مجاهد شهيد محمد صادق لغوي در تاريخ 1327 در شيراز متولد شد وي كوچكترين فرزند خانواده بود دوران تحصيلاتش با شناخت هدف و مسئوليتي كه دارا بود روحي بس بزرگ داشت و با ارشاد خانوادهاش حتي پدرومادر او را همچون خانواده ميشناختند و با شعار كلكمراع و كلكممسئول به ارشاد خانواده ميپرداخت در زماني كه دوره دبيرستان را طي كرد هيچگاه بستر او را گسترده نديدم و ميگفت تا يقين نداشته باشم كه بينوايان بلاد اسلام در رفاهند در بستر نبايد خوابيد شبي نبود كه مجيد بدون وضو بخوابد و چراغ اطاقش خاموش باشد و زمزمه سحرگاهيش را نشنويم همان روزها با مادر زمزمه ميكرد ولاتلهكم اموالكم ولااولادكم عنذكراله ميخواست قرآن را گواه گيرد كه براي فزور فراق تسليبخش بازماندگانش باشد مجيد در سال 1345 دوره دبيرستان را در رشته رياضي در دبيرستان ابوذر شيراز به پايان ريانشد و در سال 47 در دانشگاه اصفهان شروع به تحصيل كرد در بهار همان سال به عضويت سازمان مجاهدين خلق مسلمان ايراي درآمده بود مجيد پس از يك سال از ادامه تحصيل در دانشگاه منصرف شد و در جواب سوال ميگفت اتلاف وقت با فرهنگ استعماري بدرد نميخورد ديگر خيلي دير شده بايد به سربازي رفت مجيد اواخر سربازي را در مشهد طي كرد وي 20 روز آخر را در سال 50 فرار كرد و از لباس زرد سربازي بيرون آمد مثل اينكه ديده بود اين سربازان در عوض حدود مملكت اسلامي بايد مسلمانكشي كنند روش او در طول خدمت نظام نمايانگر يك انسان ارزنده بود . چون رسالت خود را بيابانزده ديده بود نميتواند بيكار بماند يا بايد پيكار نمايد و يا خود را بدست دژخيمان بسپارد از اين جهت است كه دستگاه تلاش ميكند و براي دستگيري و نابودي مجاهدين راه حق تمام نيروي خود را بسيج ميكند سرانجام در تاريخ 55/9/11 بود كه بدست عمال رژيم به درجه رفيع شهادت رسيد اي انسان جز با تلاش و كوشش به هيچ چيز نخواهي رسيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام گرم خود را خدمت پدر و مادر عزيز و گرام برادران و خواهران مهربانم تقديم مي دارم از دور همگي را در آغوش مي فشارم اميد است که پيروز باشيد موفقيت و کاميابي همگي تان را در پيمودن راه خدا که تنها راه رستگاري امت مسئلت مي نمايم. اين چندمين مرتبه است که براي تقديم سلام نامه مي نويسم ولي همگي آنها دوباره ؟؟؟ و ان نامه هم يکي چند هفته است که شروع شده است شايد بپايان برسد و شايد هم به بلاي نامه هاي قبل دچادر آيد. خلاصه نمي دانم چه بگويم از کجا شروع کنم فقط براي من موفقيت و شادکامي و کاميابي در پيمودن راه خدا و انسان هاي راستين و مسلمين و پيامبران گرامي به سطوح است و معيار پيروزي و موفقيت را در پيمودن اين مسير ميدان ولاغير خدا همگي ما را در راهش رستگار و پايدار بدارد و طلب نمائيم که: ؟؟؟ تزع قلوبنا بعوازهو تينا وهب لنا من لونک انک انت الوهاب. بار پروردگارا ما را پس از هدايت گمراه مکن و از فضل و رحمت بيکران خويش بر ما جاري و رحمت فرما.
آري ممکن است گمراهي پس از هدايت اوليه نير پيش آيد چون وقتي بنا باشد که همه چيز در حال حرکت بسوي خدا باشد و هيچ چيز ساکن و راکد نباشد پس هدايت و کاميابي هم حدي ندارد و در جائي متوقف نمي گردد ممکن است فردي که روزي هدايت و تکامل يافته گرچه باشد در واپسين روز ديگر به خيل گمراهان بگردد. ولي با استمرار شد کما اين که روزي ده مرتبه هدايت مستمر را از خدا مي خواهيم.اهدنا الصراط المستقيم. راه رستگاري کساني که به آنها نعمت و کرامت عطا کردي نه آنها که معضوب و ؟؟؟ از نزد تو شدند(بعلت بدي اعمال و رفتارشان و داشتن اشتباه در زندگي)
در بيابان گر شوق کعبه خواهي زد قدم،؟؟؟ خار مغيلان غم مخور
؟؟؟ راه خدا ساده نيست در اين راه گردنه هائي وجود دارد که طاقت و نيروي انساني فوق العاده اي را طلب مي کند چرا؟ چون اگر مي شد سادگي و دست خالي و بتنهائي اين کردارها و کوره راه پر سنگ و لاخ را پيمود تکامل و رسيدن بخدا معني نمي داشت. هيچ گاه سور چرني و راحت طلبي با اراده خدا خواهي و حق طلبي جور در ؟؟؟ که چنان که علي(ع) مي گويد: لا تجتمع عزيمة و وليمه. انقلاب ميهماني نيست سور نيست انقلاب سختي کشد؟؟؟ رنجهاست. قرآن بدرستي اين مطالب رو مي شکافد و تا عمق آن نفوذ مي کند که بر طلب کننده اي را بشگفت وا مي دارد: لقد خلقنا الانسان في کبد... ايحسب ان لميره احد الم يجعل له عبينن ؟؟؟ و هديناه البحدين فلا اقتحم الحقبه و ما ادرک ما الحقبه فک رقبه. بدرستي که من را در رنج و مشقت آفريديم. به سختي هاي راه انديشيدن کافي نيست به بردن اين سير پر تلاطم در زندگي است که زندگي ساز است چون انسان در رنج ها و سختي ها است که لياقت خليفه اله را کسب مي نمايد در اين مسير از هيچ سختي و ناراحتي نبايد رو گردان شد حتي نثار جان خودش چه رسد به بهاي از دست دادن چيزهاي ديگر و يا نزديکان نبايد ؟؟؟ را بپيمايد و عقب گرد نمايد. قرآن مي فرمايد: ....؟؟؟ نيست مگر پيغمبري که قبل او نيز پيغمبراني بودند پس اگر اين محمد و ؟؟؟(که بالاترين مقام را نزد خدا دارد) بميرد و يا کشته شود شما به عقب رجعت مي کند؟ و کسي که به عقب برگردد اصلا و ابداً بخدا ضرري نخواهد رسانيد( خودش ؟؟؟ و بدبخت و مفلوک خواهد شد) و خدا پاداش شاکرين(يعني کساني که همواره راه خدا را مي پيمايند و از نعمت ها و امکانات در اين راه استفاده کرده و پند مي گيرند و سختي ها را با دل و جان مي پذيرند- انحراف و انحطاط ديگران برايشان تجربه و موفقيت ديگران برايشان سر مشق و تجربه ها احترام مي گذارند اين ها شاکرين هستند) را مي دهد.دوست دارم به اين آيه شريفه دقت فراوان مبذول داريد روي سخنم با همگي شماها است اگر نزديک ترين فرد و بالاترين فرد از نظر روحاني و اجتماعي هم منحط شود و يا بميرد ما نبايد راه او را بپيمائيم و يا از هدفمان دور افتيم ما را همان راه خدا است و اين راه مستقل از هدف ديگران است. قرآن در جاي ديگر آيه اي دارد: قل ان کان ابادکم و ابارکم و اخواتکم و از واجکم و عشيرتکم و اموال اقتر فتموها و تجارة تخشون کسادها و مساکن توصونها احب اليکم من الله و رسوله و جهاد في سبيله فتوبصوا حتي ياتي الله بامره. بگو اگر شما پدران و پسران و برادران و ؟؟؟ و خويشاوندان خود و اموالي که جمع آورده ايد و تجارت(شغل و وسيله ي آسايشي که بدان چسبيده ايد) که از کسادي آن بيمناکيد و مسکن هائي که به آن دلخوش داشته ايد(يعني خلاصه تمام وابستگي ها که نسبت به اين زندگي مادي و حيواني دنيا داريد) نزد شما از خدا و جهاد و جنگ(در راه خدا و بر عليه دشمنان انسان ها و حق و حقيقت) بهتر است و بيشتر دوست مي داريد پس منتظر باشيد تا امر خدا نازل گردد( يعني قضا و قدر خدا يعني ؟؟؟؟ جامعه فساد و تباهي که بدنبال دست روي دست گذاشتن مي آيد بر شما فرود آيد بعلت رفتارتان) خدا ما را از راهيان اين راه پر پيچ و خم قرار دهد و اين را بايد بدانيم که اگر راه ساده و بدون دردسر من همه پيروي مي کردند پس يکي از مختصات اين طريق سختي و زحمت آن است: لوکان عرصنا قريباً و سفراً قاصداً لا تبغوک و لکن بعدت عليهم الشقه
اي پيغمبر ؟؟؟ و سفر راه الهي و بسر انسان هاي دردمند و صعفاي اجتماعي کوتاه و منفعتي آني را کشت هر آينه تو را بيرون مي کردند ليکن از سفر(و مسيري که) مشقت دارد؟؟؟ مي کنند. پس ما که سختي را و مشکلات راه را مي دانيم هيچ گاه نبايد روي گردان باشيم بلکه بايد خود را آماده براي پذيرش سختي بنمائيم. پدر و مادر عزيزم: خواهران و همسرانشان و فرزندان دلبندشان را از دور در آغوش مي گيرم برادران عزيزم خواهران عزيزم ؟؟؟ و پروين خانم نور چشمي ايشان ؟؟؟ زهرا جان- ابراهيم و عليرضا عزيزم فرهاد و محسن عزيزم ؟؟؟ و محبوبه عزيز فرشته محمدرضا - احمدرضا عزيز و دلبندم- رضيه- فهيمه و فريبا- انسيه کاظم جان- هادي جان- طاهره عزيز احمد سعيد عزيز- کاظم عزيز و کوچولوها و نوجوانان عزيزم را از دور مي بوسم و بياد همگي شان مسرور و مشعوف مي شوم. مهدي جان ؟؟؟ و حسين جان را از فرسنگ هاي صله سلام مي رسانم درود قلبي خودم را تقديمشان مي دارم. مخصوصاً سلام ويژه ؟؟؟ که خودم رو بدين وسيله بدان ها ابلاغ مي دارم موفقيت و پيروزيشان را خواستارم.خواهران عزيز و دلبندم و مهربانم دوست دارم با هر کدامتان در يکي دو سطر سلامي و درودي ابلاغ دارم. مادر مهربانم- پدر با وفايم- برادران خوب و عزيزم حميد جان رسول جان دست همگي از دور مي فشارم و در آغوششان مي گيرم تا آن جا که براه خدا باشيد و در اين راه سبز نمائيد و دوست دارم در مورد من هم همين قضاوت و خواست رو داشته باشيد انحراف را با مشت هاي آهنين در هم کوبيد و اصلاح نمائيد..کليه آشنايان را سلام مي رسانم. پيروز باشيد خدانگهدار همگيتان باشد.12/ 12/1352.