کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 19 مرداد 1405
20:16
سیروس رعیت

سیروس رعیت ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند ماندنی

تاریخ تولد
1344/03/04
تاریخ شهادت
1369/03/11
محل شهادت
ایرانشهر
محل تولد
فارس-مرودشت-فیض آباد
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
راننده
نحوه شهادت
گلوله
نوع خدمت
ژاندارمری
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد سيروس رعيت پيشه در تاريخ 4/3/1344 شمسي در روستاي فيض آباد کربال در خانه اي به تمام معنا مذهبي و داماني پاک ديده به جهان گشود . شهيد دوران کودکي را در روستا سپري کرد و دوره ابتدايي را نيز در همان روستا با موفقيت به اتمام رساند و در اوقات فراغت درکنار پدر بزرگوار خويش به کار کشاورزي مي پرداخت . برخورد شهيد در همان دوران کودکي با مردم چنان بود که زبان زد خاص و عام همه قرار گرفته بود و علاقمندي شهيد آن چنان به اهل بيت عصمت و طهارت قوي بود که همه موقع نماز و مسجد بر قرار بود و در ماههاي مبارک رمضان و محرم دوستان و خانواده در مساجد همراه بود تا اين که براي ادامه تحصيل با خانواده راهي شهر مرودشت شدند و شهيد دوران راهنمايي خود را در مدرسه راهنمايي تحصيلي امير کبير سپري کرد بين تحصيل خويش در کنار برادران گروه مقاومت در پايگاه مقاومت مسجد ولي عصر شهرستان مرودشت شب ها را در سنگر پايگاه و روزها در سنگر مدرسه گذارند و چندين بار تصميم به رفتن جبهه را کرد که از طرف دوستان جلوگيري به عمل آمد و شهيد با معدل بالايي در هنرستان فني شهرستان مشغول به تحصيل شد و که در اين دوران صبر شهيد لبريز و با اعزامي که از شهرستان مرودشت به جبهه هاي جنگ هاي جنگ بود راهي جبهه هاي جنگ شد و تا اين که با گرفتن مدرک ديپلم از هنرستان لباس مقدس سربازي را به تن کرد و مشغول سربازي در منطقه ايرانشهر شد . در همين مدت چون عاشق شهادت بود و به شهادت نرسيده بود در دوران جنگ وصيت نامه خود را چنين تنظيم کرده بود که در هنگام شهادت من صبر پيشه کنيد . پشتيبان ولايت فقيه باشيد و در حفظ حجاب کوشا باشيد . و شهادت اين عزيز سعيد در يکي از درگير هاي که در منطقه ايرانشهر به وقع پيوست و با قاچاقيان و سوداگران مرگ بود به فيض شهادت نائل آمد . راه همه شهداء پر رهرو باد . اميد است خداوند بزرگ اين هديه ناقابل را از ما پذيرفته باشد از طرف خانواده شهيد سيروس رعيت . روحش شاد و يادش گرامي باد.
پيروزى در گرو دو رانديشى و دور انديشى در گرو جولان فكر است و فكر با حبس كردن اسرار ممكن است امام على (ع) با سلام و درود به آقا امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمينى و سلام ودرود خدا بر خانواده معظم شهد ا سلامى گرم به خانواده بزرگوارم اى خانواده گرامى من چند خطى را به عنوان وصيت نامه براى شما مى نويسم و اين را بدانيد كه در هنگام نوشتن وصيت هيچ لرزشى در من به وجود نيامد بلكه مرا در هنگام نوشتن ثابت قدم تر و استوار تر گردانيد كه من در راه خدا جهاد كنم بله اى پدرم اى عزيزتر از جانم اى كه به تنها يى كارهاى صحرائى وبيرون از خانه رابا جان ودل مى خريدى و سختى ها ومشقت ها ر ا تحمل
مى كردى و هدف تو اين بود كه زندگى رابراى من كه اعضاء ديگر خانواده بودم شيرين كنى اى كسى كه عمر گرانمايه خوادرا فداى زندگى ماها كردى تاما هم بتوانيم در بين مردم راحت وبا خيال راحت و با خيال آسوده زندگى كنيم و احساس كمبود و تنگى نكنيم بله پدر جان تو براى من چه زحمتها ى زيادى كشيده اى ولى حيف كه من نادان بوده ام و قدر تورا ندانستم چه رنجها كه كشيدى و به اميد آن بودى كه شايد د ر آينده بتوانم فردى مفيد براى جامعه خودم باشم ولى اينطور نشد ومن نتوانستم جواب اندكى از زحمتهاى تور ابدهم براى اينكه اسلام احتياج به من و امثال من داشت پس اميدوارم كه مرا ببخشى و حلالم كنى و هنگامى كه خبر شهادتم ر اشنيدى صبررا پيشه راه خود كنى از خداوند شكر كن كه اين هديه ناقابل تورا پذيرفت و تو اى مادر اى يگانه كسى كه در كودكى من شبها را بيدار مى ماند ى و نمى خوابيدى و سعى مى كردى كه من به خواب نازفرو بروم و سعى تو براين بود كه هيچ ناراحتى براى من پيش نيايد اى مادرمهربانم كه تنها اميد من بعد از خداوند توبودى كه سرماى زمستان وگرماى تابستان را با جان ودل مى خريدى و زحمت فراوان مى كشيدى تا من به وسيله رنج و زحمت تو آسوده زندگى كنم مادر عزيزم اميدوارم كه وصيت مرا گوش كنى هر چند داغ فرزند براى مادر بسى سخت است اما مى خواهم بعد از شهادت من مانند حضرت فاطمه زهرا (س) صبر داشته باشى و به جاى اينكه به گوشه اى بنشينى و گريه كنى به مسجد بروى و عبادت خدارا به جاى آورى و مى خواهم كه با صبر خود مادرا ن ديگر را هم تشويق نمايى تا آنها هم فرزندانشان را به جبهه بفرستند و فداى اسلام عزيز كنند واى مادرم از تو مى خواهم كه مر اببخشى و حلالم كنى هر چند كه تو را زياد ناراحت ساختم و شما اى برادرانم برزو و خداداد اى قوتهاى قلب پدرو مادر و اى كسانى كه همواره باعث گرمى من در زندگى مى شديد و اى برادران مهربانم شما بايستى بعد از شهادت من صبر داشته باشيد و چنان با پدر ومادرم رفتاركنيدكه هيچ احساس ناراحتى نكنند و همچنين هيچ احساس نكنند كه من در كنار آنها نيستم همچنين همواره در خدمت اسلام و مسلمين قراربگيريد و به هر نحوكه مى توانيد خدمت به اسلام و قرآن را سر لوحه خود قرار دهيد و فرزندانتان را با اخلاق و طرز تفكر صحيح تربيت كنيد و آنها را از همان اوايل زندگى با اسلام و نماز و قرآن آشنا كنيد در ضمن از برادران عزيزم مى خواهم كه براى من از تمام دوستان و آشنايان حلاليت بطلبند و خودتان هم اگر ناراحتى از من ديده ايد اميدوارم كه ببخشيد و حلالم كنيد و شما اى خواهرانم مادر مجيد مادر حميد مادر محمد مادر مهدى اى خواهران عزيزم و اى خواهران دلسوزم و اى كسانى كه مى دانم بعد از شهادت من مانند مادرم خيلى مى سوزيد ازشما تمنا دارم كه حجاب خود را رعايت كنيد و بعد ازشهادت من مانند حضرت زينب (س)برادرو فرزندان برادر خود را ازدست داد ولى صبركرد خواهرانم شما هم صبر را پيشه خود كنيد و اگر مى خواهيد عزادارى و گريه وزارى كنيد طورى نباشد كه باعث خوشحالى دشمنان اسلام و انقلاب شود و از شما مى خواهم كه هر حقى برگردنم داريد و اگر بعضى مواقع شما را ناراحت مى كردم مرا ببخشيد و حلالم كنيد درپايان از شما خانواده بزرگوارم مى خواهم كه مرا حلال كنند و از اقوام و خويشاوندان بخواهيدكه اگربه كسى بدى كرده ام مراببخشند زيرا اين بدن ضعيف من طاقت سوختن درآتش آن دنيا را ندارد والسلام خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار به امير برافراشته شدن پرچم جمهورى اسلامى در سراسر جهان بعداز ظهرشنيه 26/10/66 سيروس رعيت ببوسم دستت اى مادر كه پروردى مرا آزاد بيا با ما تماشا كن كه فرزندت شده دامادتورا اى خواهر نازم وصيت دارم از عفت كه عفت آشنا سدى است واورا بنگرم كمياب وليكن تو برادر جان به جاى عشق من پا نه كه معشوقم رها كرده است شيطان ؟؟؟ ياران بى تاب به حجله مى روم شادان ولى زخمى تن دارم به جاى رخت دامادى لباس خون به تن دارم . والسلام عليكم ورحمة‌الله و خدا حافظ .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید