کنگره ملی شهدای استان فارس

چهارشنبه 14 مرداد 1405
10:57
مجید رنجبری

مجید رنجبری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند حسین

تاریخ تولد
1348/04/01
تاریخ شهادت
1366/01/27
محل شهادت
ماووت عراق
محل تولد
فارس - مرودشت - مرودشت
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
غواص
نحوه شهادت
مفقودیت-تفحص
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد مجيد رنجبر ؛ رزمنده شهيد در تيرماه سال 1348 در خانواده اي نسبتاً کم در آمد و مذهبي در شهرستان مرودشت چشم به دنيا گشود نان آور خانه پدر بود که از راه کارگري با زحمت فراوان به پرورش و تربيت شهيد همت مي گمارد و شهيد در دوران عمر کوتاه پر بارش چيزي به جز خدمت و فداکاري به جاي نگذاشت بذر شجاعت و پايمردي را در دامان پدر از امام حسين عليه السلام آموخته بود و عشق به خدا و حقيقت را به هيچ چيز ترجيع نمي داد در سخنانش خلوص نيت آشکار بود و لبخند بر لبانش به چهره اش شکوفائي مي بخشيد در ايام فراغت از تحصيل به سخت ترين کارها مشغول مي شد و با آن جسه نسبتاً کوچکش در آفتاب عرق مي ريخت و با اين که از طرف خانواده اجباري نبود خود با ميل و رغبت و همت بلندي که داشت زحمت و کار را به تن پروري ترجيح مي داد. در ايام تحصيل جداي از کتب درسي به مطالعه کتاب هاي گوناگون مي پرداخت که اگر از وي در زمينه هاي اطلاعات عمومي سؤال مي شد شنونده را مات و حيران مي ساخت که اين بچه با سواد کم اين مطالب را از کجا آموخته است در بحبوحه جنگ تحميلي با عشق و علاقه و با ميل و رغبت به مبارزه با صداميان ضد اسلام پرداخت و با عاشقان الله همسنگر گرديد و دل را از دنيا برکند و نور حق را در مدتي کوتاه صفر خود به جبهه هاي ايثار در دل جاي گزين کرد با آن که علاقه فراواني به فنون رزمي و تکنيک هاي مختلف جنگ داشت با حداقل 6 ماه آموزش پي در پي در سن 16 سالگي سخت ترين آموزش هاي رزمي اعم از تخريب،غواصي،تک تيراندازي را با موفقيت و ذوق فراوان پشت سرگذاشت در ايام مرخصي روي پاي خود بند نبود صبح ها تلاوت قرآن و زيارت عاشورا را جز برنامه خود قرار داده بود در سفرهاي خود به جبهه از رشادت ها و صفات پسنديده دوستان بسيجي خود بسيار تعريف و تمجيد مي کرد و بسيار شادمان بود که جبهه را دانشگاه خودسازي خود قرار داده بود و آن را با هيچ چيز عوض نمي کرد با آن که مسئوليت بسيار سنگيني به وي سپرده شده بود هيچ وقت در خانه يا در نامه هايش آن را عنوان نمي کرد و بسيار از اين عمل خود خوشحال بود چون مي دانست کاري که براي خدا مي باشد گفتن آن براي ديگران بي ارزش مي باشد فقط تنها چيزي که بعضي مواقع آن را تکرار مي کرد اين بود که مي گفت من به اين خاطر عضو تخريب شده ام که اگر خداوند مرا لايق دانست شهيد شوم يا حداقل دست يا پايم و يا عضو ديگري از بدنم را در اين راه داده باشم که در روي معلوليت و جانبازي انقلاب شرمنده نباشم. شهيد براي چندمين بار اعزام به جبهه هنگام بازگشت به کار و تحصيل اهميت زيادي مي داد تا اين که در کارگاهي به کار مشغول گرديد و در کنار آن همچنان با ذوق و استعداد فراوان درس مي خواند.علاقه به ورزش مخصوصاً به کشتي يکي ديگر از خصوصيات روحي و جسمي شهيد بود که نشاطي فراوان و اثر عميقي در روحيه و رفتار اخلاقيش مي گذاشت و هنگامي که از ايشان سؤال مي شد که چرا اين قدر به ورزش علاقه نشان مي دهد همان جمله شهيد دکتر بهشتي را از قول ايشان نقل مي کرد که اگر يک روز ورزش نکنم يک سال از انقلاب عقب مي مانم شهيد همانا روح و جسم خود را پرورشي خداپسندانه مي داد تا در روزي معين و ساعتي که انتظارش را مي کشيد همان طور که در قسمتي از ياد داشت هايش نوشته بود جان ناقابل را با روحي آزاد و ميل و اراده مصمم تقديم به صاحب گيتي کند و حال به قسمتي از سخنان فرماندهي گردان مالک اشتر تيپ امام حسن عليه السلام درباره شهيد مجيد رنجبر پس از شهادتش توجه مي کنيم:شهيد مجيد رنجبر پس از چندمين بار اعزام به جبهه و برخوردهاي پي در پي من با او و از مشاهده رفتار و اخلاق نيکو و شهامت و شجاعت خود در ماموريت هايي که به وي محول مي گرديد او را فردي لايق و سربازي از جان گذشته يافتم و به همين جهت ايشان را به سمت مربي آموزش واحد تخريب انتخاب کردم. شهيد با هوش و استعداد فراواني که داشت آموزش انواع مين هاي پيچيده را فرا گرفته و با مهارت و استادي کامل در جهت يادگيري همرزمان خودش کوشا بود اکثر ماموريت هايي که به ايشان محول مي شد با موفقيت کامل و مهارت و چابکي انجام مي داد حتي دانه ميني در منطقه ماموريتش بجاي نمي گذاشت با دوستان خود بسيار صميمي بود و با تواضع و فروتني بسيار برخورد مي کرد اما با دشمنان آن چنان از خود خشم نشان مي داد که گويي سال هاي سال با دشمنان اسلام و اين مرز و بوم کينه داشت اواسط فروردين ماه 1366 مطلع گشتيم که در منطقه اي که ما حضور داريم عمليات گسترده با نام مقدس کربلايي 10 انجام خواهد شد ما در تدارک عمليات بوديم حدود دو شب قبل از عمليات کربلاي ده از ما تعدادي تخريب چي داوطلب جهت پاک سازي منطقه مورد نظر خواستند تعدادي از عزيزان ما جهت اين ماموريت داوطلب گرديدند که شهيد مجيد رنجبر هم جز اين برادران بود که ايشان به عنوان فرماندهي دسته انتخاب گرديد ماموريت را با موفقيت کامل انجام داد و به گردان بازگشتند شب عمليات که دستور فرماندهي نيروهاي پياده صادر گرديد ديگر به نيروي تخريب احتياجي نبود که شهيد مجيد از من تقاضا کرد که ايشان را هم در عمليات شرکت دهيم من با او مخالفت کردم و گفتم شما ماموريتتان را انجام داديد و شما بايد عقب بمانيد زيرا به شما نياز فراواني است که ناگهان اشک در چشمان شهيد حلقه زد و گفت مگر من از ديگران کمترم که بنا بر اصرار فراوان خودش مجبور گشتم ايشان را هم در عمليات شرکت دهيم پس از عبور از موانع زياد که هدف آزاد کردن شهر ماهوت عراق بود از شهر هم گذشتيم که ناگهان تعدادي از عزيزان ما در حلقه محاصره دشمن افتادند که از جمله شهيد عزيز ما مجيد در آنان بود شهداي عزيز ما تا آخرين گلوله جنگيدند و تسليم نگشتند تا اين که مظلومانه شربت شهادت را نوشيدند و ما مجبور گشتيم منطقه را ترک کنيم و موضعمان را به شهر ماهوت عراق بياوريم و در شهر مستقر گرديدم حدود دو ماه پيکر پاک شهدا بين نيروهاي خودي و دشمن بود که پس از تثبيت کامل نيروهايمان عمليات کوچکي جهت آوردن پيکر پاک شهداي عزيز کرديم و به لطف خدا موفق گشتيم شهدا را به عقب حمل نمائيم آري اين بود زيست و مرگ يک سرباز امام زمان که زندگي را چيزي به جز خدمت نمي دانست و مرگ را فقط در لا به لاي صحنه تاريخي عاشورا مي جست که انسان بايد شرافتمندانه زندگي کند و مردانه با نامردان بجنگد و عاشقانه در صحنه پيکار شهيد شود.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمتي از وصيتنامه شهيد مجيد رنجبري -به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان وبا سلام به رهبر کبير انقلاب اسلامي اميد قلبهاي ؟؟؟ وشرک و باسلام به خانواده شهيدان اين اسوه هاي مقاومت و شور پدر ومادر ؟؟؟ چيزي است نداي هل من ناصر ينصرني حسين در قلبم شوري به پاکرده است و حالا من ميخواهم به اين نداي دل انگيز پاسخي محکم بدهم تا مشرکين بعثي فکر نکنند حسين زمان تنها مانده است پدر ومادر عزيز اميدوارم ناراحتيهائي که بعد از رفتن من به جبهه براي ما پيش آمده است مرتفع گرديده باشد و مرا نيزببخشيد از طرف من به تمام اقوام سلام برسانيد ديگر عرضي ندارم به اميد پيروزي حق به کفر جهاني مقداري پول از من باقي مانده به واحد تخريب تيپ امام حسن (عليه السلام )تحويل دهيد .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید