کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
23:29
قیصر گرگی مله گاله

قیصر گرگی مله گاله ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند امراقلی

تاریخ تولد
1344/03/10
تاریخ شهادت
1365/10/29
محل شهادت
شلمچه
محل تولد
فارس - کوار-مله گاله
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد قيصر گرگي مله گاله
شهيد قيصر گرگي فرزند امراقلي در هفتم ماه ذيحجه روز شنبه 21/1/1344 در خانواده اي مستضعف و محروم اما مؤمن و پاک ديده به جهان گشود اما از آغاز چون پدر و مادري مؤمن داشت در سن پنج سالگي شروع به خواندن نماز نمود چون تا اين هنگام با تربيتي صحيح به بار آمده بود در سن هفت سالگي به مدرسه ابتدايي راه يافت و دوران پنج ساله ابتدايي را با موفقيت به پايان رسانيد و چون داراي سوادي خوب و معلوماتي بالا بود به مدرسه راهنمايي عشايري راه يافت و دوران راهنمايي را با موفقيا کامل به پايان رسانيد و در اين هنگام در همه راهپيمائي ها شرکت مي نمود و در بسيج عشايري مدرسه شرکت نمود و اکثر اوقات به نگهباني شهر مي رفت و به دوره دبيرستان رسيد و در اين دوره هر ساعت نامه به پدر و مادرش مي نوشت و مي گفت اجازه دهيد تا به جبهه بروم اما خانواده اش نمي گذاشتند که به جبهه برود در اين رابطه به مادرش سفارش کرده بود که به جبهه مي روم و حتماً هم شهيد مي شوم و من که از علي اکبر و علي اصغر امام حسين(ع) رشيدتر نيستم و مادرم تو که فاطمه هستي و بايد فاطمه وار و زينب وار باشي من مي خواهم درخت اسلام را آبياري نمايم و شما بايد صبور و شکيبا باشي و چون به دوره دبيرستان رسيد عازم جبهه شد و پدرش در بين راه او را بر گردانيد و در اين موقع دبيرستان را ترک کرد چون به خانه رسيد پدر و مادرش را راضي نمود و عازم جبهه شد و سه ماه در جبهه با کفار بعثي جنگيد و چون برگشت تبليغ او در همه جاي روستا شروع گشت.نماز او از سن پنج سالگي تا هنگام شهادتش تکر نشد و هميشه در ماه مبارک رمضان روزه مي گرفت و قرآن را با لحني آمرانه مي خواند و هميشه به قرآن خواندن علاقه داشت و اکثر اوقات نماز نافله شب مي خواند.در تاريخ 19/7/1365 به آرزوي ديرينه خود يعني خدمت مقدس سربازي رسيد و بعنوان پاسدار وظيفه به سپاه عشايري رفت و پس از گذراندن دوره رزمي در مورخ 4/9/1365 به جبهه هاي نور عليه ظلمت جهت سرنگوني حزب بعث رفت و با عشق و علاقه زيادي که به عمليات داشت در مرحله اول و دوم عمليات کربلاي پنج شرکت نمود و مانند شير بر کافران بعثي مي غريد و به جلو مي رفت و چون مرحله سوم عمليات رسيد جلو رفت و پس از يازده روز جنگ پي در پي با دشمن بعثي در ساعت چهار بامداد بر اثر موج خمپاره همراه دو عزيز هم سنگرش به فيض شهادت نائل گشت و به معشوق اصلي خود پيوست و در تاريخ 2/11/1365 کنار برادر شهيد خود خانعلي(محمد يار)گرگي در زادگاه خود به خاک سپرده شد.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد قيصر گرگي مله گاله
ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيل الله صفا کانهم بنيان مرصوص
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
با سلام و درود فراوان به پيشگاه ولي عصر(عج) مهدي موعود و نايب بر حقش امام خميني و با درود و سلام به شهداي صدر اسلام تاکنون و با درود و سلام به حسين ابن علي سرور شهيدان عالم و با اميد به اين که اسراي اسلام به خانواده هاي محترمشان برگردند و با اميد به اين که امت اسلامي ايران در کربلا بتواند به امامت روح خدا امام خميني نماز جماعت بخوانند.اينک که اسلام مي رود به نقاط مظلوم ما شيعيان(کربلا و قدس و غيره)گسترش پيدا کند وبه جهان خواران دنيا ثابت کنيم که ما بر حقيم و يار و ياور مظلومان هستيم و دشمن ظالمان و ستمگران مي باشيم و آمده ايم که دشمنان اسلام را از صحنه روزگار محو گردانيم و درخت پر ثمر اسلام که بوسيله خون شهيدان ثمرياب شده است آبياري نمائيم تا در آخرت در پيش ائمه اطهار و اباعبدالله الحسين رو سفيد باشيم و با سرافرازي به آقايمان حسين ابن علي بگوئيم که اگر ما در کربلا نبوديم که همپاي تو شمشير بزنيم و خود را قرباني تو کنيم هم اکنون مردانه به نداي رهبرمان نايب بر حق امام زمان لبيک گفتيم و با خون سرخمان شهادت در راه قرآن را انتخاب کرديم اينک اين حقير مي روم تا به تمام شهداي انقلاب اسلامي و سرور شهيدان حسين ابن علي ثابت کرده باشم که رهرو راهشان بودم و رفته ام تا دين خود را به اسلام و مسلمين ادا کرده باشم و اسلحه به زمين افتاده شهيدان را بردارم و قلب دشمنان اسلام را نشانه روم و تنها هدف و انگيزه من بدست آوردن رضاي خداوند بوده است.قل ان الصلوتي و تسکي و مماتي الله رب العالمين اي برادران سعي کنيد که هر کاري که انجام مي دهيد براي رضاي خدا باشد و در آخر به پدر و مادر مي گويم که اگر خداوند سعادت شهادت در راه خودش را به من عنايت فرمود اصلا ناراحت نباشيد.حالا که قرار است همگي بميريم چه بهتر است که مرگمان با شهادت در راه خدا تمام شود.قل انا لله و انا اليه راجعون امام حسين در صحراي کربلا کودک شش ماهه علي اکبرش را جلو چشم خودش شهيد کردند و اصلا چون بخاطر خدا و در راه خدا بود ناراحت نشد چه اشکال دارد اگر فرزند شما نيز لايق باشد وبرود در صحراي کربلاي ايران همان راه حسين(ع) را ادامه دهد و در راه خدا و قرآن و حسين شهيد شود مي دانم که در گذشته از روي ناداني شما را ناراحت کرده ام و نتوانسته ام فرزندي خوب براي شما باشم و حق شما را از گردن خود بردارم اما به خاطر خدا حلالم کنيد و مرا عفو نمائيد.خلاصه زينب وار و صبور و شکيبا باشيد و اصلا به خاطر خدا براي من ناراحت نشويد.به اميد پيروزي اسلام و مسلمين.خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا قيصر گرگي 1/10/1365
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید