کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
22:52
جلیل کیهانی

جلیل کیهانی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمدحسن

تاریخ تولد
1339/02/13
تاریخ شهادت
1361/04/31
محل شهادت
پاسگاه زید
محل تولد
فارس - اقلید - اقلید
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
زندگي نامه شهيد جليل کيهاني : مفقود الاثر جليل کيهاني در سال 1339 در خانواده اي مذهبي در شهرستان اقليد ديده به جهان گشود . وي پس از پشت سر گذاشتن دوران طفوليت راهي دبستان شد و بعد از طي موفقيت آميز دوران دبستان و راهنمائي وارد هنرستان فني شهيد يوسفي شد . اين دوران هم زمان بود با اوج گيري تظاهرات مردم بر عليه رژيم ستم شاهي پهلوي به علت شرکت مداوم در تظاهرات و کمک به مردم تظاهرات کننده چندين بار از هنرستان اخراج و تا جائي پيش رفت که توسط پاسگاه دستگير و مورد ضرب و شتم قرار گرفت . ايشان در فعاليت هاي هنري هم فعال بودند از جمله کار بر روي چوب که در ساخت قطعات چوبي هم به مهارت بالائي برخوردار بودند از نظر اخلاقي اين مفقود الاثر بزرگوار ، ساده ، فروتن و خوش اخلاق و خوش رو و متبسم بودند . علاوه بر اين خصايص وي انساني شوخ طبع بود و از نظر اقتصادي سعي مي کرد روي پاي خود بايستد و با کار خارج از خانه مخارج تحصيل خود را فراهم مي کرد . با شروع جنگ تحميلي همراه با هم سن و سالان خود به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل اعزام و در عمليات هاي متعددي شرکت کرد و بالاخره در تاريخ 31/4/61 به افتخار مفقودالاثري نائل آمد و پيکر پاکش در کربلاي ايران بر جاي ماند . تا اين که بعد از تفحص در سال 76 کميته جستجوي مفقودين يک پلاک که عامل شناسائي شهيد بود را آوردند و درگلزار شهداي امامزاده عبدالرحمن به خاک سپرده شد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
وصيت نامه حقيري است که بار گناه بر دوشش سنگيني نموده و جبهه پيکار حق عليه باطل را در پيش گرفته شايد خداوند رحيم بر او منت گذاشته باعث رستگاريش گردد انسان آن زماني که خويش را مي بيند که پوششي نازک و استخواني شکننده و عمري کم و آرزوي فراوان و نرسيدن هاي بسيار و عواقبي هولناک دارد و آن موقع که مي بيند در خسران است و آن هم نه ضرر بلکه خسران که خداوند مي فرمايد ( ان الانسان لفي خسر ) و از روي بيچارگي مي گويد حسرتا اسفاء که اين همه ضرر کرده ام پروردگارا مرا ببخش و بيامرز آمين يا رب العالمين حقير جليل کيهاني بنده ناصالحي که قلبي محجوب و نفسي معيوب و هوائي غالب و طاعتي قليل و معصيتي کثير دارد اينک در سنگر مردان حق فقيرانه به چهره آنان نگاه مي کنم و در برابرشان خجلم هر وقت عکس روح الله را مي بينم اين خجالت حقارت آن چنان مي شود که مرگ را از خدا طلب مي کنم بالاخره شهيدان رفتند و پيام رسانان زينبي بايد ادامه دهنده باشند . با درود و سلام به رهبر کبير انقلاب و با درود به روان پاک شهيدان گلگون کفن جمهوري اسلامي ايران و با درود سلام به شهداي 7 تير 72 شهيد به آمار شهداي زمين کربلا ياران با وفاي امام امت نامه را آغاز مي کنم برادرجان مي دانم بعد از سقوط حکومت پهلوي کثيف کشور عزيزمان مورد حمله تمامي گروه هاي داخلي و خارجي به رهبري آمريکاي ابرجنايت مورد هجوم قرار گرفت زيرا آن ها مي دانستند با پياده شدن جمهوري اسلامي تمام جنايات آن ها به ملل ستمديده جهان آشکار مي شود لذا بر