کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
01:52
محمد رضا ابولپورمفرد

محمد رضا ابولپورمفرد ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند ابول

تاریخ تولد
1346/01/28
تاریخ شهادت
1367/03/23
محل شهادت
شلمچه
محل تولد
خوزستان - آبادان - آبادان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
محل دفن
-
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمدرضا ابولپور مفرد
شهيد محمد رضا در 28 فروردين سال 1346 در خانواده متوسط مذهبي در شهر آبادان به دنيا آمد دوران کودکي خود را با موفقيت سپري نمود و وارد دبستان شدند دوران دبستان را هم با موفقيت به پايان رساند سال اول راهنمايي بود که مبارزات انقلاب اسلامي شروع شد با سن کمي که داشت در تظاهرات شرکت مي کرد و در شعار نوشتن بر روي ديوار فعاليت زيادي داشت چند مرتبه افراد گروهکها جلويش را مي گرفتند و مزاحم کارش مي شدند ولي او در کارش فعال بود موقع تشريف امام خميني ره کوچه محل زندگي خودشان را کوچه هاي اطراف را تزيين کرده کلاً از نوجوانهاي فعال و با ايمان و با محبت بود و دوست داشت که به همه کمک و مشکل ديگران را حل کند سال 58 در آبادان سيل آمد براي کمک به سيل زدگان هر نوع کمکي که از دستش بر مي آمد دريغ نمي کرد . سال سوم راهنمايي که بود که جنگ تحميلي شروع و از آبادان به شيراز آمد ولي از همان آغاز جنگ دوست داشت که به جبهه برود از اخلاق شهيد بگويم که خيلي خوش اخلاق و با ايمان و مهربان و با محبت بود همچنين خيلي با تقوا بود فعاليت اجتماعي خود را در شيراز با مسجد باقر آباد و جز گروه مقاومت مسجد بودند و در اين مسجد هم خيلي فعاليت مي کرد و در پاسداري شبانه از شهر و ديگر کارهاي و رفع مشکلات مسجد موفق بود تا قبل قانوني شدن براي رفتن به جبهه يکي دوبار سنش را در شناسنامه دستکاري کرد تا آموزش رفت اما موفق به رفتن به جبهه نشد زياد به جبهه رفت ديپلمش را در رشته اقتصاد گرفت و همان سال در رشته زبان فرانسه دانشگاه شهيد بهشتي تهران قبول شد ولي جبهه را رها نمي کرد و مي گفت جبهه رفتن واجب تر است در عمليات کربلاي 5 و والفجر 10 بيت المقدس 5 و چند عمليات ديگر شرکت داشت و در گردان امام مهدي عجل الله تعالي فرجه لشکر نوزده فجر خط شکنان گردان بودند سه بار زخمي شدند و در آخرين عمليات جنگ بيت المقدس هفت خرداد ماه سال 1367 به درجه رفيع شهادت نائل آمدند آرزويي که هميشه داشتن به آن رسيدن خودشان هم خبر شهادتش را قبل از شهادت به خانواده دادند وقتي به ايشان مي گفتيم سه بار زخمي شدي مي خنديد و مي گفت بله اين بار ديگر شهادت است . يادش گرامي و راهش مستدام باد .
-
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید