کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
07:06
حمید شطی

حمید شطی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند مختار

تاریخ تولد
۱۳۴۱/۰۱/۲۶
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۰۱/۱۸
محل شهادت
شرهانی
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
ارتش
عضویت
وظیفه
به نام خداوند بخشنده مهربان
زندگينامه شهيد حبيب شطي : شهيد حبيب شطي در سال 4/4/1343 در شهر شيراز در خانواده اي متوسط و مذهبي چشم به جهان گشود . پس از گذراندن دوره کودکي به مدرسه رفت و دوران ابتدايي را به پايان رساند و دوره راهنمايي را شروع کرد و تا کلاس سوم راهنمايي ادامه داد و سپس ترک تحصيل نمود و در کارگاه آلومينيوم سازي مشغول به کار شد و در سال 1360 به عضويت گروه مقاومت مسجد امام حسن (ع) در آمد و به فعاليت ادامه داد با وجود عضويت گروه مقاومت مسجد امام حسن (ع ) در آمد و به فعاليت ادامه داد و با وجود اينکه کارش خيلي سخت و طاقت فرسا بود بعد از بازگشت از کار فوراً به مسجد مي رفت و نماز جماعت مي خواند و تا دير وقت به خانه نمي آمد و هر چند يکبار در مسجد کشيک مي داد و در محل پاسداري مي داد در سال 1361 به خاطر اشتياق زياد که به رفتن به جبهه داشت و در محل پاسداري مي داد در سال 1361 به خاطر اشتياق زياد که به رفتن به جبهه داشت در بسيج پاسداران انقلاب اسلامي ثبت نام کرد و در 1/6/1361 براي ديدن دوره آموزشي به پادگان شهيد دعائي رفت و به مدت 24 روز آموزش ديد و در 29/6/1361 اعزام به جبهه شد و دوره آموزشي سه ماهه را در جبهه جنوب گذراند و پس از پايان سه ماه اول به شيراز آمد و مدتي بعد در بسيج سپاه ثبت نام کرد و براي بار دوم در تاريخ 6/9/1361 به جبهه نبرد حق عليه باطل رفت و اين بار او را به جبهه ذبيدات در خط مقدم فرستادند و در تاريخ 20/11/1361 پس از عمليات والفجر در شبي که منتظر پاتک دشمن بودند بر اثر اصابت ترکش خمپاره بعثيان به درجه پر افتخار شهادت نائل آمد و در تاريخ 20/11/1361 در دارالرحمه شيراز به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
" و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون " به خدا سوگند اگر تمام عرب در جنگ با من متحد شوند دست از پيکار بر نمي دارم و تسليم نمي شوم " به خدا قسم اگر در ميدان نبردي در زير هزاران ضربه تانک و توپ دشمن به شهادت برسم از آن که در بستر بيماري جان بدهم برايم دوست داشتني تر است . شکر خداي را که توفيق يافتم در راه مبارزه حق عليه باطل شرکت کنم و آنچه را که دارم در طبق اخلاص نهاده تقديم ايزد منان کنم و آنچه حسين (ع) و يارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه وار دور آن مي گشتند من هم آن را بازيابم يعني " شهادت " آيا کسي به خود اجازه مي دهد که با چشم خود ببيند که جنايتکاران و متجاوزان دست به سوي اسلامش شرف و کشورش دراز کرده و قصد نابودي آن را داشته باشند و سکوت اختيار کند . من اکنون مي روم که با خدايم ملاقات کنم ، مي روم تا آتش را که درونم مشتعل شده خاموش نمايم من هم اکنون به سوي سنگر خالي همرزمم به سوي لاله با صفاي جبهه جنگ پرواز مي کنم که دشمن من بداند هيچ موقع سنگر خالي نمي ماند . اما بايد از رهبرم ، حجت عصرم ، خميني بت شکن قدرداني کنم که مرا از سياه چالها و گردابهاي روزگار که به سوي پرتگاه روانه بود نجاتم داد و هادي و راهنمايم شد و تو اي همرزمم و دوستم خود بهتر مي داني که اين انقلاب به چه نحوي به پيروزي رسيد ، با کشته شدن علي اکبر و علي اصغرها ... و حبيب بن مظاهرها نکند خداي ناکرده بي تفاوت بنشيني و دنيا را بر آخرت ترجيح بدهي ، هيچ حزن و اندوهي به خود راه نده که ما پيروزيم . اما پدر و مادرم نمي دانم چگونه از شما تشکر کنم با اين که زحمتهاي بسياري در بزرگ شدن من کشيده اي ، اي مادر نکند در مرگم بي تابي کني و جامه بدري و تا آخر عمر خود را در آتش ناراحتي بسوزاني ، چون که مورد لعن دشمن قرار خواهي گرفت و به خانواده و بستگانم توصيه مي کنم دست از اين انقلاب و اميد مستضعفان رهبر انقلاب بر نداريد و خدا يار و ياور شما . والسلام .

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید