بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد علي اكبري
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. اين وصيت نامه هائي كه اين عزيزان مي نويسند مطالعه كنيد پنجاه سال عبادت كرده ايد.به نام او به نام خدا كه از اويم.هستيم براي اوست.رفتنم براي اوست و بازگشتنم بسوي اوست.من المومنين الرجال صدقوا ما عاهدوا..عليه فمنهم من قضانبحه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا.بعضي از آن مومنان بزرگ مرداني هستند كبه عهدي و پيماني كه با خداي خود بسته اند كاملا وفا كردند بعضي هم بر آن عهد ايستادگي كردند تا در راه او شهيد شوند و بعضي به انتظار مقاومت كرده و به هيچ وجه عهد خود را تغيير ندادند.شهادت هديه است گرانبها از طرف خداوند تبارك و تعالي براي بندگان خالص خود كه نصيب هركس نمي شود.انسان بايد در راهي سير كند كه سوابقش در آن خط باشد وبه الله سوگند من سعادت خويش را نيم يابم مگر در پيمودن خط خونين ابا عبداله الحسين عليه السلام كه راه تمامي شهداي انقلاب اسلامي است.جهاد در راه خدا گذشتن ار علاقه نفساني و حسيني وارد شدن و حسيني گونه شدن است و ببين كجائي و چه كار مي كني؟آنچه گذشت هيچ است و آنچه خواهد آمدكو؟و چه مي دانيم كه چه خواهد آمد؟پس من هستم و اكنون بر مي خيزم و به فكر خويش باشم.امروز ميدان كار و فردا ميدان مزد است.امروز عمل است بدون حساب و فردا حساب است بدون عمل.اي دوستان عزيز آنگاه كه محيط را از همه انسانها خالي مي بيند و دمي و لحظه اي از همه جا قطع نظر كنيد و همه محسوسات خود را كنار بگذاريد و از همه جا ببريد و بسوي خويش برگرديد و آنچه غلاف وجود خود فرو بريد و به دقت بنگريد كه گذشته ها گذشته و آينده هم مجهول الحال است.و با خود زمزمه كنيد كه چه خواهيم شد و تا كي حيات خواهيم داشت و عاقبت چه مرض و حادثه اي به سراغم خواهد آمد و بالاخره چه روزي و با چه كيفيتي اين قفس تن خواهد شكست و مرغ مرهوس روح پرواز خواهد كرد چه اينكهاين مطلب قطعا مورد شك نيست و بالاخره شدني است.كه آيا چگونه و به كجا خواهم رفت.و اما شما اي پدر و مادر مهربانم بدانيد و مطمئن باشيد من در امروز در راه جاودانه ام گام نهاده ام كه انتهاي آن اشا الله حكومت مستضعفين جهان است.بارها پيش خودم زمزمه نمودم كه شما براي من زحمت بسيار كشيديد و من هم در آخر نتوانستم زحمات شما را جبران كنم.در حق شما خيلي كوتاهي نمودم.و دين خود را نسبت به شما بطور صحيح ادانكردم.ولي مي دانم كه قطعا به مكاني خواهم رفت كه تا نفوس تكميل و روانها تطهير نباشد كسي نمي تواند به اين منزلگه دسترسي پيداكند پس چه بهتر كه اين زندگاني و دنياي رقت بار پر رنج و شكنجه زائي موجب غرق در گناه و معصيت رازها و به سوي او تنها عاشق مومن شتافته يك حركت و يك سفر آن موقعي معني و مفهوم پيدا مي كند كه مقصد واقعي در انتظار باشد زيرا مقصد است كه بر حركت و تكاپو مهني و مفهوم مي دهد همانطوري كه علي عليه السلام مي فرمايد:دنيا خانه عبور و آخرت مكان نتيجه گيري و حساب پس دادن در اينجا امكان تغيير سرنوشت از طرف خود انسان تغيير ولي در آخرت نيست همه اينها به يك طرف لحظه اي بعد از مرگ را بخاطر آور كه ديگر ياراي هيچ نداري و تنها اعمالت گواهت و شهادت كردارت پس چه خوب قبل از آن كه مرگ تو را در يابد و هيچ كاري از تو بر نيايد به خويش بازگردي و خود را ترازوي خويش بسنجي و با خود گرائي. واي بر من كه تمام عمرم بي حاصل تمام عمرم غرق در منجلاب گناه تمام عمرم در پوچي در پي هواهاي نفساني و شناور در اشتباه وقتي به گذشته اي نه چندان دور نظر مي كنم بسان رها شده اي در ظلمت كه در اتظار راهي باريك نوري است تا راه يابد ولي نور از او دور است كه ديگر هيچ اميد و نجاتي ندارد و يا شناوري در درياي بيكران كه هيچ اميد رهائي ندارد آيا به انتظار مرگ نمي نشيند تا شما را دريابد.هرگز برادرم؟؟؟شما را ببخشيد.از شما جدا مي خواهم برايم طلب آمرزش كنيد.مادرم بدان كه انسان تنها در مقابل مرگ تسليم مي شود و هيچ كاري از او بر نمي آيد.پس چه بهتر كه اين مرگ در راه عشق و در راه آنكس باشد كه انسان او را مي پرستد و به صورت شهادت انسان ملحق شود كه بهترين و بزرگترين نامها شهادت است چونكه شهادت حد نهائي تكامل انسان است.بعد از شهادتم افتخار نما كه فرزندي در راه خدا و اسلام هديه كردي.و من اميدوارم كه شما راه امام عزيزمان كه راه انبياء براي رسيدن به لقا الله است فراموش نكنيد.برادرانم كاش احساس مي كرديد در چه موقعيتي بسر مي بريد.بخدا مسئوليد موظفيد كه در چنين زماني قرار گرفته ايد.مبادا در دنيا دل به هواهاي نفساني بسته و پيوستگي خود را به اين انقلاب و اسلام جدا و دور سازيد.برادرانم تقوي را فراموش نكنيد.اگر با تقوا باشيد در اين جرعه از زندگي پيروزيد.و قطعا هم از روي اراده بر هواي نفس خود مسلطيد سعي كنيد هر عملي كه انجام مي دهيد فقط خالص براي خدا باشد كار براي خدا بسيار ارزش دارد.به خواهرانم بگوئيد كه حجاب اسلامي خود را در همه جا حفظ كنند.در پايان خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. مرا ببخش از اينكه:غيبت كردم و ازديگران بد گفتم و خودم را نيك شمردم.از اينكه براي برتري خودم ديگران را خوار و سبك كردم از اينكه همواره از ديگران عيب جوئي و نكوهش كردم.و عيوب خود را فراموش كردم از اينكه سخناني گفتم و بدان عمل نكردم.از اينكه ديگران را مسخره كردم تا اشتباهات خودم پوشانده شود از اينكه مانند جاسوس خبر چين اصرار خصوصي مردم را پخش كردم.از اينكه قول دادم اما خلاف كردم.از اينكه نسنجيده و با فكر حرف نزدم از اينكه بخاطر آسايش مردم خودم را به سختي نينداختم والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.