کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
18:05
سیدحمید بنی هاشمی

سیدحمید بنی هاشمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمود

تاریخ تولد
1342/10/15
تاریخ شهادت
1361/07/09
محل شهادت
سومار
محل تولد
فارس - مرودشت -سیدان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم : زندگي نامه برادر شهيد سيد حميد بني هاشمي : و قاتلوا حتي لا تکون فتنه و يکون الذين کلمه الله فان ؟؟؟ فان الله بما يعدون بصير ( انفال 39 ) اي مؤمنان با کافران جهاد کنيد تا در زمين فتنه و فساد ديگر نماند و آئين همه دين خدا گردد . و چنان چه دست از کفر کشيدن خدا با مالشان بصير آگاه است سخن گفتن از شهيد و توصيف آن همان اندازه مشکل است که آدمي خواهد سوره هائي از قرآن را تفسير کند چون قطره قطره خون شهيد خود مجموعه اي است از آيه هاي قرآن سخن از شهيد ديگري است شهيدي از تبار هابيليان که بر عليه قابيليان مردانه جنگيد شهيدي که براي شهادت لحظه شماري و بي تابي مي کرد تا اين که با اصابت گلوله هاي مزدوران بعثي بر پيکر پاکش آرام گرفت و به ديدار خداي خود شتافت و نام خود را جاويدان ساخت و به بهشت خدا پر کشيد آري سخن از شهادت برادر شهيد سيد حميد بني هاشمي ؟؟؟ است که به معناي کلمه بني هاشمي بود و بر اين نام گردن نهاد پيروي از کلام حق را بر کلام هر اجنبي و بيگانه اي ترجيح داد شهيد بني هاشمي در سال هزار و سيصد و چهل و دو در يک خانواده مذهبي در روستاي سيدان فارس ديده به جهان گشود و دوران کودکي را با مشقت به پايان رساند و پس از دوران دبستان توانست تا سوم راهنمائي به تحصيل ادامه دهد و پس از چند سال ترک تحصيل با انقلاب اسلامي ايران ؟؟؟ گرفت و پيوسته اوقات خود را صرف آگاه نمودن دوستان مي نمود و خطي و مشي امام را به آنان معرفي مي کرد و تقوي و پرهيزگاري از تمام ابعاد وجودش سرشار بود و فعاليت هاي بي نظيري در انقلاب داشت و به ورزش هائي از قبيل کوه نوردي ، دو و صحرانوردي ، شنا ، فوتبال علاقه بسيار داشت و مي گفت ما بايد بدن خود را با انواع ورزش ها عادت بدهيم و زيرا به قول امام ممکن است در آتيه جنگهاي طولاني تري در پيش داشته باشيم پس از شروع انقلاب اسلامي دگرگوني عميقي در وي به وجود آمد و با شرکت در جلسات مذهبي و مطالعات کتب مذهبي بر معلومات خود فزوني بخشيد و بيش از پيش طلب حق و حامي مستضعفان شد و شروع جنگ تحميلي عراق بر ايران و ديدن شهيدان به خون خفته حرکت ديگري در وي ايجاد شد و ديگر نتوانست طاقت بياورد تا اين که سرانجام در سال پانزدهم دي ماه شصت وارد هوابرد شيراز شد و پس از شش ماه آموزش با وجود علاقه زيادي که به جبهه داشت در تاريخ 24/4/61 به جبهه اهواز منتقل گرديد و پس از چهل روز مبارزه بر عليه کافران بعثي به جبهه سومار غرب منتقل شد تا اين که سرانجام در مورخه 9/7/61 در حمله مسلم ابن عقيل در جبهه سومار غرب شربت شهادت نوشيد و به خيل شهدا پيوست . حميد هميشه و در همه وقت خدا را پيش روي داشت و بسيار با امام زمان ( عج ) و چهارده معصوم ( ص ) توسل مي جست و اين را به وضوح مي توان در نامه هائيکه براي خانواده اش و ديگر دوستان نوشته مشاهده کرد بلي مي توان ديد که چه قدر خضوع داشت و چه قدر تواضع و چه بي نهايت ؟؟؟ بندگيش را مي توان به درگاه خداوند متعال ديد و احساس کرد در اوايل که مي خواست به جبهه برود گفت مگر نه شماها مي گوئيد اگر امام حسين ( ع ) بود ما به کمک او مي شتافتيم و او را ياري مي کرديم امام خميني حسين زمان ماست و من مي خواهم به کمک او و براي طرفداري از دين او به جبهه بروم و آيا اين طريقه مردانگي است که ما دست روي دست بگذاريم وبرادران ما در جبهه هاي جنوب و غرب کشور اسلامي امان به درجه رفيع شهادت نائل گردند و هم چنين در قسمتي از وصيت نامه اش مي نويسد از مرگ و شهادت نهراسيد و بدانيد که شهادت فرار از زندگي نيست بلکه شهادت دعوتي است براي همه عصرها و زمان ها که اگر مي توانيد بميران و اگر نمي تواني بمير و ما مي ميريم تا به رنج ديدگان جامعه هاي فردا بگوئيم که زندگي در رفتن است نه به مقصد رسيدن من از شماها مي خواهم تا آن جا که در توان داريد براي اسلام تبليغ کنيد اسلام را بشناسيد و به آن عمل کنيد و نگذاريد محصور بماند و دست از امام اين رهبر خستگي ناپذير و اسطوره مقاومت برنداريد و پيوسته او را دعا کنيد و اين را هم بدانيد که شهيد عزاداري نمي خواهد بلکه سرور مي خواهد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید