بسمه تعالي
زندگي نامه شيهد سيد نصراله دهقان . " و لا تحسين الذين قتلوا في سبيل اله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون." آنان که در راه خداي شهيد مي شوند مرده مپنداريد بلکه آنها زنده اند و در نزد خداوند روزي مي خوردند . شهيد سيد نصراله دهقانيان در مورخه 15/6/1341 در خانواده اي کشاورز در روستاي ساروئي واقع در 24 کيلومتري مرودشت متولد شد و فرزند سيد صمد دهقانيان و سومين فرزند خانواده مي باشد که داراي چهار برادر و دو خواهر و در ايام کودکي يک بار مريض سختي شد و در سن 5 سالگي به مدرسه رفت و در سنين هفت سالگي و هشت سالگي پيش استاد سيد ولي پسر عموي خود قرآن را فرا گرفت و تحصيلات دوران ابتدائي از اول تا چهارم ابتدائي را در مدرسه قريه ساروئي و پنجم ابتدائي را در مدرسه عشايري گرم آباد گذرانيد چون در قريه ساروئي مدرسه راهنمائي نبود مجبور شد دوران راهنمائي را در شهر مرودشت درس بخواند در سال اول راهنمائي با پسر عموي خود سيد نواز و سيد بهمن در مرودشت در منزل حاج ميرزا دهقانيان منزل کرايه کرده بود در مدرسه اورنگ درس مي خواند ، در سال دوم راهنمائي هم با سيد نواز در منزل سيد نادر در مرودشت خانه کرايه کرده بود و سال سوم راهنمائي با سيد شفيع دهقانيان در منزل سيد نادر خانه کرايه کرده بود سه سال راهنمائي در مدرسه اورنگ گذرانيد .پس از پايان دوران راهنمائي در دبيرستان امام خميني در رشته علوم انساني ثبت نام کرد و در سال اول دبيرستان به علت ضعيف بودن رياضي مردود شد نا اميد نشد و دوباره ادامه تحصيل داد تا سال بعد قبول در دوران دبيرستان سيد شفيع دهقانيان منزل کرايه کرده بود البته سال آخر دبيرستان که امسال بود سيد گل آور منزل کرايه کرده بود که در سال آخر فقط دو ماه به مدرسه رفت چون علاقه داشت به جبهه برود ترک تحصيل کرد و دوران دبيرستان به زبان انگليسي و عربي زياد علاقه داشت و در درس زبان ممتاز ترين شاگرد کلاس بود و خرج زندگي خود را در هر هفته از پدرش 50 تومان گرفت تا در شهر خرج بکند و در دوران دبيرستان دو سال مردود شد و بعضي روزهاي تعطيلي به سر کار بنائي مي رفت تا بتواند مقداري پول پس اندازد بکند جهت خريد کتاب و نوشت افزار و در ايام تابستان که مدرسه ها تعطيل بود در کشاروزي به پدرش کمک مي کرد از مورخه سال 1356 که در کشور ايران انقلاب اسلامي ايران بر عليه سرنگوني رژيم منفوس پهلوي آشکار شد فهميد که انقلاب آزادي مستضعفين بر عليه مستکبرين مي باشد با رژيم پهلوي مخالفت خودش را نشان داد وقتي که به خانه اقوامشان در ده مي رفت عکسهاي رژيم شاهنشاهي را آتش مي زد در روستا ساروئي درباره انقلاب زياد تبليغ مي کرد در تظاهراتهايي که در مرودشت مي شد شرکت مي کرد از روي که انقلاب پيروز شد و جهاد سازندگي در مرودشت تشکيل شد و آن همکاري کرد و با سپاه پاسداران کم و بيش همکاري داشت و در تابستان هم سرپرست گرفتن خوار و بار چند نفر از مستضعفان اهالي روستاي ساروئي از کميته امام بود و علاوه بر آن مسئوليت کتابخانه مسجد ساروئي بود و در ماههاي رمضان هر روز روزه مي گرفت و روزها به جاي پدرش کار کشاورزي مي کرد و شبها عبادت به جا مي آورد و بعضي وقتها در مسجد اذان مي گفت و زياد کتابهاي غير درسي داشت مطالعه مي کرد و اسامي کتابهاي که از شهيد سيد نصراله دهقانيان باقي مانده بسيار است . روحش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو باد .والسلام