کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
09:16
قربانعلی احمدی یادکوری

قربانعلی احمدی یادکوری

فرزند خلیفه

تاریخ تولد
1342/05/11
تاریخ شهادت
1362/05/22
محل شهادت
سردشت
محل تولد
فارس - ممسنی - دشمن زیاری
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
محل دفن
-
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد بزرگوار قربانعلي احمدي : برادر شهيد قربان علي احمدي به سال 1342 در يکي از چادرهاي سياه عشايري در ايل قشقائي در آن محيطي که پر از مشقت ها و فقر و محروميت براي ايل عشايري بود و همچنين مشقت گرما و سرماي تابستان و زمستان در خانواده اي که آکنده از مهر و محبت ايمان و اخلاص بود پا به عرصه وجود گذاشت . چون اين خانواده به طور متناوب در حال کوچ بودند لذا مسئله آموزش و کلاس درس جهت فرزند به سختي امکان پذير بود به همين دليل پدر شهيد قربان علي احمدي با کوچ نشيني وداع کرد و با خانواده در محلي از توابع قرچمن بنام تنگ کبوتري سکونت جستند . در اين روستا شهيد وارد مدرسه شد و دوران ابتدائي را با موفقيت فراوان به پايان رسانيد و نظر به اين که براي خانواده ايشان در اين محل کاري جهت معاش زندگي نبود به يکي از روستاهاي نزديک شيراز به نام کشن نقل مکان کردند . شهيد قربان علي احمدي جهت کمک به خانواده ي خود و برادرش که مدرسه مي رفت به سرکار ساختماني رفت و بعد از دو سال به تحصيل خود ادامه داد تا اين که وارد دبيرستان شد و در دبيرستان کمال الملک ثبت نام کردند ، برادر قربان علي احمدي به علت فقر مادي ترک تحصيل نمود و پس از ثبت نام در نيروي زميني مورد پذيرش آن نيرو قرار گرفت ، ليکن از رفتن به ارتش منصرف و با گرفتن دفترچه آماده به خدمت مدتي در جهاد سازندگي مشغول خدمت شد . در تاريخ 15/12/1361 جهت خدمت مقدس سربازي به تهران اعزام شد و پس از آموزش در ستاد قرارگاه کرمان مشغول خدمت شد و با شروع جنگ تحميلي تمايل شديدي به شرکت در اين جهاد مقدس از خود نشان مي داد . شهيد قربان علي احمدي مي گفت: قبل از اين که من يک سرباز باشم يک مسلمانم و بايد برادراني که در جبهه حق عليه باطل مي جنگند کمک و ياري کنم . از اين جهت داوطلبانه به جبهه سردشت اعزام شد بعضي از آشنايان مي گفتند: به جبهه نرو و شهيد در جواب قاطعانه و با صراحت مي گفت: اگر من و امثال من به جبهه نرويم خون ندهيم چه کسي بايد برود ، چه کسي بايد تفنگ برادر من که بر زمين افتاده را برداشته و راهش را ادامه دهد ، مسلماً اگر من آن تفنگ را بر ندارم دشمن بر مي دارد . برادر شهيد قربان علي احمدي قبل از رفتن به جبهه به مادرش گفته بود که من شهيد مي شوم و به درستي که شهادت را آگاهانه درک کرده بود و بزرگترين سعادت مي دانست . تا اين که در تاريخ بيست و دوم مرداد ماه شصت دو در جبهه ي سردشت به افتخار شهادت نائل آمد . همان گونه که خود گفته بود و پس از تشييع با شکوه پيکر مطهرش در قطعه ي شهداء دارالرحمه به خاک سپرده شد .روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
-