بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد حاج سليمان زارع . صميميت و سادگي روستاي سجل آباد خرامه در سال 1327 شاهد تولد نوزادي بود که بعدها او را به راهي سرخ مي کشاند . پدرش از خادمين امامزاده قاسم بن حمزه بن موسي کاظم (ع) که در زادگاهش واقع است بود . فضاي مذهبي خانواده او را به سمت فضايل ديني سوق داد . چنان که از کودکي هوش سرشار ، اخلاق و صوت دلنشين او را در بين اهالي محل زبانزد کرد . علاقه به يادگيري علم از هفت سالگي او را واداشت تا دوره شش ساله ابتدايي را با طي مسافت 8 کيلومتري خانه تا مدرسه با پاي پياده پشت سر گذارد . پس از اخذ مدرک ششم ابتدايي و به سبب نبودن کار مناسب در روستا و نيز عدم امکانات تحصيلي به شيراز هجرت کرد و در کارگاهي فني مشغول به کار شد . در مدت اندکي استادکاري ماهري شد و براي ادامه کار راهي شهر ابوظبي گرديد . مدت دو سال در کشورهاي عربي کار کرد و سپس جهت خدمت سربازي به ايران برگشت . پس از اتمام سربازي تشکيل خانواده داد و در زادگاهش کارگاهي راه اندازي کرد و ساکن آن جا گرديد . فعاليت هاي مذهبي و اجتماعي او در سال 1352 با تحريک يکي از روحانيون که براي تبليغ به محل آمده بود شروع شد . با توجه به صداقت و اخلاص و مطمئن نشان دادن او روحاني مذکور او را براي رهبري و هدايت جوانان آن محل برگزيد . از فعاليت هاي مذهبي و اجتماعي سليمان مي توان به پخش کتاب ها و نوارهاي سخنراني هاي امام (ره) راه اندازي و سر و سامان دادن هيأت هاي مذهبي تحت عنوان عزاداران سالار شهيدان کربلا و جلوگيري از ثبت نام عوام در حزب رستاخيز شاهنشاهي اشاره کرد . از ديگر فعاليت هاي هوشمندانه او بايد تشکيل تيم فوتبال براي اولين بار در محل را نام برد که همين عامل نزديکي جوانان محل به او و در نهايت هدايت آن ها و سمت اهداف انقلاب بود . با آمدن مرد مشرقي عشق ، به فرودگاه مهرآباد رفت و در مراسم استقبال 12 بهمن شرکت کرد . حتي در جريان نجات يکي از مجروحان تهراني در جلو دانشگاه تهران تا يک قدمي شهادت پيش رفت . پس از پيروزي انقلاب با تشکيل انجمن هاي اسلامي و شوراي اسلامي و همکاري با جهاد فعاليت هاي خويش را در راه حفظ انقلاب آغاز کرد . در زمينه آبرساني و برق رساني و زيرسازي و آسفالت جاده منتهي به محل کارهايي انجام داد که هنوز که هنوز است آثار پر برکتش باقي است ساخت دو مدرسه در محل و نيز مسجد هاشمي در آن جا بدون پيگيري هاي دلسوزانه او ممکن نبود در رهگذر فعاليت هاي عمراني بايد به بازسازي تنها امامزاده محل نيز اشاره کرد پس از آغاز جنگ تحميلي با ديدن آموزش يک ماهه در باجگاه شيراز در بهمن سال 1359 به جبهه هاي غرب کشور (مريوان) عازم شد و در اولين حضور فرماندهي دسته گروهاني را که فرمانده اش شهيد دعايي بود ، عهده دار شد . در شهريور ماه سال 1360 براي بار دوم به ارتفاعات حساس - بازي دراز - رفت و به علت سقوط ماشين آن ها که ناشي از برخورد گلوله خمپاره بود دچار مصدوميت شديد و شکستگي استخوان شد . معاونت قرارگاه تاکتيکي جزيره مجنون معاونت دوم يگان دريايي تيپ امام حسن ، فرماندهي گروهان دريايي از جمله مسئوليت هاي او در عمليات هاي والفجر مقدماتي ، والفجر 8 ، والفجر 10 کربلاي 5 و بيت المقدس 7 بود . ميزهاي مسئوليت بنياد شهيد شهرستان هاي خرامه ، ارسنجان و فسا هيچ گاه اخلاص و مردمداري و خدمت به چشم و چراغ ملت را از ياد نخواهد برد . اين مجاهد راه حق در جريان عمليات بيت المقدس 7 در حالي که مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته بود با آر پي چي به جان تانک هاي در حال پيشروي دشمن افتاده بود که به محاصره نيروهاي عراقي در مي آيد و به خيل جاويدالاثرهاي هشت سال دفاع مقدس مي پيوندند . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام .