کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 27 شهریور 1405
13:27
محمد علی قدرتی

محمد علی قدرتی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند

تاریخ تولد
1344/08/15
تاریخ شهادت
1365/06/21
محل تولد
شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید محمد علی قدرتی: شهید محمد علی قدرتی متولد سال 1344 در روستای قلات واقع در 35 کیلومتری شهر شیراز به دنیا آمد شهید نهمین فرزند خانواده بود و دوران طفولیت و کودکی خود را در کنار سه برادر و پنج خواهر بزرگتر از خودش سپری کرد و از زمانی که به مدرسه رفت و به مرور زمان سطح سواد و معلوماتش بالا رفت احساس مسئولیت شدیدی نسبت به کمک به خانواده داشت و همیشه با چهره مهربانش و لبخند شیرینش با دیگران برخورد می کرد و هیچ وقت دیده نشد که حتی کلمه ای را به صورت لعن تند و شدید بر زبان آورده و همیشه پدر و مادرش و خواهران و برادران و اقوام و آشنایان بخاطر مردم داری و مهربانیش از او قدردانی می کردند سال 1355 محمد علی 12 ساله بود که یکی از بهترین اعضای خانواده اش که در آن زمان 21 ساله بود را در اثر سانحه تصادف از دست داد و غم و اندوهی تا مدت ها محیط خانوادگی او را در برگرفت و او در برابر خانواده بیش از پیش احساس مسئولیت می کرد و همزمان با ادامه تحصیل به کار نیز مشغول بود و به برادرش که بعد از او به دنیا آمده بودند می گفت به تحصیل و سواد اهمیت بدهید و همیشه پشتیبان پدر و مادر و خانواده تان باشید اکنون او و خانواده اش به شیراز نقل مکان نموده و در شیراز مشغول به کار و تحصیل بودند شهید محمد علی قدرتی در شیراز به همراه برادر بزرگش به شغل نجاری روی آورد و در دورانی که هر نوجوان و جوانی هزاران آرزو در سر دارد و دوست دارد از محیط زندگی و بودن با دوستان از داشته هایش لذت ببرد همچنان با سعی و کوشش و تلاش مضاعف به تحصیل و کار ادامه می داد و سال 1363 پس از پایان دوره متوسطه و اخذ دیپلم قصد رفتن به دانشگاه را داشت که ناگهان تصمیم گرفت به خدمت سربازی برود و سریع تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشت اکنون کشور ما پنج سال بود که در جنگ با کشور عراق بسر می برد و او هم همانند دیگر جوانان غیور این مرز و بوم یقین داشت که با مشمول شدن در نظام شاید روزی برسد که در جبهه ها به شهادت رسیده و تمام آمال و آرزوهایش به نوعی رخت بر بندد اما سال 1364 به خدمت اعزام شد و پس از گذراندن دوره آموزشی در شهرستان جهرم به جبهه اعزام شد و در اهواز همدوش دیگر رزمندگان با دشمنان کشورش جنگید و پس از مدتی به آبادان اعزام شد و همیشه در نامه هایش می نوشت که به پدر و مادرم قوت قلب بدهید و بگوئید که روزی به امید خدا جنگ تمام می شود و می توانیم کانون گرم خانواده را دوباره بازیابیم و در نامه های آخر همیشه می نوشت که زمان کنکور را برایم مشخص کنید برگردم باید حتماً به دانشگاه بروم اما در یکی از روزهای گرم شهریور ماه 1365 تیری از سلاح های مرگبار دشمن رها شد و سینه او را شکافت تا نام او هم به همراه دیگر شهدای هشت سال دفاع از میهن و مرز و بومش تا ابد در سینه ایرانیان زنده مانده و جزء افرادی باشد که برای دفاع از ناموس و شرف و وطنش به درجه رفیع شهادت برسد . روحش شاد و یادش گرامی باد .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید