به نام خدا : زندگي نامه شهيد محمد ناصر مرداني : شهيد محمد ناصر مرداني در تاريخ 21/1/46 که مصادف با عاشوراي حسيني بود در شهر مرودشت متولد شد . دوران کودکي در خانواده از محبوبيت خاصي برخوردار بود و خانواده او را بسيار دوست داشتند . شهيد محمد ناصر بسيار خوشرفتار ، خوش اخلاق ، صادق ، راستگو ، شجاع و مردم دار بود . دوران تحصيلات ابتدائي را در مدرسه عشايري سپري کرد که دانش آموزاي موفق و درس خوان بود چون فاصله بين خانه و مدرسه زياد بود عده اي از دانش آموزان هم سن و سال و کوچک تر از خود را مواظبت کرده و در رفت و آمد به آن ها کمک مي کرد . به همين خاطر دوستان بسيار زيادي داشت . دوران تحصيلات راهنمائي را در مدرسه شهيد ايرج شهابي گذراند که دو تا برادرش هم دبير او بودند . تحصيلات دبيرستان را در مدرسه شريعتي مشغول به ادامه تحصيل بود ، او به سني رسيده بود که خودش خوب و بد را از هم تشخيص مي داد و مي توانست تصميم بگيرد . در همين دوران به عضويت گروه مقاومت شهيد کلاهدوز واقع در خيابان 22 بهمن در آمد ، در جلساتي که به صورت هفتگي برنامه ريزي مي شد شرکت کرده و با پايگاه همکاري داشته و در مراسم و ايام الله فعاليت داشتند . ايشان چندين بار تصميم گرفتند که از طريق بسيج و هلال احمر به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل برود چون بعد از چند دقتر متولد شده بود و تنها پسر مجرد در خانواده با رفتن او مخالفت مي شد تا اين که سرانجام تصميم گرفتند به خدمت سربازي بورد تا شايد از اين طريق به خواسته دل خود برسد . در تاريخ 18/7/67 به اصفهان اعزام شدند دوران آموزشي را در اصفهان گذرانده و پس از اين دوران به کرمان منتقل شدند . ايشان سربازي لايق و شايسته بود که هر وقت به مرخصي مي آمد از رفتن و شهادت صحبت مي کرد ( مي گفت شما نمي دانيد که شهادت چه لذتي دارد ) بارها با قاچاق چيان در گير شده بود که از درگيري با آن ها صحبت مي کرد و مي گفت آن جا گلوگاهي است که هر کس درگير شود برگشت او با خداست . در بين دوستان و فرمانده و خانواده اش از محبوبيت خاصي برخوردار بود و بچه هاي فرمانده او را دائي ناصر صدا مي کردند . ايشان به فعاليت هاي ورزشي علاقه شديدي داشتند که در مسابقات فوتبال که بين تيم ها در شهر مرودشت برگزار مي شد شرکت مي کردند در دوران سربازي عضو تيم فوتبال شهداء کرمان بود که او را ستاره پا طلائي تيم مي ناميدند . به ورزش کشتي هم علاقه شديدي داشتند و مدتي هم کشتي کار مي کردند . ً خصوصيات خاص اخلاقي ً 1) در رابطه با حجاب افراد خانواده بسيار حساس بود ودائم به خواهران خود تذکرات لازم را مي داد . 2) از بلند صحبت کردن و فرياد کشيدن دوري مي کرد و چنان چه در خانواده مخصوصاً مادر و خواهران بلند صحبت مي کردند حساسيت نشان مي داد . 3) در رابطه با افراد معتاد و سيگاري بسيار حساس و هميشه مي گفت اگر من دستم باز بود به هر نحوي که مي شد مواد مخدر را از بين مي بردم را نجات مي دادم هميشه از افرادي که دور و بر اين مسائل بودند دوري مي کرد سرانجام در هفدهم فروردين ماه سال هزار و سيصد و شصت و هشت که مصادف با ماه مبارک رمضان بود در تنگه هشتادان کرمان با قاچاق چيان در گير شده و به فيض شهادت نائل آمد . گل سرخم به هشتادان خشکيد - نهال آرزويم بي ثمر شد - وفا کردم جفا سهم دلم شد - عزيزم رفت و عمرش بي ثمر شد .