بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد نورالله بخش در خانواده اي مذهبي در روستاي کوچک و در خانواده اي کشاورز در سحرگاه پنجم خرداد 1338 ديده به جهان گشود . آن بزرگوار از همان ابتدايي با زندگي در مزرعه و محيط زيباي روستا رشادت و شجاعت و چابکي همراه با صداقت و پاکي و بي آلايشي در خدمت پدر و مادر بزرگوارش کسب نمود و در دروان کودکي که با برادران ديگرش به مزرعه مي رفت با فداکاري و تلاش سعي مي نمود که در کاهاي به آن ها ياري رساند و تلاش هاي او نشان از هوش و سرشار و استعداد خداداديش بود به طوري که با ابزار و بسيار ابتدايي خيلي از ادوات کشاورزي سنتي را مي ساخت و تا در کارها به خانواده اش کمک نمايد که باعث تعجب سايرين مي شد و آن بزرگوار دوران ابتدايي را با کسب مدارج عالي در زادگاه خود به پايان رسانيد و در ساخت فضاي سبز مدرسه تلاش وافري از خود نشان داد به طوري که باغ احداث شد و تا مدت ها ي طولاني مثمر ثمر بوده است اما به دليل نبود مدرسه راهنمايي و کمبود امکانات زندگي قادر به ادامه تحصيل نگرديد ولي براي هوش سرشار آن بزرگوار و درک بالاي او از وضعيت سياسي و فرهنگي جامعه سوار شرط تعيين کننده اي نبود آن بزرگوار هموراه با شرکت در راه اندازي دسته جات در ايام محرم و سرگواري ماه صفر و ايام ماه مبارک رمضان نقش به سزاي در هدايت همسالان خود داشت و با شروع انقلاب اسلامي همواره در صحنه هاي روستا نقش مهمي داشت .آن بزرگوار با اقتضاي سن خود در ارتش جمهوري اسلامي تيپ 55 هوابرد شيراز انجام وظيفه کرد و با رشادت ها خود و هوش سرشاري که داشت وظيفه خطير بي سيم چي را بر عهده گرفت و در جبهه هاي حق عليه باطل وظيفه خود که انقلاب و اسلام را اداء کرد . در يکي از مرخصي ها خود که از تلويزيون برنامه شهادت دولتمردان پخش مي شد آن بزرگوار آرزو کرد که اي کاش از ياران اين بزرگوار بود و هنگامي که با اعتراض برادران و اطرافيان مهمان در جلسه رو به رو مي شود با فدارکاري و شجاع غير قابل وصفي اظهار مي داند مرگ با عزت بسيار با ارزش تر از زندگي است و آن مرخصي آخرين بار مرخصي شهيد بود و بعد از آن که به جبهه ها رفتند و شربت شهادت را در جبهه دهلاويه نوشيدند و لقاء پروردگاراش نائل شد و راهش پر رهرو و يادش گرامي باد .والسلام