کنگره ملی شهدای استان فارس

یکشنبه 25 مرداد 1405
02:55
رضا زارع

رضا زارع ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند جعفر

تاریخ تولد
1341/03/25
تاریخ شهادت
1367/04/31
محل شهادت
کردستان
محل تولد
فارس-مرودشت-شهرک مهدیه
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
خدمه تانک
نحوه شهادت
مفقودیت-تفحص
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد رضا زارع : شهيد والا مقام در سال 1341 در روستاي کناره متولد شد نام او را رضا گذاشتند به يمن و تبرک از نام امام هشتم ما شيعيان علي بن موسي الرضا تا هميشه آن حضرت يارش باشد و شفيعش . بله ! ايام طفوليت با شور و شوقي که داشت به سر رسيد او بچه بسيار با هوش و مهرباني بود از همان اوان کودکي مردم دار بود به بزرگترهايش بسيار احترام مي گذاشت و با کوچکترهايش دوست مي شد تا اينکه هنگام رفتن به مدرسه فرا رسيد دوران ابتدائي خود را در يکي از مدارس روستاي کناره حومه شهرستان مرودشت به پايان رسانيد و به دليل علاقه زيادي که به کار داشتند شغل کشاورزي را انتخاب کردند سپس با جديت و کوشش فراوان شروع به کار کردند و از آنجائي که بهترين تفريح کار است او با بازوي خويش براي کسب درآمد حلال از همان کودکي تلاش مي کرد تا اينکه رژيم طاغوت عرصه را بر مردم تنگ کرده بود و مردم کم کم بيدار شدند و به فرمان امام خميني (ره) مبارزه عليه رژيم وقت اقدام نمودند.او نيز همچون ساير مردم و جوانان دلسوز مردم و کشورش بود و وظيفه خود مي دانست با سن کم و تا آنجائي که کاري از عهده اش بر مي آمد سهمي در اين انقلاب عظيم داشته باشد به گفته همسر شهيد وقتي به ايشان مي گفتم چرا خانه نمي آيي اشک در چشمانش حلقه مي زد و مي گفت تو راضي هستي من در خانه بنشينم در حاليکه درجبهه ها به من نياز بيشتري دارند در ادامه همسر شهيد بيان مي کند بله مردانگي و غيرتش اجازه نمي داد که او در خانه بنشيند و بيگانگان به ميهمانان تعدي کنند .آنقدر روح جهاد در او رخنه کرده بود که براي تولد دومين فرزندش رضاي خدا را به رضاي خود ترجيح داد و اين لذت بزرگ را از خود محروم کرد و بعد از مدتي براي ديدن خانواده و فرزند تازه متولد شده به خانه بازگشت و به خاطر علاقه به مولايش امام حسين نام او را محمد حسين نام نهاد .بعد از اتمام دوره دو ساله سربازي مقارن با تولد آخرين فرزندش به دليل شايستگي در شرکت ملي حفاري نفت اهواز استخدام شدند و شرايط کار ايجاب مي کرد پانزده روز در محل کار باشند و پانزده روز در منزل اما ايشان به دليل جو نامساعدي که بر کشور حاکم بود ترجيح داد همان پانزده روز استراحت را هم (جز بخش کمکي) در جبهه ها باشد .او مخلص امام خميني (ره) آنقدر عاشق امام بودند که وقتي نام ايشان مي آمد سکوت مي کرد و براي ايشان اشک مي ريخت تا جائي که به گفته يکي از همرزمانش زماني که به دست يکي از کمونيستهاي کرد گرفتار شد در جواب خواست آنها که توهين و ناسزاگوئي به رهبرمان بود ،ازخود مقاومت نشان داد و آزارهاي زيادي را متحمل گرديدند نيمه هاي شب را با خداي ياسها و شقايقها راز مي گفت و با خدا معاشقه مي کرد جبهه و جهاد در راه آنقدر اثري فوق العاده در او گذاشته بود که او را تبديل به يک انسان وارسته متواضع و از خود گذشته و .... کرده بود .او شخصي با معرفت بود که صله رحم را به نحو احسنت انجام مي داد براي پدر و مادرش احترام زيادي قائل بود علاوه بر انجام واجبات سعي فراواني در انجام مستحبات داشتند خود به نماز عشق مي ورزيد و همسر و اطرافيانش را به اين امر مهم سفارش مي نمود .بالاخره با تلاش مردم از جان گذشته مان انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) در سال 1357 به پيروزي رسيد و دل او و ساير مردم اين ميهن اسلامي را بار ديگر خوشحال کرد. او همچنان به فعاليت هاي خودش ادامه مي داد که ميهن آباد بسازند وزير منت ابرقدرتها نباشند .تا اينکه پس از پيروزي انقلاب اسلامي تصميم به ازدواج گرفت در سن 17 سالگي با دختر يکي از سيدان و متعهدان و سرشناسان روستاي خود پيوند ازدواج بست و رفت تا نيمي از دين خود را به گفته پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم کامل کند از آنجائي که تعداد زيادي از کشورهاي بيگانه نمي توانستند اين انقلاب باشکوه ما را نظاره گر باشند و مي خواستند هميشه بر سر مردم ما سلطه داشته باشند پي ريزي يک جنگ تحميلي را متقبل شدند که اين انقلاب نوپاي ما را از پا در آوردند دريغ از اينکه فراموش کرده بودند با چه ملتي طرف شده اند ! در سال 1360 بود که اولين فرزندش به دنيا آمد و او به خاطر اين رحمت بزرگ که خداوند به او ارزاني داشته هميشه سپاس مي گفت و سجده شکر به جا مي آورد .در سال 1361 که به خدمت مقدس سربازي قدم نهاد و دوران شکوفائي زندنگيش رقم خورد آن دوره دو ساله را که با جنگ تحميلي همزمان بود در کرمان و جبهه هاي جنوب سپري کرد اما از آنجائي که تاثير بسزائي در اين مدت گرفته بود حاضر به ترک جبهه ها نشد و همچنان علاوه بر عضويت در پايگاه مقاومت بسيج روستاي خود رهسپار جبهه هاي حق عليه باطل در مناطق جنوب و غرب از جمله بستان ،سوسنگرد، سومار،سپنتا، عين خوش و ... گرديد .براي رضاي خدا مي جنگيد و از خدا مي خواست که زندگيش هميشه رنگ خدائي داشته باشد گمنام بودن را دوست داشت چرا که پيدا کردن در گرو گم شدن است از مرگ نمي هراسيد زيرا معتقد بود در مرگ حيات جاويدان پيدا مي کنيم آخرين بار چون احساس مي کرد در جبهه هاي غرب نياز بيشتري به او دارند با اصرار زيادي از ما فوق خويش تقاضاي مرخصي مي کند و ايشان به شرط شفاعت اجازه مي دهند و شهيد بزرگوار عاشقانه رهسپار ديار دوست مي شود و آخرين سفر عرفاني و معنوي خود را پشت سر مي گذارد تا يکسال جسد ايشان مفقود بود و هر کسي چيزي مي گفت تا بالاخره بعد از يکسال بي خبري و چشم انتظاري در آن تابستان گرم و سوزان در تاريخ 31 تيرماه 1367 بار ديگر به زادگاهش بازگشت اما اين بار تکه اي استخوان که نشانگر دليريش بود در آن روز هر کسي که او را مي شناخت و نمي شناخت به خاطر رسيدن او به وصالش اشک مي ريخت .روحش شاد و يادش گرامي باد. والسلام
بادرود و سلام به امام زمان و نائب بر حقش وبا سلام و درود به شهداى انقلاب اسلامى اى عزيزان فلسفه آفرينش انسان را از پيكرهاى خونين شجاعان كربلا سوال كنيد آنانى كه با عرضه پيكرها بر شمشيرها در دشت نينوا تفسير هستى را به بهترين شكل به نمايش گذاشتند حسين با جمع كوچك ياران در كربلا پيام خود را كه رسالت هر انسانى الهى است را بدست تاريخ سپرد تا به تمامى آيندگان برساند هم اكنون ما نيز در راستاى همان تعهدا الهى بپا خاسته ايم تا حسين زمان (عج) را در كربلا ى ايران يارى كنيم برادران و خواهران عزيزگرچه من لياقت ندارم كه به شما سفارش كنم اما در اين آخرين روزهاى عمرم و در اين لحظه هاى عمر من اجازه بدهيد باشما عزيزان سخنى بگويم اى جوانان عزيز بهشت درسختيها و مجاهدتها و تلاشها است كه حاصل مى شود و از راحت طلبى و آسايش دنيوى بهشت حاصل نمى گردد پس به خود بباليد و پيوسته تلاش كنيد از جهت معنوى وروحى و نظامى قوى باشيد كه سالها مبارزه درپيش است بر خود سحت بگيريد وخواب و استراحت كم كنيد و براى جهاد آماده باشيد ساده نگيريد پيوسته بياد داشته باشيد كه براى تحقق آن جوانان به خاك وخون كشيده شدند و حفظ وتداوم انقلاب بايد درمتن زندگى شما قرار گيرند و بعنوان بزرگترين وظيفه شما در فكر و مغزتان مطرح كنيد و درراه آن تلاش و كوشش كنيد به فرمايش امام عزيزمان تكليف نماييد وما ها را سيد اشهدا معلوم كرده است لذا از جوانان عزيزميخواهم كه به مسئله جنگ بعنوان يك واقعيت براى اعتداى اسلام عزيز توجه نمايند و اين را در نظرداشته باشيد كه خواه و ناخواه روزى درجبهه اى گسترده با استكبار جهانى روبرو مى شويد لذا روحيه شهادت طلبى داشته باشيد اتكابه خداوند و چنگ زدن به ريسمان محكم الهى را هر روز در خودتان قوى تر نماييد و به شهادت بعنوان عاليترين سيرتكاملى انسان ايمان داشته باشيد و بدانيد كه انسان الهى براى تحقق اسلام عزيز و ايجاد حكومت واحد جهانى در نبرد با شياطين به شهاد ت ميرسند و مواظب منافقين و كوردلان و دشمنان اسلام باشيد و دقيقا حركت آنهارا زير نظر داشته باشيد پدرومادر و همسر عزيزم و برادران وخواهران عزيزم در شهادتم صبورباشيد و مقاوم و دعا كنيد كه اين هديه از شما قبول گردد خداوند به شما ها صبر بدهد كه در ادامه راهتان سست نگرديد فرزندان امانتهاى الهى هستندكه عاقبت بايد درراه خدا كشته شوند افتخاركنيد كه براى حفظ اسلام و قرآن ما شهيد شديم پس از شهادتم از فرزندانم خوب نگهدارى كنيد و درتربيتشان كوشا باشيد براى او از حماسه حسين زمان (ع) وياران و عظمت شهيدان بگوييد پيام خون را به او برسانيد آرزويم اين بوده كه فرزندانم بعنوان يك چهره مومن متخصص و متعهد با هموطنان خدمت كنند درهرمقامى كه هستند يك پاسدار باشند و انسان الهى براى تحقق اسلام عزيز و ايجاد حكومت واحد جهانى درنبرد با شياطين با شهادت ميرسد يا در انتظار شهادت است شايد اين چند قطره خونم بتواند به رشد اسلام كمك كند مادرم ترجيح دادم كه بخواست خدا ى بزرگ بين شهيداى كربلاى حسين (ع) و شهداى كربلاى ايران باشم اگرمى خواهيد درگشودن راه كربلا نجف كاظمين و سامرا سهيم باشيد به جبهه ها بيايد كه انشا ءالله فتح نهايى و پيروزى نزديك است واسلام رضا زارع
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید