کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 15 مرداد 1405
20:47
علی هاها

علی هاها ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند غلام شاه

تاریخ تولد
1346/02/01
تاریخ شهادت
1360/02/22
محل شهادت
مریوان
محل تولد
فارس - مهر-چاه شرف
مسئولیت
تیربارچی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه پاسدار شهيد علي ماها . سال 1336 در وستاي " مير ملکي " در خانوده اي مذهبي متولد شد . قرآن و نهج البلاغه را در کودکي فرا گرفت . فردي خوش اخلاق بود و مهر و عطوفت در رفتارش موج مي زد . دوستدار امام خميني (ره) بود و در دوران نهضت ، فعالانه به افشاگري عليه طاغوت پرداخت . در سال 1358 به عضويت باشگاهي در شهر لار در آمد و به تمرينات آمادگي جسماني و زيبايي اندام مشغول شد . پس از تأسيس سپاه در لارستان به عضويت سپاه پاسداران در آمد و با گذراندن آموزشي نظامي در تهران ، از اولين فردي بود که در سال 1359 از لارستان به کردستان عزيمت کرد . پس از شش ماه خدمت خالصانه در کردستان ، پانزده روز به مرخصي آمد و دختري را نامزد کرد چون دلباخته ي جهاد في سبيل الله بود ، دوباره به جبهه رفت و به فرماندهي يک گروه نظامي در مريوان منصوب شد . سرانجام در تاريخ 22/2/1360 بر ثر اصابت ترکش خمپاره در جبهه مريوان به شهادت رسيد و در گلزار شهداي مير ملکي به خاک سپرده شد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم. انا لله و انا اليه راجعون. پدر و مادر مهربانم و خواهرانم و برادرم سلام، اميدوارم كه حال همه شماها خوب باشد و خداوند همه شماها را توفيق دهد و اگر از حالم پرسان باشيد بحمدلله از سلامتى كامل برخوردارم. فقط خطاب من به شما اين است كه اگر لياقت شهيد شدن داشته باشم و اتفاق واقع شود كه جنازه من به دست شماها نرسد آنگاه بياد شهداى بخون خفته كربلاى ايران بيفتيد، ناراحت نشويد و هرگاه غم و اندوه به شما دست داد به سراغ گلگون كفنان برويد و بر مزار اين همه شهيد بنگريد و آنوقت درد خود را فراموش خواهيد كرد و من از شما انتظار دارم كه دست از روحانيت برنداريد و براى نابودى دشمنان اسلام كمر بربنديد و تا سرحد شهادت با دشمنان اسلام به مبارزه برخيزيد. مادرم، دوست داشتم كه از نزديك پدرم و برادرم را ببينم و نصيب نگرديد به خواست خداوند لايزال اگر سالم برگشتم از نزديك همه شماها را ملاقات خواهم كرد. مادرم در دنيا دل به چيزى نبسته ام و ديگر هم نخواهم بست و اگر زنده ماندم يك راه دارم و آن يك راه هم، همانا راه الله است و ايمان و جهاد و شهادت است. مادرم من داوطلب به جبهه اعزام شدم كه آنچه در توان دارم در راه خدا به كار گيرم و از شماها استدعا دارم كه هرگونه افسردگى از من ديده ايد مرا به بزرگى خود عفو نماييد زيرا ممكن است كه من برگردم و ممكن است كه برنگردم، مرا حلال كنيد زيرا كه براى شما و خويشاوندان بچه خوبى نبوده ام و اميدوارم كه مرا حلال كنيد. پدر و مادرم و خواهرانم و برادرم من هدفم را شناخته ام و هيچگونه شكست در كارم نيست. با برادران هميشه در سنگرم با مزدوران به ستيز مى پردازيم و آنها را وادار به عقب نشينى مى نماييم و دشمن رو به زوال، سنگرهاى خود را يكى پس از ديگرى ترك مى كند و هر روز برادران پاسدارم جان خود را نثار اسلام عزيز مى نمايند و راهشان پردوام باد. پدر ومادرم در زندگى رنج فراوان به شما دادم. اميدوارم كه جانم را نثار انقلاب و اسلام و قرآن نمايم تا اينكه فرداى قيامت در نزد خداوند شما هم پناهگاهى داشته باشيد. اميدوارم كه اگر شهيد شدم بمن ناكام نگوييد، چون من در شهادت كام گرفته ام. پدر و مادرم براى من گريه نكنيد و بر شما باد كه صبر و شكيبايى و بردبارى پيشه خود قرار دهيد كه صبر و شكيبايى شما پشت دشمنان اسلام را مى شكند و برادرم را به دين اسلام تشويق كنيد كه راهم را ادامه دهد. پدر و مادرم براى پيروزى اسلام بر تمامى قدرتهاى شيطان و شيطانهاى بزرگ بايد دردها و رنجها و مشقتها را به جان خريد و در برابر ايثار، گذشت، فداكارى و جانبازى از خود نشان دهيم. اسلام عزيز حق به گردن ما دارد و ما شايد با نثار خون سرخمان بتوانيم خدمت ناچيزى به اسلام بكنيم. پدر و مادر و خواهرانم و برادرم با پنج ماه ماندن من درجبهه كارى نكرده ام و در پايان رسالت زينب گونه خود را اگر شهيد شدم نشان دهيد و قامتتان را خميده مگيريد و آنچنان قامتتان را راست نگهداريد كه دشمنان اسلام از صبر و شكيبايى شما رنج ببرند و اگرخواستيد مجلس عزادارى برايم بگيريد، تجملاتى نباشد و در پايان چند قطعه شعر برايتان مى نويسم.
الهى در دلم نورى برافروز مرا تقواى قدسيان را بياموز الهى جان من توحيدگر كن
مرا زين شرك من زير و زبر كن به بن كبر و غرورم را بسوزان گل پاك بسى در من برويان برآور بر دلم صد چشمه نوش خطاپوش، خطايم را بپوشان جهان را عشق تو در عمق جان است چو جان عشق تو در هر دل نهان است.
از فرزند شما على هاها. برادرم و خواهرانم و كليه فاميلم سلام مى رسانم. تمامى همسنگرانم شما را سلام
مى رسانند. آدرس: شيراز- لامرد- كردستان جبهه مريوان- سرراهى بيكره- على هاها فرزند غلامشاه.
2%%
هاها على 1821163
بسم الله الرحمن الرحيم. وصيتنامه برادر شهيد على هاها كه در جبهه حق عليه باطل به شهادت رسيد.
والعصر ان الانسان لفى خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر. بارالها ما را از مردنى عطا كن كه در آن خارى و ذلت نباشد. بارالها ما را از زندگى على وار از مردن على گونه و برخواستى على مانند عنايت بفرما. مرگ در راه اسلام برايم افتخار است كه صدبار كشته بشوم و زنده گردم. من از راه دور و دراز آمده ام تا اينكه در كنار ديگر همرزمانم و ديگر برادرانم با كفار بعثى بجنگم و با نثار خون سرخم درخت دين مبين اسلام را آبيارى كنم. و اين ملت رنجديده را از قيد و بند اسارت رهايى بخشم. برادر و خواهر مسلمان بدانيد كه من با شادمانى مى جنگم و مبارزه مى كنم تا اينكه كاخ فرعونيان زمان را ويران سازم. آرزو دارم كه از دستاوردهاى انقلاب شكوهمند اسلامى پاسدارى كنم و سرانجام كشته شوم تا اينكه خدمت ناچيزى كرده باشم و با همرزمانم با نعره الله اكبر به پيش بتازيم و دشمن را سست و نابود گردانيم و آرزو دارم كه به اهداف امام خمينى خدمت كنم تا اينكه در خون خود بغلطم تا اينكه نداى ما كه نداى حق است بگوش جهانيان برسانيم و ابرقدرتهاى شرق و غرب بدانند كه ما ملت رشيد و دلاور ايران با تكيه به خدا پشت ابرقدرتها را به زمين خواهيم زد بخصوص آمريكاى جنايتكار. برادر و خواهر مسلمان پيام من به شما كه بعد از مرگ من سنگرهاى مبارزه را خالى نگذاريد و در سنگرهاى حق عليه باطل سرسختانه مبارزه كنيد تا اينكه به يارى خداى بزرگ انقلاب شكوهمندمان به همه جهانيان صادر نماييم. پدر و مادرم، راهى كه من انتخاب كرده ام بهترين راه است براى نجات انسانهاى محروم. اگر ما بخواهيم دست روى دست بگذاريم دشمن تا آخرين قطره خون پاك و انسانى ما را مى ريزد. همه فضائل اخلاقى و معنوى ما را از بين خواهد برد. پدر و مادرم، خواهرم و برادرم اكنون كه من به جبهه مى روم از شما تقاضا دارم كه در مرگ من بجاى غم و غصه صبر و شكيبايى را برگزينيد تا ديگران تشويق شوند و راه ما را ادامه دهند و كشور عزيزمان نجات يابد. گاه زندگى رنگ تازه اى بخود مى گيرد و مفهوم حقيقى خود را پيدا مى كند. خدايا ذلت تاكى ذلتى كه انسان را نابود مى سازد؟ آرى من مى روم و شما را به خداى بزرگ مى سپارم. حقيقت در ميدانهاى جنگ است، در سنگرهاى خون شهادت. على هاها، بچه لامرد قريه ميرملكى، اگر لياقت كشته شدن داشتم و كشته شدم در محل خودم به خاك بسپاريد. هزار تومان از مختار خسروانى بچه فسا طلب دارم بگيريد و اگر شهيد شدم حقوقم برجى هفتصد تومان بدهيد به مجروحان و يك كتابخانه در محل خودم درست كنيد و دو هزار تومان ديگر را بدهيد به پدر و مادرم و كمك به برادرم بكنيد تا اينكه به مدرسه برود. هر برج كه مى گذرد هفتصد تومان در راه فرهنگى خرج كنيد، كتابخانه درميرملكى و يك كتابخانه در وراوى و يك كتابخانه در خالده بسازيد. والسلام
تاريخ 3/2/1360.
3%%
هاها على 1821163
بسم الله الرحمن الرحيم. نامزدم سيده زينب موسوى. سلام اميدوارم كه سلام گرم مرا از راه دور و دراز و پشت كوههاى ناهموار قبول فرماييد و هيچگونه ملالى نداشته باشيد و خداوند هميشه شما را در پناه خود نگهدارد. جوياى حالم باشيد از لطف بى پايان خداوند صحيح و سالم مى باشم و خدا كند كه شما هم نگرانى نداشته باشيد بحق حضرت محمد رهبر جهانيان. اميدوارم كه در اين مدت كوتاه كه با شما بودم بدى از من نديده باشيد و اگر تندرويى از من ديده باشيد مرا حلال كنيد و نامزدم خداوند از شما راضى باشد زيرا كه من از شما راضى هستم. نامزدم زندگى يك كلاس درس بيشتر نيست كه آن هم دير يا نزديك بايد مورد امتحان قرار بگيرد و من داوطلب به جبهه اعزام شدم شايد موقع امتحانم فرا رسيده باشد. اميدوارم كه شما هم چون زينب هستيد صبر و شكيبايى زينب (س) را در پيش بگيريد و هيچگونه ناراحت نشويد زيرا كه اسلام عزيز حق به گردن ما دارد. نمى شود كه در خانه ماند و دست روى دست گذاشت درحالى كه هر روز خون انسانهاى بيگناه از دست فرعونيان ريخته مى شود و بايد پاسخ كوبنده اى جواب اين مزدوران زمان را داد تا كى بايد شانه زير بار ظلم و ستم خالى كرد بايد جنگيد و بايد شهيد شد. والسلام.
الهى در دلم نورى برافروز مرا تقواى قدسيان را بياموز
الهى جان من توحيدگر كن مرا زين شرك من زير و زبر كن
به بن كبر و غرورم را بسوزان گل پاك بسى در من برويان
برآور بر دلم صد چشمه نوش خطاپوش، خطايم را بپوشان
جهان را عشق تو در عمق جان است چو جان عشق تو در هر دل نهان است
كنون اى خوبتر معشوق هرچيز ز عشق كوته ؟؟؟ بپرهيز. والسلام.
برادرم و خواهرانم و كليه فاميلم سلام مى رسانم. تمامى همسنگرانم شما را سلام مى رسانند.
آدرس: شيراز- لار- لامرد- جبهه مريوان- اعزام نيرو- سرراهى بيكره- على هاها.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید