کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 16 مرداد 1405
04:10
محمود نیکخواهی

محمود نیکخواهی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1340/07/30
تاریخ شهادت
1364/05/24
محل شهادت
چنگوله
محل تولد
فارس - داراب - دولت آباد
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد بزرگوار محمود نيک خواهي: تولد، ساعت 4 بعداظهر روز اول مهرماه 1340 مطابق با 12 ربيع الثاني 1381 محل تولد روستاي دولت آباد از توابع شهرستان داراب.پدرش نام محمود بر وي نهادند.او در خانواده اي مذهبي و اهل علم و دانش متولد شد که از نظر مالي نيز ممکن بوده و نسبت به اهالي روستا در آن زمان وضع خوبي داشتند.شغل پدر کشاورزي بوده ايشان پنجمين فرزند خانواده مي باشد که در دوران زندگي از کودکي در امور کشاورزي در حد توان همکاري داشته است.از دوران کودکي با پسر عمه اش غلامعباس نيکخواهي دوست بود و هيچ وقت از هم جدا نشدند و هر دو باهم به شهادت رسيدند.هر چند در آن زمان امکانات رفاهي بسيار کم و ناچيز بوده اما به تحصيل ادامه داده است.تا پايه سوم ابتدائي در روستا و از پايه چهارم تا پايان دبيرستان در شهرستان داراب تحصيل نموده است.در مدارس ابتدائي آريا-پهلوي-مدرسه راهنمائي و دبيرستان امير کبير به تحصيل اشتغال داشته در سال 575 قبل از پيروزي انقلاب پدرش بر اثر تصادف به رحمت ايزد پيوست که مسئوليت وي دو چندان شد شهيد محمود جزء داشن آموزان ممتاز بود.سالهاي آخر دبيرستان مصادف گرديد با مبارزه مردم ايران با حکومت پهلوي.با توجه به تعطيل مدارس از روستا گروهي تشکيل مي دادند و در تظاهرات شرکت مي نمودند.درسال 1359 پس از اخذ ديپلم همراه با دوست و يار هميشگي شهيد غلامعباس به خدمت سربازي مشغول شدند و به مدت دو سال در استان بوشهر خدمت کردند.و چندين بار به جبهه اعزام شدند.پس از پايان سربازي هر دو در رشته ديني عربي تربيت معلم شهيد اندرزگو در تهران پذيرفته شدنداز پائيز 1361 الي 1363 با اخلاص و ايمان مشغول شدند به تحصيل بودند و در کسب علوم اسلامي نهايت فعاليت و دقت داشتند خوشبختانه با توجه به تغييرات حکومت و جو مساعدي که مراکز آموزشي وجود داشت همچون کلبه ها درس مي خواندند و فعاليت داشتند شهيد محمود و غلامعباس در اين ايام نيز مدتي از عمر خود را در نبرد عليه صدام گذراندند.مهرماه سال 1363 به شغل شريف و مقدس معلمي مشغول گرديدند.و چون روح آنان آرام نبود بازهم جبهه را انتخاب و هر دو در گروه تخريب تيپ 72 محرم شرکت نموده و در روز 24/5/1364 در منطقه چنگوله دهلران بر اثر اثابت ترکش خمپاره به فيض عظماي شهادت نائل آمده و به لقاء الله پيوستند يادش گرامي و راهي پر رهرو باد والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.
بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله. والحمدلله الذى هدانا لهذا و ماكنا لنهتدى لو لا ان هدينا الله. و سلام و درود بر رسول اكرم (ص) و سلام بر خاندان گرامى اش و درود بر روان پاك شهداى اسلام از صدر اسلام تاكنون و سلام بر پيشگاه مقدس حضرت حجه ابن الحسن (عج) و سلام و درود بر امام امت پيام آور نور و رهايى در ظلمت و جاهليت حاكم بر ايران. اكنون كه اين سعادت نصيب اين بنده گرديده و توانسته ام در جبهه حق عليه باطل و همدوش جانبازانى كه فقط در راه رضاى معبود خويش كه يگانه پروردگارشان است بر عليه كوردلان و كوته فكران كه هدفشان فقط دنيا و لذتهاى دروغين و زودگذر آن است شركت جويم شايد خداوند سعادت ديگرى را نيز به من عطا فرمايد و در اين مبارزه مقدس كشته شوم. از زمانى كه بچه بودم هرگاه داستان كربلا و شهادت مظلومانه امام حسين (ع) را مى شنيدم قلبم آتش مى گرفت و اشكم جارى مى شد و با خود مى گفتم كاش آن روز من هم در كربلا بودم و همراه ياران امام كشته مى شدم. كاش آن شب من هم در خيمه ياران حسين (ع) بودم و در پاسخ سخنانش به وى عرض مى كردم كه اگر تكه تكه ام كنند دست از يارى او برنمى دارم تا اينكه با شروع جنگ تحميلى اين آرزويم برآورده شد. اين بار نيز فرزند حسين در مبارزه با يزيديان زمان احتياج به يارى داشت و اكنون خدايا اگر مرا بكشند و بدنم را بسوزانند باز زنده شوم دوباره مرا بكشند و اين كار نه يكبار نه هفتاد بار و نه هزار بار بلكه اگر تا قيامت هم ادامه داشته باشد دست از يارى دين تو برنمى دارم. بگذار مرا بكشند چه سعادتى بهتر از اين و چه لذتى بالاتر از اين كه لذت بخش ترين لحظه براى يك عبد پيوستنش به معبود و زيباترين لحظه براى يك عاشق لحظه ديدار معشوقش است آن هم وقتى كه عبد در نهايت فقر و ذلت و معبود در نهايت كبر و عظمت باشد كه اين چيزى است كه به تجربه ثابت شده است و نياز ى به دليل ندارد. سخنى چند با خانواده و ملت قهرمان و شهيدپرور ميهن اسلامى دارم. ابتدا از خانواده ام كه در ميان آنان زندگى كرده ام شروع مى كنم. مادر عزيزم اول از همه از تو مى خواهم كه مرا حلال نمايى و روز رستاخيز از من راضى باشى مبادا پس از مرگ من از خود بى تابى نشان دهى و صبر و بردبارى خود را از دست بدهى. هيچ ميدانى مادرانى هستند كه چندين فرزند خود را از دست داده و تأسف مى خورند كه فرزندى ندارند كه به جبهه بفرستند. مى دانى در راه احياء و بقاء اسلام چه عزيزانى را از دست داده ايم. خون سيدالشهداء (ع) و فرزندان و ياران عزيزش در اين راه ريخته شده است. خون عزيزانى چون بهشتى و باهنر و رجايى در اين راه ريخته شده است. براى طول عمر امام دعا كن و خدا را شكر كن كه چنين نعمتى را به ملت ما عطا فرمود. برادران عزيز مى دانم كه مرگ من برايتان ناراحت كننده است ولى توجه داشته باشيد كه وقتى پاى اسلام و قرآن در ميان باشد ديگر همه چيز آسان مى شود. از شما مى خواهم كه با پيروى از دستورات اسلام و قرآن درراه پيشرفت هرچه بيشتر اسلام همدوش ملت مسلمان ايران تلاش و كوشش نماييد. خواهران عزيزم من در راه رضاى خدا حركت كرده ام و مبادا در مرگ من شيون و زارى كنيد و مبادا با استفاده از نام من بر كسى منت گذاريد من پرسودترين معامله را انجام داده ام و آن رسيدن به آرزويم بدون پرداخت هيچ سرمايه اى است. در زندگيتان راه بزرگ بانوى اسلام پيموده و زندگى وى را سرمشق خود قرار دهيد و شما اى ملت ايران اى كسانى كه ايران را به مدينه تبديل نموديد اى انصار روح الله درست است كه به نحو احسن امام را يارى نموده و مى نماييد ولى مواظب باشيد مبادا دشمنان اسلام بين شما شكاف ايجاد نمايند و يا وحدت كلمه شما را از بين ببرند. همچنان به يارى امام امت ادامه دهيد و به شدت پشتيبان وى باشيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه در گمراهى و ظلمت به سر مى برديم و دشمنان الام بر ما حكومت مى كردند و خدا را فراموش كرده بوديم و به دنبال شيطان به سوى آتش در حركت بوديم و اين امام بود كه ما را از اين خطر بزرگ نجات داد. پس با خضوع و خشوع از خدا بخواهيد كه اين نعمتى كه به ما عطا فرموده است از ما نگيرد. نماز جمعه و دعا را فراموش نكنيد سلاح شما همين ها هستند و از هيچ قدرتى نهراسيد بجز خداوند يكتا. زيرا اين پيام امام عزيزمان است كه مادامى كه ايمان در قلبتان است پيروزيد شما به قدرت خدا تكيه داريد و دست خدا بالاى سر شما است پس ديگر همه قدرتها پوشالى اند و هيچ. خواهرانم اين سخن را در همه جا ديده ايد كه سياهى حجاب تو از سرخى خون من كوبنده تر است وبدانيد كه اين يك حقيقت است پس حجابتان را حفظ نماييد چرا كه در آغوش شما افرادى پرورش مى يابند كه آينده اسلام و انقلاب به دست آنهاست. شما از زندگى بانويى سرمشق مى گيريد كه امام حسن و امام حسين (ع) و حضرت زينب (س) را پرورده است چنان زندگى كنيد كه حضرت فاطمه (س) به شما افتخار كند و اما شما رزمندگان عزيز شمايى كه عارفان بايد از راز و نيازهاى شبانه شما و از خلوص شما عرفان بياموزند و عاشقان در سنگرهاى شما و از نمازهاى شما شيوه عاشقى بياموزند و عالمان در مكتب شما علم، هدفتان فقط رضاى خدا باشد و پس كارى كه مى كنيد از خانه كه حركت مى كنيد در سنگر كه نگهبانى مى دهيد دستتان كه روى ماشه قرار مى گيرد فقط با ياد خدا و براى رضاى خدا باشد. دعا به جان امام را فراموش نكنيد. زيرا به عقيده من نزديكترين ها به خدا سنگرهاى شما مى باشد و دعا در اين سنگرها و از قلب پاك شما حتما پذيرفته خواهد شد و تو اى امام عزيز مى دانم كه غم از دست دادن ياران عزيزت كه پيكرهاى بى سر پاسداران و بدنهاى قطعه قطعه بسيجيان قلب نازنينت را به درد آورده است ولى مطمئن باش كه با گرفتن انتقام خون اين عزيزان از دشمن و با آزاد نمودن قبر جدت حسين (ع) قلب شما را شاد خواهيم نمود و نيز مطمئن باش كه اين رزمندگانى كه من ديدم زمينه را براى ظهور و انقلاب مهدى آماده خواهند نمود از تو مى خواهم كه از خدا بخواهى ما را ببخشايد و شما اى ابرجنايتكاران شرق و غرب بدانيد همه تلاشتان بيهوده است زيرا ممكن است شما بتوانيد به مملكت اسلامى آسيب برسانيد ولى نمى توانيد كوچكترين آسيبى به اسلام برسانيد و همان گونه كه در طول تاريخ هميشه باطل على رغم قدرت ظاهريش نابود گشته و حق هميشه پيروز بوده است شما نيز در اين مبارزه از بين مى رويد مگر اينكه به خود آييد و دست از اين حماقت برداريد زيرا شما با كسانى به مبارزه برخاسته ايد كه در اختيار خدايشان هستند و وجودشان تعلق به خدايشان دارد. مادامى كه نور خدا در قلبشان است هرگز زير بار شما نخواهند رفت. خدايا هر كس بر اثر اشتباه و يا ؟؟؟ مرا ناراحت كرده و يا حقى از من برگردن وى مانده است در صورتى كه عمل او ضربه اى به اسلام و انقلاب نزده باشد به اذن تو از وى مى گذرم و از تو مى خواهم كه به كرمت گناهان مرا ببخشى. خدايا مرا در حالى از اين دنيا ببر كه ايمانم پابرجا باشد. خدايا از تو مى خواهم كه در روز محشر مرا جدا از اولياء و احبانت و در صف دشمنان خود قرار ندهى زيرا بدترين شكنجه قهر تو و زندگى با دشمنانت است. خدايا همانگونه كه ابراهيم را ازشر توطئه نمرود و موسى را از شر توطئه فرعون و محمد را از شر توطئه مشركين در پناه خود حفظ فرمودى خمينى را هم از شر توطئه خائنين در پناه خودت حفظ بفرما. اگر جنازه ام بدست آمد هر كجا كه خواستيد دفن كنيد و روى يك برگ دعاى فرج امام زمان را بنويسيد و روى قبرم بگذاريد. والسلام. محمود نيكخواهى 26/11/1362. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.
2%%
نيكخواهى محمود 1805767
بسمه تعالى. وقتى امام عزيزمان مى فرمايد معلمى شغل انبياء است يعنى يك معلم بايد به شاگردش ايمان به خدا و روز قيامت بياموزد بايد به او درس شجاعت، ايثار و از خودگذشتگى، عدالت، راستگويى بياموزد. يعنى بايد اگر لازم شود براى ساختن دانش آموزان شكنجه تحمل نمايد. يعنى بايد در راه هدفش صبر داشته باشد و توكل بر خدا نمايد. يعنى ؟؟؟ و قول و تقرير معلم براى دانش آموزش حجت است. يعنى معلم براى دانش آموزش اسوه و الگو است. دانش آموزان يك كشور همچون نهالهاى يك باغ هستند همانگونه كه ارزش باغ در آينده بستگى به چگونگى ميوه دادن آن نهالها مى باشد پيشرفت يا عقب ماندگى يك كشور هم بستگى به چگونگى فرهنگ دانش آموزان آن دارد. دانش آموز بايد به كلاس و مدرسه عشق بورزد و فقر مالى از دست دادن پدر و يا زشتى چهره نمى توانند سد راه يك دانش آموز مصمم باشد. دانش آموز بايد معلمش را به شوق آورد. بايد از لحظه لحظه عمرش در مدرسه استفاده نمايد و مدرسه را يك معبد بداند. دعا همچون داروى ضد عفونى است كه بر روى كثافتهاى قلب انسان ريخته مى شود و قلب را مى شويد. دعا كبر و غرور را در انسان از بين مى برد. دعا نهايت عبوديت انسان در برابر خدا و نهايت عشق انسان به خدا است. دعا طرح نياز در درگاه برآورنده نياز است آن هم برآورنده نيازى كه ستار نيز مى باشد. مظلوميت چيزى است كه از ابتداى اسلام وجود داشته است. پيامبر ما هم مظلوم بود و شاهد بر مظلوميتش سرپيچى بعضى از افراد از دستور وى در مورد ؟؟؟ در آخر عمر شريفشان مى باشد. جانشين او هم مظلوم بود و شاهد بر مظلوميتش بيست و پنج سال سكوت در برابر حق غب شده اش به خاطر اسلام بود. قرآن ما هم در مدتى طولانى مظلوم بوده است ولى آنچه اكنون در نظر بنده است منبع علم و حكمت كلام گهربار مولاى متقيان يعنى نهج البلاغه مى باشد. بنده در طول زندگيم از اموال دنيوى كه خودم بدست آورده باشم چيزى ندارم. فقط تعدادى حقوق ؟؟؟ اشتغالم به شغل شريف معلمى دريافت داشته ام كه آنرا خرج نموده ام. مقدارى از اموال پدرم هم به بنده به ارث رسيده كه آن را در مدتى كه پس از فوت آن مرحوم زنده بوده ام به مصرف رسانيده ام و اكنون هيچ چيز ندارم كه بخواهم در مورد آن سفارشى نمايم. فقط تعدادى كتاب دارم كه آن هم در خانه در اختيار برادرانم باشد و از آنها استفاده نمايند. محمود نيكخواهى. چهارشنبه 23/5/65
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید