بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد شادمان عمادي ؛ سرباز رشيد اسلام برادر شادمان عمادي در سال 1345 در روستاي راهنويه خفرک علياء در خانواده اي معتقد و متعهد به اسلام ديده به جهان گشود و دوران کودکي را در دامان پر مهر مادري فداکار در روستاي راهنويه به پايان رساند در کودکي و دوران دبستان چهره اي معصوم و خندان داشت.دوران ابتدائي را با کوشش و تلاش و با موفقيت به پايان رسانيد و به علت نبودن مدرسه راهنمائي در روستا جهت گذراندن دوره راهنمايي به روستاي فاروق عزيمت نمود و مدتي با تلاش و کوشش و تمام سختي هائي که وجود داشت مشغول تحصيل شد ولي از آنجايي که پدر ايشان کشاورز بود و نياز به کمک و ياري داشت ترک تحصيل و شروع به همکاري با پدر خود نمود. از خصوصيات بارز برادرمان شادمان عمادي (تواضع ،پيش دستي در سلام کردن،خوش روئي،حسن خلق و دلسوزيش در امور محوله) را مي توان نام برد.دوران اوج گيري نهضت اسلامي مردم مسلمان ايران به رهبري زعيم عاليقدر امام خميني و پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي در ايران و نابودي رژيم ستم شاهي برادر شادمان عمادي با شوقي وافر فعالانه در روستا به روشنگري پرداخت و با تشکيل گروه مقاومت با همکاري ديگر برادران روستا به پاسداري از دست آوردهاي انقلاب اسلامي پرداخت و براي عضويت شوراي اسلامي روستائي کانديد و با اکثريت آراء مردم روستا به عضو شوراي اسلامي در آمد و در اين مدت حداکثر فعاليت هاي خود را با برادران جهاد سازندگي در رفع مشکلات روستائيان محروم و ستم ديده را نمود و با همياري برادران جهت پيشبرد فرهنگ مردم روستا مبادرت به دعوت مبلغان نمود. در رابطه با دنيا و ارزش هاي انساني معتقد بود دنيا مزرعه آخرت است و براي آخرت بايد توشه بست.از بدو پيروزي انقلاب اسلامي استکبار جهاني شروع به توطئه هاي گوناگون عليه جمهوري اسلامي نمود که همگي يکي پس از ديگري به شکست منجر شد و سرانجام صدام جنايتکار را مامور نمود تا با يورش به ميهن اسلامي ما اهداف پليد خود را در منطقه تثبيت نمايد ولي حضور گسترده مردم در جبهه و پشت جبهه نقشه هاي از پيش تعيين شده آنان را نقش بر آب کرد شهيد عزيزمان از جمله افرادي بود که در پشت جبهه با همکاري افراد گروه مقاومت روستا به جمع آوري کمک هاي مردمي جهت ياري رساندن به رزمندگان اسلام و همچنين تشويق جوانان مبني بر حضور در پشت جبهه ها فعاليت مي نمود و خود نيز با ثبت نام در بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پس از طي آموزش به مدت چند ماه در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل با صداميان کافر به ستيز پرداخت و چون زمان خدمت سربازي وي فرا رسيد به علت عشق و علاقه اي که به امام و ياران امام داشت خود را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مرودشت جهت گذراندن دوران سربازي معرفي و چون سپاه پاسداران اعلام نمود که به راننده دستگاه سنگين (لودر ـ بلدوزر) احتياج دارد ايشان با عشق و علاقه آمادگي خود را جهت گذراندن دوره آموزشي اعلام و پس از مدت 120 روز به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل اعزام گرديد و در اين مدت کي دو بار که به مرخصي آمده بود به کار کشاورزي و کمک به پدر پير خود مي نمود و چون علاقه زيادي به جبهه و جنگ در راه خدا را داشت سعي مي کرد هر چه زودتر به جبهه برگردد و به برادران رزمنده ديگر ملحق شود تا بالاخره در روز ؟؟؟ در هنگام بردن شن به وسيله کمپرسي به خط مقدم مورد اصابت ترکش بعثيون قرار مي گيرد و در بيمارستان شهيد بهشتي شيراز بستري مي گردد که پس از مدت 17 روز در بيمارستان پيکر پاک و مطهر او طاقت ماندن در دنياي بي وفا و خاکي را نداشت و جهت رسيدن به وصال محبوب لحظه شماري مي کرد تا بالاخره در صبح روز چهارشنبه 5/6/1365 به درجه رفيع شهادت نائل گرديد که با بجا ماندن پيکر پاک و مطهر شهيد روح پر فتوحش به ملکوت اعلي پيوست.آري يار صديق و با وفاي امام و آيت الله منتظري با عروج خونين خود بسوي معبود پر کشيد و مسئوليت پر بار و سنگين خود را در دوش دوستان و بازماندگان نهاد بر ماست که در تداوم خط سرخ و خونين او کوشا باشيم. روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد شادمان عمادي ؛ بنام الله پاسدار حرمت خون شهدا از صدر اسلام تا شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي ايران با سلام و درود برآقا امام زمان و نائب بر حقش امام خميني با سلام و درود بر اميد امام و امت آيت الله منتظري و با سلام و درود بر رزمندگان اسلام. اينجانب شادمان عمادي متولد 1345 ساکن روستاي راهنويه خفرک علياء بنا به وظيفه شرعي خود عازم جبهه جنگ مي باشم و به فرمايشات رئيس جمهور و رئيس مجلس شوراي اسلامي که جبهه ها نياز دارد وظيفه خود مي دانم به جبهه بروم و در اين امر مقدس شرکت کنم تا بتوانم از اين راه خدمت کوچکي به اسلام و ميهن اسلامي خود کرده باشم و اگر در اين راه فيض شهادت نصيبم شد چه بهتر که خون من باعث شود که ديگر رفيقان و دوستانم را وادار نمايد که به جبهه جنگ تشريف بياورند از شما برادران و همچنين امت حزب الله مي خواهم که در صحنه باشند و امام را ياري نمايند و اين امام عزيز را تنها نگذاريد اي پدر و اي مادر مهربان که زحمات فراوان کشيده ايد از شما مي خواهم که مرا حلال نمائيد از برادرانم و همچنين خواهرانم انتظار دارم که مرا حلال کنند و اگر من شهيد شدم گريه و زاري ننمائيد که دشمنان اسلام را شاد نمائيد.والسلام شادمان عمادي مورخه .../10/1360