کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
23:41
حمید  قهارترس

حمید قهارترس

فرزند محمود

تاریخ تولد
1332/05/15
تاریخ شهادت
1361/02/09
محل شهادت
سنندج
تحصیلات
کارشناسی
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
ارتش
محل دفن
-
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم . شهيد حميد قهارترس در سال 1332 در شيراز متولد شد . دوره ابتدائي را در دبستان سعدي و دبستان شعله گذرند و دوره دبيرستان را در دبيرستانهاي حيات و فرصت به پايان رساند . شهيد سروان حميد قهارترس بسيار مومن و بردبار ،صبور ، بلندنظر ، کم حرف و پرکار ، داراي سخاوت و ذاتي و گذشت و فداکاري بود . خصوصيات بارز اخلاقي توام با صفات پسنديده اسلامي را دراثر رنج و مشقاتي که در کودکي و جواني متحمل گرديده بود به دست آورده و چون در خردسالي تحصيل و کار را توأما انجام مي داد بخود متکي و کم توقع بود و اين بلندنظريها به خاطر ارتباط دائمي وي با خداوند منان و ارتباط دائمي وي باز تشنه محکم وحي بود . از کودکي جهت تهيه وسايل درسي مجبور به کار بود ، پس از پايان دوره ابتدائي و ورود به دبيرستان زمينه مناسبتري جهت فعاليتهاي اسلامي بدست آورد .پس از پايان دبيرستان در دانشکده افسري وارد و با درجه ستوان دومي به خدمت تيپ 55 هوابرد شيراز وارد خدمت شد ، از ابتداي و انقلاب با توزيع اطلاعيه هاي امام و روشن نمودن ساير همکاري به روند انقلاب کمک فراوان مي نمود . شهيد حميدرضا ترسي يکي از بهترين ورزيده ترين و مومن ترين پرسنل تيپ 55 هوابرد شيراز بود که در طول مدت خدمت خود مشاغل مهمي از جمله فرماندهي گروهان دوم از گردان 126 ، فرماندهي قرارگاه معاونت رکن سوم تيپ هوابرد شيراز را عهده دار بوده است . در اوايل انقلاب که عناصر ضد خدا و خلق در کردستان عزيز قائله بپاخاسته بودند وي داوطلبانه در معيت گردان 1126 پياده هوابرد به کردستان جهت سرکوب اين عوامل شرکت و ضمن واردآوردن تلفات زياد به آنان اسير و مدت شش ماه در معرض وحشيانه ترين و ددمنشانه ترين شکنجه هاي قرون وسطائي آنان قرار گرفت و چون حاضر به همکاري با آنان نشده و به مقدسات و امام عزيز نيز حاضر نبوده که اهانت روا دارد لذا حزب کمله دمکرات و فدائيان خلق و منافقين وي را به شدت آزار مي دادند به عنوان نمونه در چاه زنداني مي کرده در فصل سرما وي را مجبور به آب تني مي نموده و براي تخريب روحيه مراسم اعدامهاي وي را ترتيب مي داده ولي چون کوچکترين نتيجه اي از اين اعمال شيطاني به دست نمي آورده اند وي را شديدتر شکنجه مي نموده اند . در نتيجه اين ايستادگي ها باعث توقيت روحيه ساير همرزمان در زندان وحشتناک دولتر شده و از وي تنديسه اي از مقاومت و ايثار مي سازد . در اثر اعمال شکنجه هاي شديد به وي نامبرده تعادل روحي خود را از دست مي دهد . احزاب ياد شده وي را آزاد که به شيراز بر مي گردد . و مدت مديدي در بيمارستانهاي 576 ارتش ، بيمارستان حافظ و بيمارستان دکتر چمران بستري بود و تا اندازه اي سلامت نسبي خود را با ؟؟؟ ولي نه آنچنان که بتواند مانند قبل به خدمت خود ادامه دهد . پس از ترخيص از بيمارستان مجددا راهي جبهه کردستان گرديد و در اين مأموريت از ناحيه هر دو پا مورد اصابت خمپاره عوامل ضد اخلاقي قرار گرفته و پس از مدتي بستري بودن در بيمارستانهاي مراغه ، صنايع نظامي تهران ، 576 ارتش شيراز با وجوديکه از نظر رواني در حال رضايت بخشي نبود راهي جبهه جنوب و جنگ با ؟؟؟ حزب ؟؟؟ دموکرات ، فدائيان ضد خلق و منافقان يعني کافران بعثي شد و با اين وجود از انجام امورات محوله به خوبي برآمده و باعث دلگرمي همسنگران خود مي شد تا سرانجام در اثر موج انفجار و صدمه هاي شديد ناشي از انفجار سلاحهاي سنگيي ناراحتي وي دوباره تشديد و وي را در بيمارستان حافظ و چمران بستري نموده ولي بعد از اين فراز و نشيبها نامبرده سلامت خود را باز نيافت ولي چون فرد بسيار متعهد و وارسته و دوستدار دولت برخاسته از مردم بود و علاقه وافري به امام داشت دوباره با پادگان بازگشت و به انجام امور محوله ادامه مي داد در واقع شهيدي بود زنده باز با وجوديکه قدرت و تواني در تن نداشت لحظه اي از فعاليت باز نمي ايستاد و در اثر اينکه او را اجازه رفتن به جبهه نمي دادند بالاخره در روز 9/2/61 هنگاميکه افسر نگهبان تيپ بوده خود را با يک گلوله از پاي درآورد که پس از انتقال به بيمارستان سعدي به درود حيات گفت . روحش شاد و راهش مستدام باد .
-