: شهيد ابراهيم نوروزي از همان کودکي علاقه زيادي به يادگيري مسائل ديني داشت در سنين پنج سالگي به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت در مکتب خانه شاگردان نماز جماعت مي خواندند و شهيد پيش نماز بود به سن نوجواني که رسيد خودش اقدام به ايجاد مکتب کرد و شاگرداني داشت که به آن ها درس قرآن مي داد . بسيار علاقه مند بود که جوان ها قرآن ياد بگيرند . وقتي دانش آموزي پيشرفت داشت در روخواني قرآن ، بسيار خوشحال مي شد . البته ايشان فرد خنده روئي بود و چهره اي بشاش داشت بعضاً شعر هم مي سرود و هر از گاهي چند بيتي مي گفت : اقدام ديگري که شهيد انجام داد ايجاد کتابخانه در روستاي لايزنگان علياء بود و کتاب هاي ديني داشت و جوان ها را تشويق مي کرد به خواندن کتاب هاي مذهبي خصوصاً کتاب هاي شهيد مطهري . در روزهاي انقلاب ايشان بيکار ننشست و همان کتابخانه جاي تبليغ عليه حکومت شاه قرار داده بود و براي جا انداختن حرف هايش عليه حکومت وقت ، از فساد جامعه آن روز مثل بي حجابي ، شراب خواري ، و قمار بازي ، کاواره رستوران ها و ... مي گفت و از آن جائي که جوان هاي روستائي نسبت به اين مسائل حساس بودند ايشان اين حساسيت را خوب درک مي کرد و از همان طريق عليه حکومت حرف مي زد در آن زمان داشتن رساله امام خميني جرم محسوب مي شد ايشان رساله و عکس امام داشت و به جوان ها نشان مي داد . با اوج گرفتن انقلاب منزل ايشان محل امني بود براي روحانيوني که از قم مي آمدند براي تبليغ ، اين کار به جائي رسيد که در روز هفتم محرم 57 مأمورين آمدند و منزل ايشان را بازرسي کردند و دنبال رساله و عکس امام مي گشتند اما قبل از اين که مأمورين بيايند رساله و عکس رسا در جائي پنهان کرده بود با پيروزي انقلاب و تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي او وارد سپاه و در روابط عمومي سپاه مشغول انجام وظيفه شد . تا اين که به جبهه رفت و در لشکر 19 فجر در گردان فاطمه الزهراء ( س ) به عنوان فرمانده گروهان انجام وظيفه مي کرد . از آن جائي که اين گردان از گردان هاي خط شکن بود در شب عمليات والفجر 8 هنگامي که از رود خروشان اروند گذشتند و به خط مقدم دشمن زدند تير دشمن به گلوي او اصابت کرد و به فيض عظماي شهادت نائل آمدند . يادش گرامي و راهش پر رهرو باد .
: شهيد ابراهيم نوروزي از همان کودکي علاقه زيادي به يادگيري مسائل ديني داشت در سنين پنج سالگي به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت در مکتب خانه شاگردان نماز جماعت مي خواندند و شهيد پيش نماز بود به سن نوجواني که رسيد خودش اقدام به ايجاد مکتب کرد و شاگرداني داشت که به آن ها درس قرآن مي داد . بسيار علاقه مند بود که جوان ها قرآن ياد بگيرند . وقتي دانش آموزي پيشرفت داشت در روخواني قرآن ، بسيار خوشحال مي شد . البته ايشان فرد خنده روئي بود و چهره اي بشاش داشت بعضاً شعر هم مي سرود و هر از گاهي چند بيتي مي گفت : اقدام ديگري که شهيد انجام داد ايجاد کتابخانه در روستاي لايزنگان علياء بود و کتاب هاي ديني داشت و جوان ها را تشويق مي کرد به خواندن کتاب هاي مذهبي خصوصاً کتاب هاي شهيد مطهري . در روزهاي انقلاب ايشان بيکار ننشست و همان کتابخانه جاي تبليغ عليه حکومت شاه قرار داده بود و براي جا انداختن حرف هايش عليه حکومت وقت ، از فساد جامعه آن روز مثل بي حجابي ، شراب خواري ، و قمار بازي ، کاواره رستوران ها و ... مي گفت و از آن جائي که جوان هاي روستائي نسبت به اين مسائل حساس بودند ايشان اين حساسيت را خوب درک مي کرد و از همان طريق عليه حکومت حرف مي زد در آن زمان داشتن رساله امام خميني جرم محسوب مي شد ايشان رساله و عکس امام داشت و به جوان ها نشان مي داد . با اوج گرفتن انقلاب منزل ايشان محل امني بود براي روحانيوني که از قم مي آمدند براي تبليغ ، اين کار به جائي رسيد که در روز هفتم محرم 57 مأمورين آمدند و منزل ايشان را بازرسي کردند و دنبال رساله و عکس امام مي گشتند اما قبل از اين که مأمورين بيايند رساله و عکس رسا در جائي پنهان کرده بود با پيروزي انقلاب و تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي او وارد سپاه و در روابط عمومي سپاه مشغول انجام وظيفه شد . تا اين که به جبهه رفت و در لشکر 19 فجر در گردان فاطمه الزهراء ( س ) به عنوان فرمانده گروهان انجام وظيفه مي کرد . از آن جائي که اين گردان از گردان هاي خط شکن بود در شب عمليات والفجر 8 هنگامي که از رود خروشان اروند گذشتند و به خط مقدم دشمن زدند تير دشمن به گلوي او اصابت کرد و به فيض عظماي شهادت نائل آمدند . يادش گرامي و راهش پر رهرو باد .