام شهادت بوده و هست و چنان چه در بين راه شهيد شدم توصيه ام به برادران و پدر و مادرم اين است که بر جنازه ام گريه نکنيد و شادمان باشيد که در اين راه ضربه اي به منافقين زده باشيد و اطاعت از ولايت فقيه را از ياد نبريد که ما همين ولايت را داريم. والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته . برادر بسيج علي حسين آشيان .