کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
11:50
علی کارآزموده

علی کارآزموده

فرزند محمد

تاریخ تولد
1342/10/01
تاریخ شهادت
1361/08/21
محل شهادت
عین خوش
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - مهر -هرج
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
*
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه بسيجي شهيد علي کار آزموده . سال 1342 در روستاي " هرج " در خانواده اي فقير و تهيدست پا به خاکدان زمين گذاشت . پدرش با کشاورزي در مزارع امرار معاش مي کرد و زندگي را به سختي مي گذارند و در 7 سالگي خواندن قرآن را نزد پدر بزرگش آموخت . عفريت فقر و نداري که بر زندگي اش چنگ انداخته بود مانع درس خواندنش شد و از کودکي بازوان نهيف و دستان کوچکش با کارهاي سخت بنايي و هيزم کشي آشنا گرديد . در سال هاي پيروزي انقلاب بغض ديرينه را گشود و با شرکت در تظاهرات ، خشم و انزجار خود از نظام استبدادي اعلام داشت . با شروع جنگ تحميلي به رغم گرفتاري هاي زندگي ، دفع تجاوز دشمن را از هر کار ديگري مقدم داشت . اولين بار در پاسگاه زيد به مصاف دشمن رفت . سپس دل دريايي اش را روانه ي عين خوش کرد . در عمليات پيروزمند محرم ، در حالي که نام مقدس حضرت زينب کبري ( س) بر زبان داشت ، نداي حق را لبيک گفت و به ديدار معشوق شتافت . يادش گرامي و راهش پر رهرو باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم.
با درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران حضرت آيه الله العظمى امام خمينى دامت بركاته. و با سلام بر تمام شهيدان گلگون كفن اسلام از صدر اسلام تا كربلاى ايران- سلام بر پدر و مادر بزرگوار و گراميم كه عمرى را در راه پرورش و تربيت من كوشيدند. اميدوارم كه مرا حلال كنيد و اگر در مواقعى موجب آزار و اذيت شما و ناراحتى و رنجش ملال شما شدم اميد بخشش دارم. سلام بر برادر و خواهر عزيزم اميدوارم كه هميشه كارهايتان را براى خدا و در راه رضاى او انجام دهيد. باز از شما نيز اگر در مواردى موجب آزار و اذيتتان شدم معذرت مى خواهم و اميدوارم مرا ببخشيد از تمام شما و از تمام دوستان و آشنايان خداحافظى مى كنم و از همه شما التماس دعا و بخشش و از همه شما مى خواهم تا آخرين لحظه از امام امت امام خمينى اطاعت و پيروى كنيد و اين پير جماران را كه نور چشم ما و مستضعفين جهان است يارى كنيد. امام بخدا اگر بدنم را قطعه قطعه كنند اگر زبانم را از حلقومم بيرون بكشند اگر چشمانم را از حلقه بيرون آورند اگر رگهاى بدنم را قطع كنند اگر گوشتم و پوستم را در آتش بسوزانند اگر انگشتانم را با قيچى بزنند و اگر با پتك بر سرم بكوبند دست از امامم و رهبرم اين يگانه گوهر عزيزم و اين جاودانه انسان بشر دوست و اين نماينده حجه ابن الحسن العسكرى برنخواهم داشت. ولى اى امام زمان اى حجه بن الحسن اى مهدى عزيز تو از خدا بخواه كه به اماممان طول عمر عنايت فرمايد. تو از خدا بخواه كه اين رهبر دلسوزمان را از ما نگيرد. اى حجه ابن الحسن اى مهدى عزيز دعايى براى ما بفرما كه ايمانمان قويتر و اسلاممان كاملتر و شجاعتمان افزونتر و علممان بيشتر گردد. والسلام. يك وصيت دارم به پدرو مادر عزيزم اى پدر و اى مادرجان اگر من شهيد شدم هيچ ناراحت نباشيد چون من در راه خدا و در راه اسلام شهيد شده ام. فقط دعا كنيد كه خدا اين قربانى را از شما بپذيرد در آخر من از تمام خانواده ام و همسايگان و دوستانم و رفيقانم مى خواهم كه اگر به آنها اذيتى كرده ام مرا ببخشند و دعا براى امام كنند. السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.