صدد بر آمدند که روحانيون مبارز را مورد حمله قرار دهند و آن ها را يکي پس از ديگري از دست ما بگيرند تا جنايات آن ها فاش برملا نشود از سوئي آن ها را ترور مي کردند و از سوي ديگر 72 تن از ياران با وفاي امام را در حزب جمهوري اسلامي به خاک خون کشيدند و به اين فکر بودند با شهيد شدن اين تعداد جمهوري اسلامي سقوط خواهد کرد ولي ديدند که چنين نيست و به گفته ام که فرمودند بکشيد ما را ملت ما هشيار تر مي وشد و بعد از اين همه توطئه که نتوانست اين جمهوري را از مسيري که مي رود منحرف کند بر صدد بر آمدند تا صدام جنايتکار اين نوکر اجنبي صفت را مأمور به جنگ با ما کنند به طوري که به ؟؟؟ رود خروشان را ؟؟؟ کرده و جنگ خاتمه مي يابد و اين دولت مزدور بعث هجوم آورد از آن جائي که آمريکا يک مهره کثيف را در حکومت جمهوري اسلامي قرار داده بود بني صدر خائن اين اجنبي صفت و بدتر از صدام آن قدر جنايت کرد که به گفته امام که جنايات بني صدر از جناياعت يزيد هم بزرگ تر بود آن جدائي بين ارتش و سپاه و بسيج نيروهاي مردمي به وجود بود که نتيجه آن شکست يکي و پس از ديگري گريبانگير ما مي شود و به اين فکر بود که با اين عمل نيروهاي بسيج و نيروهاي مردمي و سپاه از بين ببرد و با از بين رفتن اين سه نيرو بتواند ضربه عملي سر دولت وارد کند تا اين که دولت جمهوري دچار ضعف شود و به مردم ما بگويد که اين دولت ؟؟؟ نيست و دولت را منحل کند ولي کور خواند زيرا امام آن قدر هشيار بود که تمام توطئه ها را خنثي کرد و مي بينيم با فرار بني صدر خائن پيروزي پس از پيروزي با کمترين تلفات به دست آورديم که تا به حال که تمام خاک هاي خوزستان که عراقي ها تا نزديکي اهواز ؟؟؟ آمده بودند باز پس گرفته و تمام ؟؟؟ را با تمام ؟؟؟ زرهي در هم کوبنده ويا به غنيمت گرفتند و اينک ما به رهبري امام خميني ؟؟؟ بر حق امام زمان ( عج ) و فرماندهي امام زمان مي رويم تا آخرين ضربات کوبنده را به پيکر اين کورصفتان وارد کنيم و راه عبور براي عبور نيروهاي جمهوري را براي نبرد با صهيونيزم جنايتکار باز کنيم برادر جان اکنون که اين نامه را مي نويسم در مدرسه اي به نام مدرسه اروند که اين مدرسه را در تابستان پايگاه نظامي کرده اند مي نويسم و ما را جهت سازماندهي براي روبه رو شدن با کفار بعثي آماده مي کنند برادرجان اين وظايف يکايک ما مسلمانان است که صداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان اين پيرجماران خميني بت شکن را لبيک گفته و براي وارد کردن آخرين ضربات به کفار بعثي به طرف جبهه ها حرکت کنيم و دين خود را نسبت به اين جمهوري ادا کرده باشيم برادر مي خواستم به عرض شما برسانم که اين جانب برادر حقير شما و ديگر برادران راه بس بزرگي را در يپش داريم که بايستي اين راه را پيمود و من خوشبخت هستم که خدا چنين سعادتي را به خانواده ما داد تا لااقل يکي از افراد اين خانواده در نبرد حق عليه باطل شرکت داشته باشد و در ثاني برادر جان حال که من الحمدالله سالم هستم چنان چه خداوند به من اين توفيق را داد تا خون خود را در راه دين مبين اسلام اهدا کنم هيچ ناراحت نباشيد زيرا خداوند خود مي فرمايد هر کس که مرا خواست مرا شناخت و هر کس که مرا شناخت عاشقم شد هر کس که عاشق شد عاشقش مي شوم هر کس که عاشقش شدم او را به قتل مي رسانم و هر کس را که من به قتل برسانم خون بهايش من هستم
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید