کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 16 مرداد 1405
07:36
علی  اصغر اژدهاکش

علی اصغر اژدهاکش ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند کیکاوس

تاریخ تولد
1351/01/01
تاریخ شهادت
1366/12/30
محل شهادت
خرمال
محل تولد
فارس - کازرون -بوشیگان دیلمی
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
محل دفن
-
بسم الله ارحمان الرحيم
زندگينامه شهيد علي اصغر اژدهاکش:حمد و شکر خداوند مقتدر و مهربان که ما را از اين همه مواهب برخوردار ساخت. دورود بر همه انبياء عظام که در طول تاريخ بشريت را ار چنگال ظلم و جور رهانيد. و درود و سلام بر يگانه منجي عالم بشريت امام عصر (عج) و نائب بر حقش رهبر پر قدرت و بيدارمان حضرت امام خميني که دست همه ما را گرفت و از ظلمات به نور آورد. و رحمت خدا بر کسانيکه هستي خويش را نثار اسلام کردند و هميشه به ما آبرو و حيثيت و عزت و شرف بخشيدند، و درود خدا بر شهيدان کربلاي حسيني که با خون خود بما ملت ايران فهماندند که بايد در راه اسلام و قرآن قدم برداريم و هميشه به فکر پيروزي اسلام باشيم. در ماه محرم در شب عاشورا در سال 1351 کودکي در خانواده مذهبي در روستايي محروم به نام بوشيگان ديلمي از توابع شهرستان کازرون پا به عرصه وجود نهاد. پدرش به خاطر اينکه در شب عاشورا به دنيا آمد نامش را علي اصغر گذاشت. دوران کودکي را در آغوش گرم و پر مهر و محبت خانواده گذراند به خاطر استعداد شايانش در سن پنج سالگي وارد مدرسه شد. دوران دبستان را در همان روستا مشغول به تحصيل شد و دوران ابتدايي را با موفقيت کامل به پايان رسانيد، و نيز دوران راهنمايي را در مدرسه ، همان روستا طي نمود و در اين زمان بود که با مسئول سياسي و اجتماعي و مذهبي بيشتر آشنا شد و رشد کرد و فعاليتهاي عملي خود را درپايگاه مقاومت شهيد حسين اژدهاکش شروع نمود و يکي از اعضاي فعال پايگاه به شمار مي رفت و هميشه در فعاليتهاي پايگاه پيشتاز بود و در دوران راهنمايي از شاگردان ممتاز بشمار مي رفت اين شهيد عزيز دوران راهنمايي را با موفقيت کامل به ايان رسانيد و وارد دبيرستانم شد ولي هميشه با توجه به مسائل سياسي و مذهبي و اجتماعي مسئله جنگ را در رأس همه امور مي دانست و سعي داشت از هر نظر بتواند به جبهه کمک کند و هميشه شور عشق جبهه و جبهه رفتن را در سر داشت و به خاطر کمي سن نمي توانست در جنگ شرکت کند در حين اينکه در سال اول دبيرستان در رشته علوم تجربي در دبيرستان شهيد مطهري به تحصيل اشتغال داشت ؟؟؟ سال بود که تمام کوشش خود را در جهت حضور در جبهه بکار بود و بالاخره به عناوين مختلف توانست جهت عزيمت به جبهه رضايت خانواده را جلب کند. شهيد عزيز با علاقه بسيار با سپاهيان لشکر حضرت امير (ع) در مورخه 5/10/66 عازم جبهه شد. او محصل بود اما از تحصيل و تمام خواهشهاي نفس گذشت و بجاي کلاس درس به سنگر رفت و به جاي قلم اسلحه بدست گرفت و به جاي صداي استاد آواي گلوله گوشش را نوازش داد و به جاي رياضي و فيزيک درس مقاومت و ايثار را آموخت. آزمايشگاهش ميدان نبرد و تاريخ امتحانش شب عمليات بود. مونسش تفنگ بود و به جاي کلاس درس بجبهه رفت ولي از درس هم غافل نبود تا فرياد دانش آموزي که کلاسش را بوسيله بمباران هوايي خراب کردنده اند و صداي گرم استادش را با انفجار قطع کرده اند و از بي حرمتي که به حريم مقدس مدرسه اش روا داشته اند دفاع کند بوسيله مدرسه و جنگ. و مدت مأموريت سه ماهه خود را در جبهه هاي جنوب با رشادت و شهامت و خلوص نيت به پايان رسانيد و در اين مدت چون احساس کرد که جبهه نيازمند به نيروهاي انساني مخلص دارد. با وجود اينکه در مدت سه ماه به ديدار خانواده اش نيامده بود با آغاز عمليات والفجر ده (10) مدت مأموريت خود را تمديد نمود و از جبهه جنوب عازم کردستان شد و مشغول نبرد با شرورترين دشمنان اسلام شد و پس از فتح شهرهاي حلبچه خرمال و نوسود و طويله پيروزيهاي فراوان بالاخره در تاريخ 30/12/66 بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ بدرجه رفيع شهادت نائل گرديد و کبوتر روح پاکش بسوي معبود پرواز کرد. او يک قهرمان بود و روحي سرشار از عطوفت و مهرباني داشت هميشه چهره اي خندان و مصمم داشت که مجذوب همه قومان و خويشان شده بود. نسبت به اقوام و دوستان صميمي بود احترام خاصي به بزرگسالان داشت و علاقه وافري به شکار و اسلحه و کوهپيمايي داشت و اکثر اوقات در مسابقات دو نفر ممتاز بود. که در آخرين علاقه را مبدل به انتقام گرفتن از دشمنان اسلام کرد اين حماسه ها تا نهايت ادامه دارد. در کجا ديده ايم و ديده ايد اين چنين سلحشوري که بجاي مدرسه و زندگي در دوران جواني در مقابل ظلم جهاني سينه سپر کنند و بدانند و بخوانند که ما در کشتن و کشته شدن پيروزيم، والسلام، روحش شاد و يادش گرامي و راهش مستدام.آري اي شهيد عزيز : اي علي اصغر که همانند علي اصغر امام حسين تو را کشتند مطوئن باش که ما تا آخرين قطره خونت راه تو را ادامه مي دهيم و اسلحه بر زمين افتاده ات را بر مي گيريم و بر قلب سياه دشمن نشانه مي رويم ان شا الله ،روحش شاد.
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمتي از وصيت نامه شهيد علي اصغر اژدهاکش
شهادت براي يک سرباز ايراني سلاح نويني است که به وسيله آن آخرين ضربه را بر پيکرزبون وزخم خورده دشمن فرود مي آورد امروز ما مي دانيم آمريکاي ستمگر بوسيله نوکر خود صدام ولشکريان کافر بعثي اش به ميهن اسلامي ما هجوم آورده است تا بخيال خام خود نهال جمهوري اسلامي ما را از بين برکند.چرا دست روي دست گذاشته وتنها نظاره گر باشيم تا اين چنين ميهن اسلامي را زير چکمه هاي خود لگدمال کنند.بايد بکوشيم وکشته شويم بايد بجنگيم تا روزي که اين خون ها سيلي بنيان کن شود وسردمداران کفر ونفاق را در خون خود غرق کند.اين ها را مي گويم تا دشمنان نگويند کورکورانه در اين راه قدم گذاشته اند است بلکه با چشم باز وآگاهي کامل اين راه را انتخاب کرده ام.اگر شهيد شدم دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا مردم بدانند که همراه خود چيزي از اين دنياي فاني نميبرم.چشمانم را باز بگذاريد تا بفهمند کورکورانه کشته نشدم وبا چشمي باز وآگاهي کامل اين راه را انتخاب کردم.خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
منتظري نستوه محافظت بگردان. زيارت کربلا نصيبمان بگردان.اسيران جندالله آزادشان بگردان.الهي آمين
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید