بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عليرضا عليزاده
شهيد در خانواده اي از نظر مالي متوسط و از نظر مذهبي متعصب بدنيا آمد. در دوران کودکي زماني که تازه نشستن را تمرين مي کرد بر اثر سهل انگاري بزرگترها پايش به قوري چاي داغ خورد و دچار سوختگي در ناحيه پا و ران شد اين دوران به هر سختي بود سپري شد در سن 5 سالگي در حالي که شير داغ روي بخاري وسط اتاق جهت آماده شدن براي صبحانه مي جوشيد با دوندگي و برخورد با ظرف شير جوشيده،شير روي پايش ريخت و مجدداً در ناحيه پا دچار سوختگي شد در حالي که مادر خانواده با اين دو بار سوختگي در دوران کودکي فرزندش نگران دوران بزرگسالي او بود خداي نکرده ؟؟؟ پيش نيايد که منجر به فوت او براثر سوختگي شود پا به مدرسه گذاشت و دوران ابتدايي را با موفقيت گذراند وارد دوران راهنمايي تحصيلي شد سال سوم راهنمايي 1360 وارد بسيج و با راضي کردن خانواده عازم جبهه هاي حق عليه باطل شد در طي سال هايي که به جبهه مي رفت درس و مدرسه را نيز فراموش نکرده البته درس ها مقداري عقب مي افتاد ولي در جواب سؤال هاي اعضاء خانواده که درست چه مي شود مي گفت انشاءالله وقت بسيار است الان بايد نياز جبهه ها را برآورده کرد و به فرمان امام لبيک گفت او بسيار معتقد بود که بايستي آن قدر جنگيد تا به کربلا رسيد او آرزو داشت همه رزمندگان اسلام در صحن آقا امام حسين(ع) همديگر را ملاقات کنند شهيد جواني ورزشکار و فوتباليست قابلي بود در تيم اميد داراب عضويت داشت وقتي به نماز مي ايستاد حالت عرفاني قشنگي پيدا مي کرد نماز شبش ترک نمي شد در سال 1365(زمان شهادت) مدتي که در جبهه بود عضو تيپ المهدي گردان کميل بود و در 20 ديماه همين سال در عمليات کربلاي پنج در شلمچه در حالي که خط شکن بود به شهادت رسيد. روحش شاد و يادش گرامي باد