کنگره ملی شهدای استان فارس

یکشنبه 18 مرداد 1405
11:46
بهار مرادی

بهار مرادی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند قربان

تاریخ تولد
1345/02/06
تاریخ شهادت
1365/11/23
محل شهادت
جزیره مجنون عراق
محل تولد
فارس-مرودشت-کلاه سیاه
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
خدمه پدافند
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد بهار مرادي
سال 1345 روستاي کلاه سياه کربال زادگاه مردي شد که سال هاي سال مردم نام و خاطرات وي را به نيکي ياد خواهند کرد آن شخص کسي نبود جز شهيد بزرگوار بهار مرادي وي در خانواده اي کشاورز و متوسط متولد شد و دوران کودکي و ابتدائي و راهنمايي را در کنار خانواده اي در همان روستا سپري نمود. به علت کمبود امکانات و رواج يافتن فرهنگ مهاجرت در بين مردم روستاها پس از چند سال به شهر مرودشت عزيمت کردند وي به علت مشکلات دشوار زندگي مجبور به ترک درس و مدرسه شده و مشغول به کار در زمينه هاي مختلف گرديد.او که فردي فعال و پر انرژي بود در کنار کار به همراه دوستان خويش به ورزش کاراته روي آورد.مهاجرت آنها از روستا و ترک تحصيل بهار مصادف شد با شروع انقلاب عظيم و مردمي ايران. او در همان ابتداي انقلاب با گروه هاي مردمي به مبارزه با رژيم شاهنشاهي اقدام کرده و چون دوران حساس نوجواني خود را سپري مي کرد از فعالان دوره انقلاب به شمار مي آمد او در دوران فعاليت خود شب و روز نمي شناخت که با پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت ايشان بيشتر و بيشتر گرديد و با شروع جنگ تحميلي با شرکت در فعاليت هاي گروه مقاومت به عضويت بسيج در آمد و فعاليت گسترده اي را آغاز نمود ولي به دليل کم بودن سنش نمي توانست به جبه برود با اين وجود در گروه مقاومت شهيد هاشمي نژاد مسجد توحيد در صحنه هاي مختلف فعاليت هاي مستمري را داشت و از اين طريق پشت جبهه ها را حمايت مي کردند و امنيت داخل شهر را برقرار مي کردند.با فعاليت و تلاش زياد و عشقي که به جبهه و جنگ و دفاع از ناموس کشور خود داشت بالاخره پدر و مادر را راضي کرد که به جبهه برود و از طريق بسيج عازم جبه هاي جنگ گرديد و توسط نامه هاي بسياري که ارسال مي کرد خانواده را به آرامش و کمک به رزمندگان اسلام دعوت مي کرد.ايشان چندين مرحله به جبهه ها اعزام شدند و در عمليات هاي متعددي نيز شرکت نمود از جمله عمليات هاي فاو ـ کربلاي 4 و 5 ـ بيت المقدس.او دو مرحله مجروح گرديد و يک مرتبه که شيميايي شده و اين مورد باعث بستري شدن وي در چندين ماه گرديد يک بار ديگر از ناحيه دست چپ مجروح شده بود(تير به دست چپش اصابت کرده بود) وقتي شيميايي شده بود به او مرخصي داده بودند و براي استراحت به خانه آمده بود.دکتر پمادي به او داده بود تا با آن گردن ،کمر و شکم خود را چرب کند مادرم برايش چرب مي کرد و همراه با چرب کردن يک لايه از پوست کمر و شکمش جدا مي شد و اين عمل چندين مرتبه در يک روز تکرار مي شد.از مشخصات مشهود وي اخلاق و رفتار خوب،نحوه برخوردش با اقوام،خويشان و آشنايان بود او همواره به خانه اقوام و خويشان و آشنايان رفت و آمد داشت و مدام از آنها سرکشي مي کرد و اين عمل او باعث انسجام بين اقوام شده بود. وي به خاطر اخلاق و رفتارش از محبوبيت خاصي برخوردار بود.تا اين که در سال 1364 نوبت به خدمت مقدس سربازي اش رسيد و وي با حضور در سپاه پاسداران خدمت مقدس خود را سپري نمود که در اين مقطع نيز در چندين عمليات غرور آفرين حضور داشت.در آخرين مرحله اي که به مرخصي آمد چند روزي مانده از اقوام و خانواده خداحافظي کرد و رهسپار جبهه ها گرديد.زماني که از درب حياط بيرون مي رفت خوشحال و چشمانش پر از اشک بود.او در تاريخ 11/11/1365 به سمت جبهه ها راهي گشت و بالاخره در روز 22 بهمن ماه سال 1365 توسط هواپيماهاي عراقي مورد هدف قرار گرفته و به درجه رفيع شهادت نائل آمد.روحش شاد و يادش گرامي باد
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید