کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 16 مرداد 1405
08:32
حشمت اله دینکانی

حشمت اله دینکانی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند هیبت اله

تاریخ تولد
1339/03/12
تاریخ شهادت
1366/12/28
محل شهادت
خرمال
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
محل دفن
-
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید حشمت الله دینکانی . شهید حشمت الله دینکانی در سال 1339 در روستای دینکان فارس در خانواده ای مومن و متعهد به اسلام متولد و دوران کودکی را در دامان مادری مقید به اسلام در کانون متشکل خانواده طی و از دسترنج پدری زحمتکش ارتزاق نمود سپس در کنار بچه های روستای با تحمل سختی ها ناشی از وضعیت حاکم در روستاها به تحصیل پرداخت و با توجه به استعداد خوبی که از آن برخوردار بود با موفقیت دوران پنج سال ابتدایی را سپری وارد مقطع راهنمایی شد اما به دلیل مشکلات فراوان من جمله ایاب و ذهاب پس از دو سال فراگیری در این سطح ادامه تحصیل را رها و در امر کشاورزی ، دامداری و باغداری که در جوانی تجربیاتی در این زمینه ها آموخته بود شروع به فعالیت نمود . پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر نشستن باغ انقلاب و به وجود آمدن تحولی عظیم در یکایک افراد و قرار گرفتن در اوضاع سیاسی مذهبی با شرکت در مجالس و مراسم سخنرانی هایی که توسط خطبای بزرگ برگزار می شد به معلومات دینی سیاسی و قوه درک و تحلیل خود می افزود و بگونه ای که در روحیات و عکس العمل وی کاملاً دگرگونی حاصله نمایان بود . ضمن آشنایی با مفاهیم اسلام و مسائل شرعیه از سن بلوغ به انجام واجبات پرداخت و همواره در خط امام و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی گام برداشت و در زمینه خود سازی به نتایج مثبتی دست یافت . وی در سال 1358 مشمول به خدمت مقدس سربازی گردید که بلافاصله خود را به حوزه نظام وظیفه معرفی و دفترچه آماده به خدمت دریافت نمود و راهی آموزش شد و پس از آن به ادامه خدمت پرداخت در 6 ماهه آخر 2 سال خدمت یعنی در 15/4/1360 در غالب نیروهای شهید چمران در گروه جنگ های نامنظم در منطقه سوسنگرد به رویارویی با بعثیون کافر پرداخت . پس از پایان خدمت در صد بر آمد تا به زندگی خود سامانی داده و لذا مبادرت به ازدواج این سنت پیامبری نمود که ثمره فرزند پسری است که از وی به یادگار مانده است . شهید حشمت الله دینکانی در رابطه با ویژگی های اخلاقی فردی مومن و مهذب در برخورد با افراد جامعه خصوصاً خانواده و همسر و فرزند بود و در مقابل آنان خضوع و خشوع کامل داشت و احترام به همسایگان را به نحو احسن انجام می داد . او بسیار صبور و قلبی سلیم داشت و مشکلات را با دوستی و مهربانی حل می کرد اوقات فراغت را به نیایش به درگاه احدیت و شرکت در مراسم شهداء و دعاهای کمیل و توسل و روزش می پرداخت . تا این که در اواخر سال 1366 خود را آماده نمود تا مجدداً راهی جبهه شود از این رو در تاریخ 6/10/1366 از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عازم مناطق غرب گردید و در عملیات والفجر 10 حضور یافت شهامت و شجاعت وی باعث دلگرمی دیگر همرزمانش می شد و همواره دوست داشت در خط مقدم با دشمن خصم به مبارزه برخیزد به طوری که در شب عملیات روحیه ای بسیار بالا داشت و داوطلبانه جهت خاموش کردن تیر بار دشمن که سخت مشغول آتش به روی نیروهای خودی بود حمله برد و همچون شیری مقاوم در خط مقدم در حالی که برای وصال به معشوق لحظه شماری می کرد عاشقانه به امید شهادت به پیش رفت و مردانه کمین تیر بار دشمن را منهدم و مانع پیشروی رزمندگان اسلام را از بین برد . آری این گونه شهید حشمت الله دینکانی در تاریخ 28/12/1366 در منطقه خورمال ندای حق را لبیک و به آرزوی دیرینه خویش که همانا شهادت در راه ایمان و عقیده بود رسید یادش در خاطر همه دوستان بزرگوار و راهش بیاری استمرار حرکت سرخ عاشورا مستدام باد . پیکر پاک و مطهر شهید عزیز حشمت الله دینکانی در تاریخ 8/1/1367 پس از تشییع از مقابل ستاد مراسم شهداء به زادگاهش انتقال و در جوار دیگر شهدای روستای دینکان به خاک سپرده شد . بن وا همه آن طلایه داران رفتند ، بیدار دلان روزگاران رفتند . در گوش جهان حدیثی از رمز بقا ، خواندند و به سوی لاله زاران رفتند . یادش گرامی .
بسم الله الرحمن الرحيم
فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولايشرك بعباده ربه احدا (سوره مباركه كهف آيه 110 )
پس كسى كه به ملاقات پروردگارش اميد بسته است عمل صالح انجام مى دهد ودرعبادت پروردگارش احدى را شريك اونمى گيرد من بعنوان يك فرد مسلمان اين جنگ را واجب دانستم وبه پيام امام امت خمينى بت شكن لبيك گفتم وبراى يارى رزمندگان به جبهه رفتم‌من شهيد شدن را سعادت مى دانم وكسى كه هدفش اسلام باشد درراه خدا مردن راافتخار مى داند واگر اين افتخار كه آرزوى ديرينه من بود نصيب من شد ازخانواده عزيزم خصوصا پدرومادرگرامى كه زحمات فراوانى براى من كشيده اند خواهش مى كنم كه درمصيبت من صبرزينب را بياد بياورند وبه آن جامه عمل بپوشاند واين را همه ما مى دانيم كه همه رفتنى هستند واميد وارم كه كسى كه موقع رفتنش رسيده است بادست پرازاين دنياى زود گذر برود درآخر ازهمه كسانى كه درتشييع جنازه ام شركت كرده اند كمال تشكر را دارم وازخداوند متعال مى خواهم كه همه شما سعادتمند باشيد . ازپدرومادروبرادران وخواهرم خداحافظى مى كنم اميدوارم كه حلالم كنيد وازتمام دوستان وآشنايان خداحافظى مى كنم درآخرازشما وكسانى كه اين وصيت را مى خوانيد يا مى شنويد مى خواهم كه من را دركنار دست برادرم غلامعلى به خاك بسپاريد وشما پدرجان خرج كرد ختم من را با كم ترين هزينه بگيريد كه خداوند ازاين كار خيلى خشنود مى شود وبراى قبرمن هيچگونه مقبره اى نگذاريد
عزيزان مى روندنوبت به نوبت خوشا امروز كه نوبت برمن آمد
والسلام حشمت اله دينكانى 2/10/66


QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید