کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
04:39
سیدباقر روزگار

سیدباقر روزگار ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند سیدعبداله

تاریخ تولد
1346/09/10
تاریخ شهادت
1362/12/04
محل شهادت
شرق بصره
محل تولد
فارس-مرودشت-ده بید
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
امدادگر
نحوه شهادت
ترکش در بمباران هوایی
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه برادر شهيد سيد باقر روزگار : شهيد باقر روزگار فرزند عبدالله در تاريخ 10/9/1346 در روستاي ده بيد مرودشت در خانواده اي مومن و پرهيزگار پا به عرصه گيتي نهاد . سيد باقر پس از به پايان رسانيدن تحصيلاتش در دوره راهنمايي به علت مشکلات اقتصادي خانواده و رايج نبودن درس و مدرسه در بين بچه هاي روستا درس را رها کرده و به کمک پدر در کار دامداري (گاوداري) و کشاورزي پرداخت تا اينکه نيروهاي کفار و بعثي به ميهن اسلامي ما هجوم آوردند و وي نيز وظيفه خود دانست و کار را رها کرده و به عضويت بسيج در آمده و مدتي بعد به عنوان امدادگر راهي جبهه هاي نور شد تا بتواند از آن طريق دين خود را نسبت به انقلاب و وطن ادا کند . و پس از رشادت ها و از خود گذشتگي ها بالاخره در تاريخ 4/12/1362 در منطقه رزمي بصره به دست مزدوران بعثي به درجه رفيع شهادت نائل آمد و به عنوان اولين شهيد روستاي دهبيد در همان روستا به خاک سپرده شد .روحش شاد و يادش پر رهرو باد .والسلام
بنام خدا و با سلام و درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران امام خمينى و باسلام به همه شهداى اسلام از كربلاتا كربلاى ايران وبادرود به خانواده هاى شهداو معلولين واسراى جنگى وصيت نامه را به شرح زير
مى نويسم من اين راه را خودم انتخاب كرده ام پس منتظر من نباشيد چون نرفتم كه زنده برگردم خدايا از تو مى خواهم كه شهادت را نصيبم كنى و مرگ پر افتخار ى ر اكه با رها به آن نزديك شده ولى نصيبم نشده است شايد لايق آن نبوده ام زيرا كه شهيد مقامى والا دارد منى وصيت مى كنم كه براى من هرگز اشك نريزيد و به مادرم بگوئيد تو در نزد حضرت زينب سربلند خواهى بود چون تو هم شهيد داده اى مادر عزيزم هر موقعى كه به ياد من افتادى به ياد مادرانى باش كه بدن پاره پاره فرزندشان را نمى بينند مادر همچنان استوار مانند كوهى كه سر برافق كشيده باش نبايد دشمنان از شهادت فرزند تو سوء استفاده كنند و از تو پدر عزيزم
مى خواهم كه هر موقعى كه به ياد فرزندت مى افتى به ياد فرزندانى باش كه نه پدر دارند ونه مادر واميدوارم كه هميشه عمر به ياد خدا باشيد و غير از آن به ياد هيچ چيز ديگرى نباشيد دنيا هيچ ارزشى ندارد و من از شما طلب رضايت دارم و مى دانم كه هميشه براى من زحمت زيادى كشيده ايد كه من نتوانستم حتى جزيى از آن را جبران كنم پدرجان ما امروز در شرايطى هستيم كه نمى شود ساكت نشست و اميدوارم كه شما ها نيز ساكت ننشينيد كه اين را ه انبياء است و راهم را ادامه دهيد انشا ء الله و از شما برادران عزيزم مى خواهم كه پدر ومادرم را يارى دهيد و آنهارا به صبر وبردبارى توصيه كنيد و به پدرو مادرم بگوئيد كه اگر فرزند شما نرود پس چه كسى بايد برود و به آنها بگوئيد كه تنها آرزوى من اين است كه به شهادت برسم و آن هم شها دت درراه خدا كسى خيال نكند كه مرا به زور به جبهه فرستاده اند من با ميل و ايمان خودم به جبهه رفته ام به دشمنان اسلام بفهمانيد كه اسلام سازش پذير نيست به همان خدائى كه تمام مارا آفريد قسم مى خورم تا آخرين قطره خونم در سنگرمى مانم و سنگر را رها نخواهم كرد و تا سرنگونى دشمن از سنگر بيرون نمى آيم و تا دست دشمنان از اين كشور كوتاه نشودساكت نخواهم نشست و از شما خواهرانم مى خواهم كه چون زينب رسالت دهنده راه من باش و در نزد حضرت زينب خوشبخت بشوى انشا ء الله به اميد ديدا ركربلا خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار براى حفظ قرآن از عمر ما بكاه وبه عمر او بيافزا 16/9/62

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید