بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمد صادق قنبري
سال 1340 شمسي ستاره وجودش در آسمان زندگي درخشيدن مي گيرد و وسعت زندگي شهيدي از تبار نيک نامان را جلوه اي مضاعف مي بخشد.محمد صادق بر پهنه اين افق پاي مي گذارد و در گهواره زمين به شکوفايي مي رسد تا زمزمه هاي حيان را بشنود و خروشان بر زمين ثد برافرازد محمد صادق در شهرستان آباده ديده به جهان گشود.حبيب قنبري از خوبان روزگار است پر از شور و عشق و معنويت تني و دستي آشنا با کار دارد و از همه دنيا به روزي حلال دلخوش است کرامت نفسش او را از خمودگي و سستي دور مي دارد و مادر محمد صادق عصاره وقار و پاکدامني و شرف است اين مادر فرزنداني را در دامن مي پرورد که هر يک نمونه صفا و خوبي و پاکي عفافند و کار آمد براي اجتماع خود.محمد صادق برازنده اين خانواده گرانقدر است او خوبي از سلاله خوب ترين هاست اين شهيد سعادتمند که مهر سلاله حسين بودن را بر جبين پر ضيايش و در شجره نامه اش دارد شيفتگي به اهل بيت(ع) را با شير از مادر گرفته و از پدر آموخته است.محمد صادق پا به هفت سالگي مي گذارد و براي فراگيري الفباي دانش به دبستان مي رود و با استعداد سرشارش پله ها را يکي پس از ديگري مي پيمايد تا به دبيرستان مي رسد و در چهارم متوسطه در رشته علوم انساني متوقف مي شود.از همان روزهاي سرد و کشنده آغاز جنگ که اين بار نا مهربان در جلوي چشم ها ظاهر شده محمد صادق تصميم مي گيرد به کمک مهرورزان برخيزد و دوباره مهر را بهاري کند محمدصادق دروني سوزان دارد او شعله اين آتش را با احساس پاک و نوراني خود فروزان تر مي کند.روزهاي آخر 1364 خود را نشان مي دهند و شعله در جان محمد صادق مي اندازد و او را در ميان آتش چشم دشمن مي سوزانند محمد صادق از پهنه افق عالم خاک پر مي کشد ملکوتيان شراب وصل در جام جانش مي ريزند و مست وصالش مي کنند و آنگاه پاره هاي تنش را در منظر نگاه قبيله نور بر زمين آبادان به تصوير مي کنند.پيکر محمد صادق را در گلزار شهداي آباده کنار ديگر دوستان شهيدش نشاندند.روحش شاد و يادش گرامي باد