کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 27 شهریور 1405
05:33
محمد طاهری

محمد طاهری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند نصیر

تاریخ تولد
1340/01/10
تاریخ شهادت
1362/12/26
محل شهادت
مجنون
محل تولد
فارس - نی ریز - نی ریز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده دسته
بسم الله الرحمن الرحيم وصيتنامه طالب شهادت محمد طاهري
بنام خدا و بنام پروردگار درهم کوبنده کاخ ظالمان و سلام و درود بر محمد صل اله خاتم پيامبران و سلام بر علي عليه السلام مولاي متقيان و سلام بر حسين عليه اسلام سرور شهيدان و درود بر مهدي عجل اله و درود بر خميني نائب بر حقش و سلام بر شهيدان کربلا و شهيدان ايران . شايد وصيت نوشتن براي جوانان يکه هنوز عمري و سالي نگذرانده اند بسيار سخت باشد با هزاران اميد در دل و آرزو در سينه طپش قلبشان مالامال از عشق به آينده و حرکت خونشان اميد بخش فردايشان به خصوص که وصيت نوشتن به معناي آن است که انسان خود را براي مرگ آماده مي کند و مرگ يعني رها کردن همه آن اميدها و آرزوها .چه سخت است اين لحظه و چه دردناک است اين قصه هر لحظه بايد خود را براي مرگ آماده آماده کني و مرگ را در برابر ديدگان خويش قرار دهي .همه اينها يک طرف لحظه بعد از مرگ را به خاطر مي آوري که ديگر ياراي هيچ نداري و تنها اعمالت گوهات و شهادتت کردارت .پس به خود بيائيم و خود را بسنجيم و چه خوب است قبل از آنکه مرگ تو را دريابد و هيچ کاري از تو برنيايد به خويش باز گردي و خود را در ترازوي خويش بسنجي . اي واي بر تو ، واي بر تو که تمام عمرت بي حاصل تمام عمرت غرق در گناه و تمام عمر در پوچي و بيهودگي . به کوله بارت که براي خود بستي نظر کن و ببين چه داري براي جواب ، مي دانم که هيچ نداريم ، هيچ . تمام عمر غرق در گناه و شناور در اشتباه وقتي به گذشته اي نه چندان دور نظر مي افکني به سان رها شده اي در ظلمت که در انتظار باري که نوري است تا راهي بيايد ولي نور از او دريغ و دور است و چنان در لجنزار غرقابي که در ديگر هيچ اميد نجات نداري و يا شناور در درياي بي کران که هيچ رهائي ندارد به انتظار مرگ مي نشيني تا مرگ تو را دريابد نه هرگز ، بيانديش و ببين کجائي و چه کار مي کني و چه داري پس آن وقت است که به سجده مي افتي و سپاس مي گذاري آنکه تو را براي چنين روزي نگه داشت .روزي که در راهش در خدمت مردمي که براي او قدم بر مي داري به ميدان بروي ، ميدان آزمايش که در يک طرفش کفر است با تمام امکانات و در طرف ديگر جواناني سلحشور و با ايمان که به راه حق مبارزه مي کنند براي هدفشان و مکتبشان به خاطر هدفي که تمام انبياء و ائمه در طول تاريخ براي به پاي داشتن آن نهضت کرده اند و کشته شده اند و چه خوش سعادتي .باز براي چنين سعادتي بايد سپاس گذاشت و سجده کرد وقتي چنين مي انديشي خود را در کنار همه آنها و جزء يارانشان احساس مي کني چنين که در کار حسين و فريادش را لبيک مي گوئي . حال که خود را چندان بالا احساس مي کني که مي خواهي با خداي خويش معامله کني و جسم ناقابل را در برابر فلاح تسليم نمائي در اين لحظه ديگر مرگ چيزي نيست سخت و دشوار و دردناک بلکه مرگ را در راه فلاح يک سعادت مي بيني و وصال ، و خود را در ارتباط و متصل با تمام انبياء و ائمه . همان تو که هستي همان که جزء جسمي غرق در فساد و گناه و لجن بوي ، پس به خود انديشيدن و خود را سنجيدن يک سعادت است و بعد از آنها اميدت به خداي مهربان و بخشنده هست و در آرزوي وصال . وصال به يگانه عشقي که بر سينه ات نشسته و تنها و يگانه اميدي که بر قلبت براي او مي تپد و خونت براي او در رگهايت مي دود و چه خوب و زيباست و با شکوه اين گونه بودن و اين گونه زيستن و اين گونه مردن . من گنهکار هر چه گويم و نويسم باز غرق در گناهم و کوله بارم بسي سنگين . من چه مي توانم بکنم و چگونه مي توانم خود را پاک کنم به جز آن که خدا مرا ببخشد و از اين گناه همه صرفنظر کند . براي خانواده ام چه دارم که بنويسم و چه درم که بگويم . نه فرزند خوبي براي مادرم و پدرم بودم و نه برادر خوبي براي خواهران و برادرانم و نه عموي خوبي براي مسعود به درستي که خداوند بخشنده و مهربان است .پس اي مادر که بهشت برين در زير پاي شماست از شما براي رضاي خداوند طلب بخشش ناداني ها و نافرماني ها را دارم به خصوص که در اين مدت بسيار رنج و آزارت دادم مي دانم که تو آنقدر بزرگ منشي که از همه اينها خواهي گذشت و برايم از خداوند طلب آمرزش کني شايد با دعاهاي تو خدا از گناهانم بگذرد و مرا نيز در صف شهداء قرار دهد و موجب کم شدن عذاب گناهانم شود و همچنين پدرم که نتوانستم در زندگي عطا کش دست تو باشم و فرزند خوبي برايت باشم از و طلب بخشش دارم و اميدم و اميدم همين استکه مرا ببخشي و حلالم کني که خداوند از تو راضي باشد و همچنين گناهانم را ببخشد .برادرم اي روحم و اي جانم و تو برادرم که همه چيزم بودي پدر و برادرم بودي ، همچنين من حتي برادر خوبي نيز برايت نبودم .اميد آن دارم که تو نيز از گناهانم بگذري و مرا حلال کني و بداني که نوشته و گفته قدرت تشکر از زحمات تو را ندارد .تنها خواهشي که از شما دارم بعد از من به خود ناراحتي راه ندهيد و افتخار کنيد که بدين راه رفتم و باعث آن شدم که لااقل خداوند رحمان و رحيم از گناهانم درگذرد و همچنين از تو خواهانم که مهدي و مسعود را تنها نگذاري و در امور زندگي به طريق صلاح کمک و ياري کنيد و هم چنين مي خواهم که روحانيت مبارز را تنها نگذاشته و دستورات آنها را به جان خريدار باشي . حجه الاسلام سيد محمد فقيه را سلام برسان و التماس دعا از ايشان دارم .از خواهرانم مي خواهم که حجابشان را حفظ کنند که حجاب خواهرانم پاسدار خون شهيدان است و همچنين مي خواهم که در طلب درس و دانش کوشا باشند و احکام اسلام را کاملا ياد گرفته و به اجرا در آورند و پشتيباني خود را با برادرانم از روحانيت مبارزه شهرمان اعلام کنيد که خداوند خود شاهد است که حق با آنهاست و نماز جمعه را ترک نکنيد و نماز شب را به پاي دارند از برادران پايگاه امام خميني مي خواهم که در حفظ نظم شهرمان هر چه کوشا باشند و التماس دعا دارم . از همه دوستان و آشنايان براي من حلاليت بگيريد اميد به حلاليت و گذشت شما مادرم ، پدرم ، برادرانم دارم و از خدا طلب بخشش دارم .پيروزي اسلام و مسلمين و فلاح همگي شماها را از خداي بزرگ خواستارم. والسلام
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید