کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 27 شهریور 1405
12:41
عبدالرسول شکاری

عبدالرسول شکاری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند

تاریخ تولد
1339/03/19
تاریخ شهادت
1361/12/20
محل تولد
جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
بسم الله الرحمن الرحيم . شهيد عبدالرسول شکاري در سال 1339 در روستاي خانکهدان خفر به دنيا آمد . شهيد دوران ابتدائي خود را تا کلاس اول راهنمائي در خفر خانکهدان تحصيل کردند . تا سوم راهنمايي مدرسه باقري در خيابان شاپور سابق و از اول دبيرستان در مدرسه حجتيه خيابان ولي عصر تحصيل کرده است . شهيد در خانه از اخلاق بسيار خوبي برخوردار بودند و با مادر و پدر خودشان هميشه خوش رفتار و همچنين با برادران کوچک و دائما به مطالعه کتابهاي اسلامي و فلسفي مشغول بودند و هميشه در مورد مامت و رهبري جامعه اسلامي با پدر و مادر خودشان به بحث و گفتگو مي پرداختند و هميشه قرآن را خوانده و براي خانواده خويش تفسير مي کردند و خانواده را از نقشه شوم دشمنان انقلاب و هوشيار بودن در صحنه بودن آگاه مي ساختند و نقاب از چهره منافقين کوردل بر مي داشتند . شهيد مزبور هميشه در تظاهرات و راهپيمائيهايي که بر عليه رژيم فاسد پهلوي صورت مي گرفت شرکت فعالانه داشتند و اعلاميه هاي رهبر بزرگ انقلاب را پخش و منتشر مي ساختند حتي يک بار توسط مأموران رژيم و اعلاميه هاي رهبر بزرگ دستگر شدند و مورد ضرب و شتم بسيار قرار گرفته بودند بعد شهيد در حال فرار از دست مأمورين بودند که ايشان را هدف گلوله کلت قرار داده که تير از بغل گوششان رد شده و روي زمين پيش روي ايشان به زمين خورد و به ايشان اصابت نمي کند و مأمورين دوباره ايشان را دستگير کرده و يک روز مورد شکنجه قرار مي دهند که با ضمانت يک نفر آزاد مي شود و روزي که شهرباني به دست نيروهاي مردمي مي افتد ايشان با يکي از شهدا بنام ستار خرم در حال رفتن به سوي شهرباني و کمک کردن به مردم باز مورد آتش گلوله قرار مي گيرند که ايشان به زمين مي خورند و تير به ستار خرم اصابت کرده و ايشان به شهادت مي رسند و هميشه از شهادت ايشان تعريف مي کردند و مي گفتند که ايشان سعادت شهيد شدن را داشتند اما من نداشتم . ايشان بعد از انقلاب چون وظيفه سربازي را انجام نداده بودند دفترچه آماده به خدمت مي گيرند و بعد از يکسال به سربازي مي روند که بعد جنگ توسط مزدوران بعثي شروع شده و ايشان دو ماه از خدمت را در پادگان امام حسين در تهران انجام مي دهند سه ماه در هوابرد شيراز و روز 26/7/60 به جبهه اعزام شده و در عمليات آزادي سوسنگرد شرکت داشتند و بعد از آن در عمليات بزرگ و پرشکوه فتح المبين ايشان در خط جبهه به عليه مزدوران بعث مي جنگيدند و روز 26/1/61 بعد به مرخصي 12 روز باز براي حمله ي ديگري به جبهه رفتند و در آزاد سازي پادگان حميد و هويزه نقش بسيار مهمي را ايفا کرند و روز 20/2/61 در جبهه شلمچه آنطرف خرمشهر به شهادت رسيدند . ايشان بسيم چي بوند و وقتي که اعلام حمله مي شود ايشان آماده مي شوند و هر چقدر که دوستان ايشان پافشاري مي کنند که تو در قبل بوده اي ديگر به جلو نرو ايشان قبول دار نمي شوند و مي گويند منهم امشب مي خواهم به ديدار معشوقه ام بروم و شهادت را با آغوش باز پذيرا مي شوند و به خط مقدم مي روند که بر اثر اصابت تير به قلب ايشان به شهادت مي رسند . روحش شاد و راهش پررهرو و مستدام باد
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید