کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
06:34
حسین سلطانی خواه

حسین سلطانی خواه

فرزند عبدالصمد

تاریخ تولد
1322/09/10
تاریخ شهادت
1361/01/08
محل شهادت
رقابیه
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
ارتش
محل دفن
-
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم .شهيد حسين سلطاني خواه در سال 1322 در شيراز متولد شدند . از اول ابتدائي تا ششم ابتدائي را در دبستان بصيري هنرستان مفتح جديد . اول دبيرستان تا سال سوم دبيرستان حاج قوام دبيرستان شهيد مفتاحي جديد و سيکل و دوم را هم شبانه در دبيرستان حيات و دبيرستان حاج قوام گرفته اند . از لحاظ اخلاقي و اجتماعي بسيار خوب بودند و به همه تا آنجا که مي توانستند کمک مي کردند و از لحاظ علمي نيز اگر افرادي در خانواده بودند که احتياج به شخثي داشتند که در درس به ايشان کمک کند هيچ وقت دريغ دستي نمي کردندو تا آنجا که مي توانستند به آنها کمک مي کردند و در رشته برق و رياضي تخصص داشتند . چه از لحاظ اجتماعي و چه سياسي و فرهنگي در قبل از انقلاب تمام فعاليتهايشان همه بطور مخفيانه فعاليت انجام مي دادند تا اينکه امام خميني که به ايران آمدند و به رهبري ايشان همانند ساير مردم ميهن اسلاميان به مبارزه بر عليه ظلم و ستم پرداختند . فعاليتهاي اجتماعي و سياسي در بعد از انقلاب که ديگر به صورت علني بود و به رهبري امام خميني و مدتي که در بين مدرم ميهنمان بود و فعاليتهاي ايشان قوي تر شد . به علت اينکه انقلاب به ثمر رسيده بود خيلي خوشحال بودند زيرا مي دانستند که ديگر ظلم و ستم از ميهنمان رفته اند و تحولات زيادي در روحيه ايشان ايجاد شد . خيلي علاقه داشتند که به جبهه بروند و ايشان نيز از اين طريق دين خود را نسبت به اسلام و قرآن اداء کرده باشند . در رابطه با گروهکها و ضد انقلاب تا آنجا که در توان داشتند به آنها با شدت برخورد مي کردند زيرا نظر ايشان در مورد اين گروهکها و ضدانقلابها اين بود که اين افراد باعث مي شوند وحدت در بين مرد پاشيده شود و به علت همين امر با آنها به شدت روبرو مي شوند . نظر ايشان در رابطه با جنگ تحميلي عراق اين بود که چون اين جنگ تحميلي از طرف عراق بوده است پس هيچگاه ما نبايد تسليم به صلح کردن شويم و تا آخرين قطره خونمان را بايد در راه دفاع از اسلام و ميهن و ناموسمان به مبارزه بپردازيم . ايشان از اول شروع جنگ تحميلي بين ايران و عراق در جبهه اهواز بودند تا حمله فتح المبين در جبهه بوده اند . نام مناطق جنگي که شهيد مشغول نبرد بوده است : جبهه سوسنگرد ـ منطقه نبرد ـ جبهه رقابيه ـ به علت اينکه به اهواز منتقل شده بودند نام مناطق جنگي که ايشان رفته بودند را درست اطلاع نداريم . ايشان نيز همانند ديگر رزمندگان از روحيه بسيار قوي برخوردار بودند و با کارها و اعمال خودشان نيز باعث مي شوند ديگران نيز از روحيه اي خوب برخوردار شوند . شهيد در زمينه هاي مخابرات ـ زبان ـ رياضي ـ تعمير وسايل برقي و بي سيم ـ تلفن و غيره تخصص داشتند . از لحاظ آثار هنري چون به رشته الکترونيک علاقه زيادي داشتند ترانس برق و اينجور چيزها درست مي کردند و از لحاظ فرهنگي : يک خلاصه نويسي از نهج البلاغه کرده اند در همان جبهه که هدفشان اين بود که به اين ترتيب نهج البلاغه را مختصرتر کرده و براي افرادي که در جبهه هستند بازگو کنند تا اينکه به شهادت رسيدند و در منزل خودمان مي باشد . اتفاقات مهمي که در زندگي ايشان رخ داد خيلي زياد مي باشد از جمله ازدواج و فوت پدرشان و به علت اينکه پسر خانواده بودند وظيفه سرپرستي مادر و 8 خواهر و برادر به ايشان محول شد . و ايشان مجبور بودند تا آنجا که مي توانند سعي و تلاش و کار و کوشش کنند تا بتوانند وظيفه سرپرستي خود را به نحو احسنت انجام دهند . رابطه خيلي خوبي با مادر و خواهر و برادر و همچنين خانواده خود داشتند و به همه رسيدگي مي کردند و اگر کسي احتياج به کمکي داشتند هيچگاه دريغ نمي کردند . اوقات فراغت خود را بيشتر صرف تعمير وسايل برقي مي کردند و به مطالعه مي پرداختند و به درس بچه ها رسيدگي مي کردند و همچنين سرشکي به افراد فاميل مي کردند. در آخرين دفعه اي که ايشان مي خواستند به جبهه اعزام شوند توصيه هايي کردند اين بود که همشه و در همه حال دنبال رو خط امام خميني باشيم و همچنين تا آنجا که مي توانيم در تربيت و پرورش کودکانم کوشا باشم و آنها را افرادي مفيد براي جامعه بار بياورم . و از آنها فردي مومن بسازم . و سرانجام در حمله فتح المبين در جبهه رقابيه بر اثر برخورد ترکش به قلب ايشان به شهادت رسيدند . روحش شاد و راهش مستدام باد .
-