کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
00:35
رسول بانشی

رسول بانشی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند غضنفر

تاریخ تولد
۱۳۴۵/۰۳/۰۵
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۰۶/۱۲
محل شهادت
جزیره مجنون
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
محل دفن
اثری از پیکرش بدست نیامد
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه برادر شهید رسول بانشی
در پنجم خرداد سال 1345 در شهر شیراز کودکی بدنیا آمد که نام او را رسول نهادند. پدر ایشان غضنفر و نام مادرش بیگم جان بود وی در خانه ای کاملاً مذهبی و میهن پرست بدنیا آمد او از میان 10 فرزند خانواده فرزند نهم بود و چون از آخرین فرزند ها بود و مورد علاقه پدر کم کم جایی برای خویش در قلوب برادر و خواهرانش جا کرد او اصول خواندن قرآن و نماز را همچون دیگر پسران از پدر خویش آموخت و آموزه های قرآن را همیشه سرلوحه زندگی خویش قرار داد تا در زندگی دنیوی بتواند توشه ای برای آخرتش آماده کند. وی به زیارتگاهها علاقه وافری داشت و به همین دلیل در سن 17 سالگی به همراه دوست دوران کودکی و نوجوانی اش به شهر مقدس برای بوسیدن حرم آقا امام رضا (ع) و طلب حاجات از خدای این امام همام و هم چنین عرض ارادت به امام هشتم خویش رفت. پدر رسول بی سواد بود و در دانشگاه شیراز به عنوان نگهبان آن دانشگاه کار می کرد و با درآمدی که از آنجا داشت زندگی خود را می گذراند. رسول همانند دیگر کودکان به ماشین علاقه زیادی داشت و این عامل سبب گشت که وی در سنین نوجوانی به تعمیر وسائط نقلیه بپردازد. رسول دوران دبستان و راهنمایی خویش را در مدرسه ای واقع در سه راه آستانه شیراز گذراند و موفق به کسب مدرک دوم راهنمایی شد او همیشه در مدرسه نمرات خوبی کسب کرد و جزء بهترین شاگردان مدرسه شناخته می شد او دید مثبتی نسبت به افکار و اندیشه های امام خمینی (ره) داشت و همیشه سخنان امام را که مورد قبول دیگر انقلابیون بود مقبول می داشت. وی در زمان انقلاب به خیابان ها می رفت و به تکثیر اعلامیه ها مشغول بود. وی که در سن 14 سالگی به عضویت بسیج درآمده بود پس از مدتی به خدمت سربازی رفت و خدمت خویش را در شهر شیراز گذراند و از طریق سپاه انقلاب اسلامی به منطقه جنگی اعزام گردید و در حین خدمت خویش چندین بار مجروح شد اما باز به جبهه بازگشت. و در بار آخر که مجروح شده بود در بیمارستان شیراز بستری شده بود یک روز قبل از اینکه دوباره به جبهه برود از همه اقوام طلب بخشش و حلالیت نمود و در یکی از روزهای داغ جبهه که می خواست برای دوستانش در جزیره مجنون غذا ببرد متأسفانه مورد حمله دشمن قرار گرفت و با اصابت خمپاره به قایق این شهید عزیز او را از پیشروی بیش تر بازگذاشتند و پس از این حادثه هولناک و پس از کنکاش و جستجو نتوانستند پیکر این شهید را پیدا کنند و نام این شهید در میان نام های دیگر مفقودین هشت سال دفاع مقدس قرار گرفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
والسلام
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید