کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
22:34
حشمت اله امینی

حشمت اله امینی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند بخش

تاریخ تولد
۱۳۴۰/۰۱/۰۱
تاریخ شهادت
۱۳۶۷/۰۹/۲۷
محل شهادت
مجنون
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - ممسنی
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
فرمانده گردان
نحوه شهادت
خفگی در اب
نوع خدمت
سپاه
محل دفن
گلزار شهدای شیراز
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد حشمت الله اميني : شهيد حشمت الله اميني بخشي در تاريخ 1/1/1340 در شهرستان سپيدان در خانواده اي مومن و مذهبي ديده به جهان گشود. کودکي را با تربيت اسلامي پرورش يافت و در سن هفت سالگي به مدرسه رفت او دوره ابتدايي را در سپيدان و راهنمايي را در کازرون و سپس از آنجا به شيراز نقل مکان کردند و در شيراز دوران دبيرستان را به اتمام رساند. فردي با ايمان بود در زمان انقلاب فعاليت مذهبي و انقلابي داشت او همراه با برادر خود در پخش اعلاميه هاي امام حضوري کوشا داشتند و شبها در خيابانها نگهباني مي دادند و همراه با مردم در گرفتن شهرباني هم شرکت داشتند. او در گروه مقاومت مسجد آستانه و امام سجاد و چند مسجد ديگر فعاليت داشت. پس از پيروزي انقلاب و با حمله صدام به ايران تلاش نمود تا در ميادين نبرد حق عليه باطل حضور يابد و به طور داوطلب بسيجي در جبهه حضور پيدا کرد پس از مدتي به خدمت کميته انقلاب در آمد و بعد از آن هم به سپاه رفت و پاسدار کادر شد . تا اينکه سرانجام در سال 1367 مرداد ماه در جاده آبادان بر اثر واژگوني خودرو در حالي که غذا براي رزمندگان حمل مي کردند به شهادت رسيد. روحش شاد و يادش گرامي .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد حشمت الله اميني
انا لله و انا اليه راجعون. همه از خداييم و بازگشتمان بسوي خداست.
حمد و سپاس خدائي که تمام پديده هاي گوناگون را آفريده و با حکمت خويش آفريده هاي خود را استوار و محکم گردانيده که پيش آمدها بر او پوشيده نيست و امانت ها در پيشگاهش ضايع نمي گردد اوست شنونده دعاها و درخواست ها و پاداش دهنده اطاعت کنندگان و بالابرنده رتبه ها و منزلت ها و دفع ننده غم ها و اندوه ها و از بين برنده جباران و ستمگران. معبودي جز او نيست خداوندا پروردگارا بنده اي ضعيف بودم که اگر لطف تو نبود اگر کمک تو نبود از همان طفوليت از بين مي رفتم تو بودي که مرا از خاک درست کردي و سپس روح خود را در من دميدي و يک انسان کامل از تو ساختي و با ياري خودت مرا به سن بلوغ رساندي و بزرگم کردي و در آغوش خانواده اي مستضعف پروراندي بدن سالم به من عطا فرمودي کتاب آسماني که حاوي دستورات خودت مي باشد بوسيله پيامبرت حضرت محمد(ص) نازل فرمودي تا من راهت را ادامه دهم پروردگارا از گناهانم در گذر و مرا ببخش که براستي توئي بخشنده و مهربان و در حال حاضر به لبيک بنده معصوم و پاک امام خميني نماينده امام زمانت جوابگو شده ام و در اين راه مرا هدايتم کن درست که در زمان امامان و پيشوايان نبودم در صحراي کربلا نبودم که به هل من ناصر ينصرني حسين(ع) پاسخ دهم اما در حال حاضر به نماينده ايشان امام خميني لبيک گفته و آماده پيکار شده ام پروردگارا مرگ همه انسان ها به دست توست و اما آن لحظه نهائي مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده که تا زنده هستم بتوانم با دشمنان تو و دين تو به مبارزه ام ادامه دهم اما سخني با پدر زحمت کش و مهربانم من از پدرم بي نهايت قدرداني کرده که مرا به راه خداوند هدايتم کرد و مرا در آغوش بزرگ کرد و سالم تحويل جامعه داد تا بتوانم در راه خدا گامي مثبت بردارم پدر مهربانم همچون حسين(ع) مانند کوهي محکم و استوار باش و امام ما را و تمام رزمندگان اسلام را دعا کنيد و خدا را سپاس گوئيد که اين پير جماران گل خوشبوي جماران را به ما هديه داد تا ما را با قانون اسلام و دين خدا آشنا کند و اما سخني با مادر مهربانم که با چه رنج ها و مشکلاتي من را در آغوشش با محبت هاي دل نشينش پروراند و شب ها و روزها بيداري کشيد که هر چه گويم در موردش باز کم گفته و خيلي بنده اي ضعيف مي باشم که بتوانم از زحمات مادرم قدرداني کنم ولي خوب چون که مرا بزرگ کرده و به راه راست هدايتم کرده براي چنين روزهائي که در راه خدا جهاد کنيم. اما همسر مهربانم تو هم با مادرم همچون زينب محکم و استوار باشيد و اگر من شهيد شدم هيچ گونه ناراحت نشويد چون که هدفي که ما مسلمان ها داريم همين است و غير از اين چيز ديگري نمي باشد همسرم تو هم براي من زحمت هاي زيادي کشيدي از تو هم مي خواهم که مرا ببخشي و حلالم نمائي مبادا خودت را ناراحت کني چون که خدا فرموده و قرآن ياد داده و سند مي باشد که بندهاي من بايد در راه من و دين خودشان جهاد کنند و بکشند و کشته شوند و هيچ شکي در آن نيست و شما هم با اخلاق خوبتان با ديگران و با حجابتان بر چشم کوردلان تاريخ بکوبيد که راه شهدا را ادامه داده ايد و همچون زينب(س) مانند کوهي استوار و محکم باشيد و از تمام برادرانم و خواهرانم مي خواهم که مرا ببخشند و همگي امام را دعا کنيد و از تمام قوم و خويشان مي خواهم بخصوص همه همسايگان که مرا ببخشند دعا بجان امام يادتان نرود.خدايا،خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار. حشمت الله اميني25/11/1364
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید