بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد قاسم اسفندياري : در حالي که زمين حيات دوباره پيدا مي کرد و آغاز سالي جديد را نويد مي داد در 8/1/1340 در خانواده اي عشاير به دنيا آمد . دوران کودکي را نيز همانند ساير برادران خود در يک خانواده عشايري گذراند و سپس به مدرسه رفت از همان سال هاي اول ابتدائي فردي شجاع بود به گونه اي که در اين سال ها به معلمان کم کار اعتراض مي نمود و به آن ها مي گفت که شما چرا از ساعات کار خود کم مي کنيد و در ساعت درس به دنبال کارهاي ديگر مي رويد . او دوران دبيرستان خود را نيز در حالي گذراند که روزهاي تعطيل خود را به کارگري مي پرداخت تا هزينه خود را تأمين نمايد . در روزهاي انقلاب نيز يکي از فعال ترين جوانان باجگاه بود و بدين خاطر نيز چندين بار درگيري هايي با کوته بينان پيدا کرد و در همين زمان بود که گروه مسلمان باجگاه را تشکيل داد که هدف آن امر به معروف و نهي از منکر بود و تا حدود زيادي از فساد بيشتر در محل جلوگيري کرد و آن گاه پس از اخذ ديپلم به سربازي رفت و در حالي که چند روز بيشتر از ورودش به پادگان آموزشي نگذشته بود و هنوز مدت زيادي مي بايست دوره آموزشي را طي نمايد داوطلبانه عازم کردستان شد و در آن جا رشادت هاي زياد از خود نشان داد و سپس با شروع جنگ تحميلي عازم جبهه هاي جنگ گرديد . در تمام اين مدت با يکي از برادران متعهد ديگرش به نام رحمن اسفندياري بود از عشق و علاقه او به امام هر چه بگوئيم کم گفته ايم و هر چند درباره ايمانش به اسلام و انقلاب صحبت نمائيم حق مطلب را شايسته ادا ننموده ايم در تاريخ 13/6/1360 زخمي شد و به بيمارستان رفت پس از چند روز از بيمارستان به منزلشان آمد و وقتي زخم هايش هنوز التيام نيافته بود به جبهه رفت و وقتي به او مي گفتند که صحيح نيست با اين وضع به جبهه بروي مي گفت که خير ، صحيح نيست با اين اوضاع من در اين جا باشم او دوباره به جبهه رفت و چند روز قبل از شهادتش بود که به مرخصي آمد صحبت هايش ديگر حالت يک فرد معمولي را نداشت و کلماتي را ادا مي کرد که فقط از زبان يک شهيد زنده بيرون مي آمد برادرانش را نصيحت کرد که از خط امام و انقلاب خارج نشوند و به مبارزاتشان ادامه دهند و مادرش را قسم داد که در شهادتش گريه نکند و عازم جبهه ها شد در حالي که خود آرزوي آن را داشت پس از فتح بستان و در آغوش کشيدن اين پيروزي عظيم در ضد حمله دشمن در روز نهم آذر ماه در اثر اصابت ترکش خمپاره به سرش به لقاء الله شتافت و مسئوليتي بس سنگين را که همان پاسداري انقلاب است بر دوشمان گذاشت . روحش شاد و يادش گرامي باد .