کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
04:08
حمید نوربخش

حمید نوربخش

فرزند اسداله

تاریخ تولد
1336/08/20
تاریخ شهادت
1365/10/30
محل شهادت
شلمچه
محل تولد
فارس - داراب - داراب
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
راننده خودرو واحد تدارکات ماشین های سنگین
نحوه شهادت
اصابت ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
بسیجی
بسم رب الشهداء و الصديقين
خداوند انسانهايي را بر مي گزيند تا مورد عنايت خاص خود قرار دهد و شهدا نيز با خون خود با خدا معالمله مي کنند . سرنوشت شهادت نصيب هر کسي نمي شود و منتهاي آرزوي همه ي انسانهاي آزاده است تا جان خود را به بهترين صورت که همان شهادت است فداي خداي خود کنند . شمه اي از زندگي نامه بسيج شهيد حميد نوربخش ذيلا به رشته تحرير در مي آوريم که ياد شهدا و تامل در زندگي آنان کمترين وظيفه در قابل آن همه از خودگذشتگي و ايثار است . در يک صبحگاه پائيزي ، روز بيستم آبانماه سال 1336 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي و معمولي دومين فرزند خانواده چشم به جهان گشود . نامش را حميد گذاشتند حميد همراه و همپاي ديگر بچه هاي شهر و محله در آغوش گرم و پر مهر خانواده رشد مي کرد . در شهري که خانواده هاي قديمي همه سنتي ، مذهبي و پاي بند اعتقادات ديني خود مي بانشد . طوري که به عصمت داراب قسم ياد شده و خوشبختانه اثري از کشف حجاب در آن به چشم نمي خورد . به همين لحاظ فرزندان آن خانواده ها که نسل اول انقلاب هستند معمولا مذهبي و محب اهل بيت عليه السلام مي باشند . همانها که امام خميني ره در آغاز انقلاب در خرداد 1342 از آنها به نام ياران خود ياد مي کند و چه تعبير زيبايي . شهيد 6 سال دوره ابتدائي را در نزديکي خانه و در دبستان شاهپور و با نمرات عالي سپري وارد دانشسراي مقدماتي شهرستان جهرم گرديده و در سال 1354 فارغ التحصيل شده و 6 ماه در لباس سپاهي دانش در لشکر 77 خراسان مشغول خدمت گرديده و بعد از گذراندن اين دوران به کسوت مقدس معلمي درآمده و به عنوان معلم ابتدائي در روستاهاي محروم ؟؟ فرگ و آبشور اشتغال خود را در اداره آموزش و پرورش شروع کرد . همزمان با شروع انقلاب اسلامي وارد مبارزات شد و فعالانه نوارهاي صوتي امام را که در آن روزها کمتر کسي جرات گوش کردن داشت و تکثير و در اختيار اطرافيان قرار مي داد . از خصايص ويژه شهيد اداي واجبات و ترک و محرومات بود . اعتقاد و تعصب خاصي نسبت به حجاب اسلامي و مخصوصا چادر داشت به طوري که حي من که در مدرسه ابتدائي درس مي خواندم اجازه نداشتم بدون چادر به مدرسه بروم و يا در کوچه و خيابان ظاهر شوم . تعصب او در اين مورد زبانزد همه اقوام بود و نيز معتقد بود در رژيم شاهنشاهي و فساد جامعه نيست فرزندان دختر وارد دبيرستان شوند شرکت فعال در جلسات قرآن دوره اي که سه شنبه شب ها در منزلمان برقرار بود و تا بعد از پيروزي انقلاب ادامه داشت و خدمت در مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام در حسينيه ولي عصر عجل الله در تمامي سالهاي عمر خويش و محبت نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت از ويژگي هاي ديگر ايشان بود . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي متاسفانه حاکم شدن جناحي تندرو و تماميت خواه در اداره آموزش و پرورش داراب جفاي زياد به کساني نمي شد که از آن گروه نبودند و حافظه تاريخي مردم داراب به ياد دارد که چه جفاکارانه خيل بسياري از معلمين اين شهرستان در اوائل انقلاب تسويه شدند و شهيد حيدر نوربخش نيز يکي از انها بود که پس از ان به دنبال شغل رانندگي رفت و شراکتي کاميوني خريداري کردند که بعد از مدتي مجددا دعوت به کار شد ولي چون روحش از رده شده بود نپذيرفت و به همان رانندگي ادامه داد . در سال 1364 با دختري از اهالي کرمانشاه که همسايه خواهرش بود ازدواج کرد و حاصل آن فرزند پسري بود به تاريخ اول آبانماه 1365 که خداوند به ايشان عطا نمود . فرزندي که دست تقدير چنين رقم زده بود که پدر را نبيند . تصميم گرفتند به جبهه بروند . انگار به ايشان الهام شده بود به دوستانش گفته بود من به جبهه مي روم و مي دانم که شهيد مي شوم در تاريخ 24 ديماه سال 1365 راهي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شدند و از جبهه انديمشک ده تن مهمات بار کاميون مي زند و راهي منطقه مي شود بر اثر اصابت خمپاره کاميون منفجر مي شود و ايشان گر چه از کاميون بيرون مي پرد ولي ترکشي به رگ گردنش اصابت کرده و به شهادت مي رسد . چه خوش است شهادت و مرگ در راه دوست ، چه سعادتمندند شهداء که بهترين نوع مردن را انتخاب مي کنند و چه گلچين است خداوند که بهترين ها را انتخاب مي کند . روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد . در مورخه 25/3/1387 والسلام